محور قم به قدس، در آخرین ایستگاه!
قبل از انقلاب اسلامی و: در سال 1353-4 ما، در دانشگاه تهران در: دانشکده مدیریت، درسی داشتیم به نام: توسعه اقتصادی ! استاد غرب زده ما، مانند بسیاری دیگر از غرب زدگان، که حتی امروز هم، از دهانشان نمی افتد. ایران را کشوری عقب افتاده، لقب می داد که: به زور تبلیغات ، به نام کشورهای در حال توسعه! تغییر نام داده است! و آنقدر این کلمات را، تکرار می کرد: مثل امروز رادیو اقتصاد! که حال آدم به هم می خورد! و می گفت: شکاف بین ایران و: کشورهای پیشرفته! هر روز بیشتر می شود. چون آن ها سوار: بنز آخرین سیستم هستند و: ما الاغ سوار هستیم! بنده با اجازه ایشان، با اینکه فقط دانشجوی سال دوم بودم و: هنوز رسم نبود: پروژه یا کنفرانس بدهم، خواستم پروژه ای بدهم. بعد از کلی تحقیقات، یک برگ خلاصه تهیه کردم و: مثل اعلامیه های سیاسی: آن موقع، بین دانشجوها پخش کردم. آنموقع یادم است، تازه سازمان مجاهدین خلق، متلاشی شده بود و: خیانت وحید افراخته، بر سر زبان ها بود! وقتی چند تا از آن ها را، در جا مهری مسجد: دانشگاه تهران گذاشتم و: چند تا هم به دیواره دانشکده فنی، نصب کردم. فردای آن روز بجای آن،یک اعلامیه دیدم نوشته بود: ما گروه مهدویون هستیم! اگر شما هم نجات پیدا کردید، بیایید باهم وصل شویم!. موضوع پروژه من، این بود که: کمونیزم و امپریالیزم، به نقطه اوج خود رسید ند و:( طبق اصل کمال کل شی اول زواله) از این ببعد در حال: نزول خواهند بود! و جهان سوم رشد می کند. استقبال از این نظریه، بقدری زیاد بود که: به تحقیقات بیشتر دست زدم و: بیداری جهان سوم را به تجدید حیات اسلامی و: به زمان سید جمال الدین و بعد: به سلسله روحانیت: شهید مدرس و آیه الله کاشانی رساندم. البته این حرف ها، الان ساده است ولی، آن موقع مخصوصا در سطح دانشگاه تهران، خیلی مهم بود. بعد این ها را، جزوه کردم. پسر آیه الله غفاری، مرا به مسجدش دعوت کرد و: سه شب، شبهای قدر ماه رمضان را، پای تخته سخنرانی کردم و: موضوع را با: منحنی های لازم توضیح دادم. البته بعد ، در مسیر مسجد، شناسایی و دستگیر شدم و: جزوه مراهم، به ساواک بردند و: از من توضیح خواستند و.. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با انرژی بیشتری آن را تحقیق و: تالیف نمودم و: در مدرسه عالی شهید مطهری، تدریس کردم و: جزواتی نیز منتشر شد. در این دوران ،همه کوشش من این بود که: ریاضیات را در تحلیل تاریخی، وارد کنم و لذا، رشد و افول کمونیزم و امپریالیزم را، درقالب نمودار نشان دادم و: بعد محوری با :خط مستقیم نشان دام که: محور قم به قدس بود و یا: محور تهران تل آویو! که بعدا معروف شد به اینکه: راه قدس از کربلا می گذرد.تحلیل بنده از: انقلاب های مهم جهان نشان میداد که: آن ها به میزان قدرت خود، در انقلاب اسلامی، اثر معکوس و بازدارنده خواهند داشت. یعنی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ما، در گیر کمونیزم و: جنبش های غیر اسلامی بودیم. بعدا درگیر جنگ تحمیلی:با امپریالیزم شدیم و: اکنون در مقابل صهیونیزم قرار داریم . نحوه حرکت انقلاب اسلامی هم، دایره های موجی بود. یعنی ابتدا انقلاب در درون مرزها، با کمونیزم در گیر شد.(جنگ: خلق ها یا قومیت ها) سپس در مرزها، با امپریالیزم جنگید(جنگ ملت ها یا: ایران و اعراب) و اکنون در خارج از مرزها، با صهیونیزم هست(جنگ ادیان یا مذاهب). و این پرسپکتیو در خط مستقیم،نشان داد: انقلاب اسلامی توانسته، مسیر قم تا قدس را پاکسازی کند و:به مرزهای اسرائیل برسد و: از این زمان، با مقاومت اسرائیل در: برابر مسئله هسته ای: صلح آمیز ایران، پاکسازی کامل داخل اسرائیل آغاز شده است. پیام روشن رهبری معظم در دیدار با فرماندهان بسیج، و نیز نطق نماینده کلیمیان ایران در: مجلس شورای اسلامی ،نشان نقطه پایانی صهیونیزم است.
دائره المعارف ماهین