هنگامیکه امام حسین ع نوه دختری: پیامبر اسلام، با شاهزاده ایرانی ملقب به:  شهربانو ازدواج کرد، مطابق قانون ایران که: هرکس دختر پادشاه را بگیرد، جانشین پادشاه می شود، لذا تا مدت ها، در ایران حضرت علی اکبر را، شاهزاده علی اکبر یا شاهزاده اصغر می گفتند.بعد از انقلاب اسلامی، شاهزاده ها به امام زاده، تغییر نام دادند والا، حضرت عبدالعظیم، هم معروف است به: شاه عبدالعظیم است! امام رضا هم سلطان ارض طوس، یا شاهرضا لقب داشت.در واقع ایرانی ها، با این روش، حق بزرگی و زعامت را، به زبان خود، به نسل امام علی ع و امام زادگان میدادند. این لقب دادن ها، البته از یکسو، میارزه با طاغوت های زمان هم بود. یعنی با این عنوان دادن ها، می گفتند: ما پادشاه حاضر را غاصب میدانیم!چون  پادشاهی واقعی را متعلق به: نسل امام علی و اولادش میدانیم. کسی هم که: پیشنهاد ازدواج با: بی بی شهر بانو را داد،خود امام علی ع بود. ایشان دو دختر یزد گرد سوم، پادشاه مخلوع ایران را،یکی  به ازدواج امام حسین ع و: دومی را به نکاح: محمد پسر ابوبکر در آورد. حتی معروف است، قبل از جنگ کربلا، امام حسین ع، از ترس آزارو اذیت اعراب، همسرش را بر ذوالجناح، سوار کرد و راهی تهران (ملک ری در آن موقع)نمود. و اکنون مقبره این بانو در: جنوب تهران، زیارتگاه مردم است. البته گروهی در ایران و: حتی در میان اعراب، با این ازدواج مخالف بودند و:لذا در مقابل حضرت علی ع و: امام حسین صف ارایی کردند.بعد از شهادت امام حسین ع نیز، مختار ثقفی با کمک: ایرانیان انتقام خون شهدا را گرفت. و زید ابن علی ، نوه امام حسین ع را نیز، بر دروازه لرستان، زنده زنده پوست کندند و: سه روز آویزان بود. اما همه این ها، حق امام حسین بود و: مردم ایران نه بخاطر این حق، بلکه براساس واقعیت بزرگ: مقام عصمت وامامت، ایشان او را دوست دارند. و همین امر جرم ایرانیان! در نزد استکبار جهانی ، به حساب می آید و: غرب و شرق ناخواسته، در دامی گرفتار آمده اند که: دشمنان امام حسین ع برای آنان: پهن کرده اند . البته غربیها شاید، زیاد ندانند ولی، عرب ها بهتر می دانند که: همه دشمنان ایران ، همان دشمنان امام حسین ع هستند! زیرا مانند یزید، دین را جدای از سیاست دانسته و: آن را یک بازی می دانند! چیزی که یزید، دائما در حالت مستی، آن را به صورت: شعر من در آوردی خودش، می گقت:( لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحی نزل) هاشم برای ریاست اقدام کرد والا، نه خبری بود و:نه وحی نازل شده است! چه رسانه ها بپذیرند یا: نپذیرند، اکنون دنیا، دنیای دو قطبی است. در یک سوی آن، امام حسین ع است و: در سوی دیگر آن یزید. اتفاقا یزید با اینکه :عرب بوده ولی، اتحادش با غرب و: رومیان آن موقع بیشتر بود. پایتخت خود را هم ، نزدیک به روم یعنی: دمشق فعلی تعیین کرده بود! حتی در زمانی که: سرمبارک امام حسین را، به قصر یزید در: دمشق فعلی می برند، جلسه مهمی تشکیل می دهد که: در آن اغلب، مهمانان خارجی از: روم و اروپا بودند! جالب تر اینکه: وقتی حضرت زینب س خطبه می خواند و: خود را معرفی می کند، بسیاری از مسیحیان حاضر در جلسه، به پا می خیزند و: به یزید اعتراض می کنند: که تو به دروغ، به ما گفتی که: خارجی ها را کشتی!اما این ها که: خانواده پیامبر خودتان هستند! بسیاری از کسان هم، در آن شهر، بخوبی پیامبر و اولاد او را می شناختند. وقتی مطمئن شدند، آن ها نیز بر: یزید شورش کردند. تا جایی که خود یزید نیز، که از حالت مستی بیرون آمده بود، ناراحت شد و: تقصیر را به گردن: عمر ابن سعد و دیگران انداخت. و توبه کرد! نزد امام سجاد آمد و گفت: اگر راه توبه را به من نشان دهی، منهم شما را به مدینه: برمی گردانم. امام سجاد هم ،نماز غفیله را به ایشان تعلیم نمود. ولی او هرگز نتوانست آن را، برگزار نماید تا: به درک واصل شد.