تجزیه حاکمیتی جهان
جهان در حال نوزایی: روش حکومتی نوین است. در این روش، میتوان گفت :مقاومت منفی، شروع کار است. یعنی اولین کار آنان، بی اعتمادی به حاکمیت و: دولت های موجود است. و این بی اعتمادی، ازبی اعتمادی به رسانه ها و: دستگاه های تبلیغاتی، آغاز می شود و: به بی اعتنایی به: سلاح های مرگبار ختم می شود. قدرت ماهیت دستور دارد! یعنی هرکس بتواند به: افراد بیشتری دستور دهد، قدرت بیشتری دارد. اما درتعریف جدید، قدرت در دستور دادن نیست، بلکه ضریب نفوذ دستور و: نتیجه اجرایی آن است. تجزیه حاکمیتی قرن بیست ویکم، برهمین مبنا است. یعنی رسانه ها یا حاکمان ،دستور می دهند، ولی طور دیگری اجرا یا: استخراج نتیجه می شود. مثلا تمام رسانه های غربی، برای منزوی کردن ایران، تلاش می کنند ولی، حاصل آن این است که اکنون به جز اخبار ایران، اخبار دیگری مخاطب ندارد!فیلم های هالیوودی بسیار سنگینی، برضد اسلام می سازند، ولی هر روز بر: تعداد مردان ریش دار و زنان باحجاب افزوده می شود!گویا یک قرارداد نانوشته، بین مردم دنیا هست که: باید برعکس آنچه سینمای: هالیوودی تبلیغ می کنند عمل کرد! زمانی بود، اشاره یک فیلم هالیوودی، حکومتی را سرنگون می کرد! یا سوال یک خبرنگاری، باعث تغییر حکومت می شد ولی، امروز، حتی لباس قرمز پوشیدن: مجری بی بی سی، مردم را به آشنایی بیشتر با: این سمبل شمری می کشاند. زمانی بود که داشتن: ته ریش در رسانه های غربی، به معنی تروریست بودن! شخص بود. ولی امروز، همه هنرمندان درجه یک، بدون کراوات و با ته ریش، بازی می کنند و به: تیپ جدیدی از میمیک صورت، در هنر رسیده اند. زمانی بود که: نام بردن از موشک یا: کلاهک هسته ای، لرزه بر اندام مردم می انداخت! ولی امروز دیگر کسی، از روی میز بودن گزینه: جنگ هم نمی ترسد. زمانی حرکت یک ناو جنگی: بسوی یک کشور، حکومت آنجا را ساقط می کرد. ولی امروز، ده ها ناوجنگی در: خلیج فارس، درانتظار لحظه مرگ خود!روزشماری می کنند.زمانی نام امام حسین ع ناشناخته بود!حتی اوباما، نام اصلی خود و پدربزرگش، حسین را، مخفی می کرد! ولی امروز جهان حسینی شده! اصلا حسین ع، امروزی شده است!. وقتی در کلاس تئاتر درس میدهند میگویند: داستان ها زمینه ساز:بحث های روانشاختی و: خودشناسی هستند! مثلا وقتی شش نفر آلمانی نازی، در یک اتاق گیر می افتند، هرکدام از آن ها، گوشه ای از رفتار: خود آگاه و ناخود آگاه: من وشما را، به نمایش می گذارند!در حالیکه، این کار در:صحنه کربلا،نه بصورت تصنعی ،بلکه به صورت واقعی در چند اپیزود، نمایش داده شده است. هریک از یاران امام حسین ع، انگیزه های مثبت و الهی ما را، نشان می دهند.و لشکریان یزید، انگیزه های شیطانی و منفی خود ما هستند: حر ابن یزید ریاحی، شخصیت توبه پذیری ما است. ممکن است اشتباه کنیم، ستم کنیم، ولی بعد آگاه شویم و: توبه نماییم! عمر ابن سعد، شخصیت مقام طلبی ما است. وی از کسانی بود، که 5 وعده نماز خود را، پشت سر پیامبر نماز می خواند! ولی برای رسیدن به: حکومت شهر ری، حاضر می شود با امام حسین ع بجنگد!علی اصغرع، کودک شیر خوارشش ماهه ، تا جبیب ابن مظاهر، پیرمرد 75ساله، تحول مثبت سالهای مختلف زندگی ما است. پیشمرگ شدن علی اکبرع، فرزند جوان امام حسین ع، باطل کننده تمام فرماندهانی است که: خانواده و جوان خود را، همراه ندارند! همانطور که همسر انسان، اولین و:بزرگترین دوست اوست، می تواند به بزرگترین دشمن هم، تبدیل شود. این است که جهان در حال تحول و تجزیه حکومتی، دارد از امام حسین ع، الگو می گیرد.الگوی جدید نه شرقی است نه غربی! بلکه الگویی عاشورایی و: حسینی است.
دائره المعارف ماهین