باید دید که: چرا جلوی انقلاب اقتصادی، گرفته می شود؟ معمولا کسانی قادر به: جلوگیری از انقلاب اقتصادی هستند که: در انقلاب سیاسی، خود را صاحب: نقش اصلی می خوانند! زیرا اصل جامعه شناسی در: جامعه پویا این را می گوید. جوامع ایستا، جوامعی هستند که: همه چیز با هم تغییر می کند. لذا تغییری حس نمی شود! چون وقتی جامعه تغییر می کند، ما باید ایستا باشیم تا: تغییرات را حس کنیم و: یا بر عکس، پویا بودن ، متحرک بودن یا: متغییر بودن ما در صورتی معلوم می شود که: جامعه ایستا باشد. پس احساس پویایی، در جامعه ای که در آن: جامعه و جامعه شناس، با هم تغییر می کنند و: یا هردو ثابت هستند، قابل درک نیست. و فقط به صرف: پویا بودن یکی ، ایستا بودن دیگری ثابت می شود. مثلا اگر: انقلابیون تغییر نکنند، جامعه هم روی اصول ثابت خود، محکم ایستاده باشد. درک تغییر فایده ندارد. اما اگر یکی از آن ها، یعنی : جامعه انقلابی یا انقلابیون، دچار استحاله شوند، درک تغییر امکان پذیر است. همه این اصول مبتنی است بر اینکه: از روی تضاد اشیا، میتوان به ماهیت آن ها پی برد.(تعرف الاشیاء باضدادها) یعنی وجود تاریکی، میتواند نور را معنی کند. و:الا، اگر همه جا تاریک باشد، نور معنی ندارد و: یا اگر همه جا نور باشد، درک تاریکی مشکل است .انقلابی بودن با: ضد انقلاب هم، همین خاصیت را دارند. یعنی وجود ضد انقلاب، انقلاب را معنی می کند. بقول لقمان: ادب را از بی ادب، باید آموخت! یعنی هرچه از آنان، در نظر شما ناپسند می آید، شما آن را انجام ندهید، این ادب می شود. همه این ها را گفتیم تا: روشن شود پدر خوانده های انقلاب، بزرگترین خائنان به انقلاب هستند. و در واقع پدر خوانده انقلاب، فرزند خود را می خورد! البته دقت شود: پدر واقعی با پدر خوانده تفاوت دارد. مثلا اوایل انقلاب اسلامی، مجاهدین خلق، آیه الله طالقانی را، پدر طالقانی می گفتند و: این به دو دلیل بود: اول اینکه او را، آیه الله نمی دانستند. دوم اینکه، خودشان را زیر چتر ایشان، نشان میدادند. در حالیکه هیچوقت، شخص آیه الله، خود را پدر آنان، خطاب نکرد. این در واقع، تفاوت پدر و پدر خوانده را، از لحاظ قانونی و: وراثتی نیز بیان می کند. مثلا پدر ژپتو داستان پینوکیو، پدر واقعی او نیست بلکه: پینوکیو است که: این لقب را، به وی داده است. در زمان ما هم، خیلی ها ادعای پدری برای انقلاب کردند. ولی پدر اصلی انقلاب اسلامی، فقط آیه الله خمینی بود و: بعد از ایشان نیز طبق قانون، آیه الله خامنه ای است. بقیه مدعیان: پدری برای انقلاب، همه پدر خوانده هستند! یا در واقع خویش خوانده! پدر خوانده ای که : فرزندان خود را می خورد تا :خودش بزرگتر شود! در حالیکه پدر واقعی، هر روز نحیف تر می شود تا: فرزندان او رشید تر شوند. و اکنون پس از سی و اند سال، ما می بینیم که: پدر خوانده ها، از بهزاد نبوی و هاشمی گرفته تا: خاتمی و موسوی...، چه بلا هایی که: بر سر اقتصاد در نیاوردند، حسابداری ساده شهید رجایی، مبتنی بر تقسیم: عادلانه بیت المال، که در طرح شهید رجایی، نمو دار است. پس از شهادت ایشان، به سازمان عریض و طویل: بسیج اقتصادی تبدیل شد که همه زخم خورده های انقلاب را، به همت بهزاد نبوی که: پرونده شهید رجایی را داشت، در آن جمع شدند و: پایه اقتصاد ایران را بر دلار گذاشتند. وبه بهانه توزیع یکنواخت کالا، همه در آمد های نفتی را به: آنطرف مرزها فرستادند، بجای آن گندم و: گوشت خریدند! اساس این اقتصاد آنقدر قوی بود که: هنوز از کوپونیزم، بیرون نیامده است. و لذا تنها راه نجات، رهایی از وابستگی به دلار است. و انقلاب اقتصادی، فقط موقعی اتفاق می افتد که: دلار به همان قیمت 70 ریال، قبل از بهزاد نبوی برگردد و: این با وجو پدر خوانده ها، امکان پذیر نیست. زیرا منافع آن ها با: منافع مردم در نقطه تضاد قراردارد.به همین دلیل اگر: دلار ارزان شود، مردم زنده می شوند! ولی آن ها سکته خواهندکرد.