ابو موسی اشعری، آری یا نه؟
برخی تصور می کنند: ابوموسی اشعری، داستانی تاریخی و: مربوط به 1400سال پیش است! اما آن ها نمی دانند که حماقت بشری و: طمع یا فریب کاری، امری همیشگی است و: بشر قرن 21 اگر، بیشتر از گذشته آن را نداشته باشد، کمتر ندارد! به اعتقاد ما، همه داستان ها و افسانه ها، داستان خود ما است در: همین زمان و مکان که هستیم! برای فریب خود یا دیگران است که: آن را غیر واقعی یا: تاریخ گذشته می گوئیم. داستان امام حسین ع، یکی از آن نمونه ها است. ظالمان و ستمگران تاریخ، سعی دارند با: پرداخت هزینه های گزاف، ثابت کنند یک حادثه کوچک و: در گوشه ای از: این سیاره بسیار بزرگ بوده! و باید فراموش شود! شاید بتوان همین را، رمز بین ستمگر بودن یا: نبودن خود و:یا دیگران بدانیم. امام حسین ع اگر، در قلب ما جای داشت، ما آدمی نیکو کار هستیم. ولی اگر با او دشمن شدیم، یعنی ذات ما ایراد دارد. زیرا حسین ع که: ما را مجبور به این کار نمی کند، نفرت یا دوست داشتن ما، به عملکرد ها و: الگوهای رفتاری ایشان است. کسی مردم دنیا را تهدید نمی کند که: در عزاداری امام حسین ع شرکت کند. ولی همه آن هایی که: ستمگر نیستند، آرزو دارند روزی مانند: امام حسین بتوانند در: مقابل ستمگران بایستند. و آن هایی که خدا پرست هستند، از خدا می خواهند تا: مثل امام حسین ع خالصانه به: خدا عشق داشته باشند. برعکس آن، در حماقت نیز این طور است . کسانی که زیر و رو می کشند و: می خواهند مردم را فریب دهند، دوست دارند داستان معاویه ، یزید و ابوموسی اشعری ها فراموش شود. زیرا هر فریب و حیله ای که: می خواهند بزنند، قبلا آن ها زده اند! و اگر کسی سرگذشت آنان را بداند، فریب نخواهد خورد. حتی کلاهبر داری های: اینترنتی و فوق مدرن امروزی هم، فقط از سادگی مردم، سوء استفاده می کنند. و به قول حقوق دانان، فقط ابزار جرم فرق می کند! و الا، نیت ها همان نیت های پلید گذشتگان است. در قضیه هسته ای ایران هم، ممکن است ابوموسی اشعری تکرار شود! و ممکن است تکرار نشود. زمینه های تکرار ابوموسی اشعری، آن است که بگوییم: مردم از گرانی ها خسته شده اند، از تحریم به ستوه آمده اند و: آمریکا را دوست دارند و: می خواهند که: با دنیا تعامل داشته باشند! لذا باید هرچه آن ها، می خواهند انجام دهیم . در قضیه ابوموسی اشعری هم، مردم به امام علی گفتند: آن ها هم مسلمان هستند، باید به حرف آن ها گوش بدهیم. با اینکه عمرو عاص، از سوی معاویه تعیین شد، اصرار داشتند از سوی: حضرت علی ع، ابوموسی اشعری انتخاب شود. در حالیکه امام علی ع، مالک اشتر را برای این کار، مناسب میدانست. ولی مردم حاضر در آن جا گفتند: مالک اشتر، تندرو و افراطی است! باید فردی معتدل بیاید، وقتی ابوموسی اشعری، برای حکمیت رفت، عمرو عاص، از سادگی او استفاده کرد و گفت: بهتر است ما، هر دو خلیفه را عزل کنیم! ابوموسی رفت و گفت: همانطور که این انگشتر را، از انگشت خود در می اورم، حضرت علی ع،را عزل می کنم و:نوبت عمروعاص که شد گفت: همانطور که این انگشتر را، به دست می کنم، معاویه را به جای: علی ع نصب می کنم! در قضیه هسته ای هم، باید بازار خود را در اختیار چینی ها، قراردهیم تا: رای مثبت آن ها را بخریم، دریای مازندران را به روسها، اموال بلوکه شده را به آمریکا، کارخانه پژو را به فرانسه، کارخانه ایران خود رو را به انگلیسی ها! و امثال آن... ولی خواهیم دید بعد از اینهمه فداکاری، آن ها باز حرف خود را، تکرار خواهند کرد! قضیه ابوموسی به ما می گوید: حتی بعدا، طلبکار هم خواهند شد!زیرا هدف آن ها، فقط نابودی اسلام است.
دائره المعارف ماهین