خیلی ها می گویند: موسیقی ایرانی سوزناک، غم انگیز و حزن آور است! اما دلیل آن را نمی دانند. برخی ها نیز فقط به: موزیک شاد می اندیشند و: از غم گریزان، حتی یکی از: فعالان خارجی گفته : سینمای ایران یا می خندد، یا می گرید! اینکه زندگی دو: رو بیشتر ندارد و: غم و شادی در کنار هم هستند، امری بدیهی است. زیرا در نبودن غم، شادی معنی نمی دهد. و برعکس آن هم صادق است. زیرا یکنواختی برای همه: ملال آور است. فرض کنید همه کارمند باشند، یا همه کارگر باشند و: کسی بیکار نباشد، آن وقت کسی که کار می کند، نمی تواند پز بدهد که: شاغل است! چون همه شاغل هستند! و شاغل بودن ارزشی محسوب نمی شود. مانند هوا که در همه جا هست. ولی کسی آن را حس نمی کند. فقط وقتی ارزش: هوا معلوم میشود که: دچار بی هوایی شوند. خدا هم چون، همه جا هست، هیچ کس قدر او را نمی داند! و چون خالق است، کسی به فکر او نیست! برای همین هم، خدا انسان را آفرید تا: کمی متفاوت باشد! بار امانت الهی، همین متفاوت بودن اوست! فرق امام حسین ع با: دیگران از همین جا است: که امام حسین ع خدا را، برای نفس خودش، نمی خواست بلکه خدا را: برای خدایی اش می خواست. پس نفس خود را، قربانی خدا کرد تا: به خدا بگوید درست است که: همه جا هستی و: جایی نیست که تو نباشی تا: ما احتیاج به تورا درک کنیم، ولی همین که همه جاهستی، من، تورا درک می کنم. اکنون از همین جا، میتوان به وجود غم، در انسان پی برد . بسیاری از غم ها، زائیده نبودن یا نداشتن است. یعنی چون ما ثروتمند نیستیم، پس خوشحال نیستیم، یا اینکه چون نمی توانیم: زوج دلخواه خود را بدست آوریم، غم می خوریم. غصه ما از برای: مقام و شهرت و: همه موارد بشری، غم دنیایی است. اما یک غم هست که: از جنس دنیا نیست! مولانا می گوید: بشنو از نی، چون حکایت می کند!از جدایی ها، شکایت می کند. یعنی اولین نت موسیقی، در ساده ترین وسیله موزیکی که: نواخته می شود، غصه و غم ، ناله و شکوه از جدایی است. البته ادامه میدهد: چون نی را، از نیستان بریده اند، از نوای آن، مرد و زن نالیده اند. واین اشاره به: عالم ذر است. در آن عالم که: همه حاضر بودند و: محضر خدا را درک کردند و: خدا با آن ها صحبت کرد و: از آن ها تعهد گرفت. چه دنیای زیبایی بود! که از دست داده ایم. موسیقی غم، ما را به آن جا می برد. موسیقی محرم هم، می گوید چرا ما، از حسین جدا شدیم؟ و چرا گذاشتیم که: او از ما جدا شود؟ ما لایق وصل هستیم، نه جدایی . منطقا همه جدایی ها، به وصل قبلی برمی گردد. بنابر این ما وصل به خدا بودیم. وصل به امام حسین ع بودیم. ولی حالا نیستیم و: این غم را چه کنیم؟حتی آن هایی که: شادی می کنند، از شدت اندوه است که: شادی می کنند! موزیک پاپ نمونه، یک موزیک شاد است! اما واقعیت این است: این موزیک شدت استیصال ، اندوه و غم بشر است که: به قول ریاضی دانان، از ضرب دو منفی، یک مثبت بوجود می آید! و به قول شاعر: خنده ی تلخ من از: گریه غم انگیز تر است.كارم از گریه گذشته، به ان میخندم! موسیقی پاپ هم، موسیقی برده های سیاهپوست بود که: از شدت بیگاری و خستگی، آن را می سرودند . تمام موسیقی های شاد و غم انگیز، از ایران و از اهالی فارس، بیرون رفته. زیرا فارس ها، تنها گروهی بودند که: بهشت را بیاد داشتند و: آن را پاس میداشتند و: همیشه خدا پرست بودند. فرش ایرانی نمونه: هنر متعالی است که: همه جا انسان را، بیاد بهشت می اندازد. زیر پای ما، سبزه و گل است و: در و دیوار ما پر از: بلبل و سنبل .و موزیک ایرانی هم، از همان روزگاران: هبوط به زمین، آغاز می شود. همانطور که فرش ایرانی . حتی اعراب، موسیقی نمی دانستند تا: اینکه تعدادی از ایرانیان، برای تعمیر خانه خدا، به مکه رفتند! این بنا یان، برای رفع خستگی و سختی کار، هم آواز می شدند و: سروده هایی می خواندند. اعراب تصور کردند: این هم جزء عبادت است! وآن را دزدیدند و: بنام خودشان ثبت کردند. همانطور که اسب ایرانی را! که حضرت ابراهیم: برای پسرش از ایران آورده بود، تکثیر کردند و: بنام اسب عربی ثبت کردند..امام صادق می فرماید: نوروز، روز آفرینش زمین است و: فارس ها آن را پاس داشتند و: اعراب آن را ضایع کردند..