دنیا مقهور رسانه ای ایران بزرگ شده است! الان سالیان سال است که رسانه ها، مخاطب ندارند : فقط اخبار و یا دیدگاههایی که: مربوط به ایران باشد، پرطرفدار است. شاید اولین بار، بغض رسانه ها در سال 1356 در: تهران ترکید و: تقی زاده با نام مستعار: احمد رشیدی مطلق، در روزنامه: اطلاعات، برعلیه امام خمینی، مقاله نوشت! واین مردم را، بیدار کرد و: فهمیدند نبض تمدن در کجا است و: دنیای استکبار و استعمار، چگونه می اندیشند و: چگونه عمل می کند. از آن تاریخ حرکت معکوس: رسانه ای شروع شد! و دیگر سنگر ی باقی نماند که: نام امام خمینی ره، بر آن حک نشده باشد. البته کلیه رسانه ها،ملزم به بردن نام: امام خمینی ره بودند تا: مخاطب داشته باشند.اما برخی از آن ها به اصطلاح: سرنا  را، از سر: گشاد ش می زدند!یا به قول شاعر : اطاعت اگر: از دست نیاید، گناهی باید کرد!از این رو، رسانه ها از سال 56 ببعد، دو دسته شدند: دسته ای که اخبار راست، منتشر می کردند و: دسته ای که سعی می کردند، این اخبار را دروغ و: بی اهمیت کنند. ولی به هر حال، اخبار را می گفتند تا: مخاطب را از دست ندهند. رسانه ها ابتدا، مکتوب بودند و: به صورت :اطلاعیه و اعلامیه ،بیانیه و یا آگهی یا : جزوه وکتاب :منتشر می شدند!تک برگی ها را اعلامیه و: چند برگی را جزوه و:بیش برگی را، کتاب می گفتند!مثلا در کتاب ماموریت برای وطنم، نویسنده ای برای شاه، کتاب نوشته بود که: وی به نام خودش چاپ کرده بود!در این کتاب همان توهین ها، را تکرار شده بود. و یا اعلامیه هایی که: فرمانداری های دوران حکومت نظامی، چاپ و پخش می کردند! اما دیدیم که: دیری نگذشت و: دیگر کسی اعلامیه فرمانداری ها را، نمی خواند و: اعلامیه های امام خمینی بود که: همه جا را پر کرد! در رسانه های: دیداری و شنیداری هم، همینطور ابتدا تلفن ها، به کار افتاد بعد، رادیو و تلویزیون ملی آن موقع! به ساحت امام و انقلاب مردم، توهین کردند. ولی آن ها هم، یکی پس از دیگری به سنگر: دفاع از امام تبدیل شدند. دنیا وقتی دید که: از لحاظ رسانه های نوشتاری و: یا دیداری و شنیداری (صدا و سیما)، نمی تواند مقابله کند. به فکر تکنولوژی های: جدید افتاد! ابتدا فیلم و سینما ، بعدا ویدیو و ماهواره ، شبکه و اینترنت را، به کار گرفت. اما دنیا میدانست که: رسانه های دیجیتال، فقط به قصد تخریب و: توهین به وجود آمده اند. لذا کسی از آن ها استقبال نکرد، فقط کسانی که: کنجکاو بودند به سراغ آن رفتند. تا تکنولوژی آن را دریافت، و در اختیار خود داشته باشند. نمونه این رسانه ها،فیس بوک یا توییتر را می بینیم که: اکنون دیگر نه یک توهین کننده، بلکه به تبلیغ کننده ایران! تبدیل شده است. در تمام رده های این رسانه ها، نقش نخبگان ایرانی نمایان است. و ایرانیان توانسته اند حتی: در داخل سی ان ان یا: میکروسافت نفوذ کنند و: بالاترین رده ها را، در اختیار بگیرند. البته در ابتدا مجبور بودند: ساز مخالف بزنند تا: دشمنان به آنان اطمینان کنند. ولی الان دیگر نیازی به: تقیه نیست و: ایران صاحب امتیاز و: مدیر همه برنامه های: رسانه ای در جهان است! ممکن است، مالکیت این رسانه ها، هنوز در دست صهیونیست ها باشد، ولی صهیونیست بیشتر: ثروت دوست هستند تا: اندیشه دوست! لذا شمشیری که: آن ها می سازند، ایرانیان به کار می برند! و برای همین است که: ایرانیان پرنفوذ در: وال استریت ، طرحی را تهیه و به تصویب رساند که: مالکیت از مدیریت، باید جدا باشد! یعنی سرمایه و پول از: صهیونیست ها! ولی مدیریت و اجرا: از ایرانیان! به همین خاطر است که: هم اکنون در مذاکرات هسته ای، همه رسانه ها با نماینده ایران، مصاحبه می کنند ولی، با نماینده صهیونیست ها کاری ندارند! البته آن ها ممکن است: زیاد خرج کنند و:دعوت کنند و میهمانی بدهند! ولی هر یک سفر نماینده ایرانی، به دهها سفر آمریکایی و فرانسوی : و روسی و اسرائیلی می چربد.