طرح هاي مسكن بطور: معمول با رفتن هر: رئيس جمهور دچار تحول مي شود. اما در برخي دوره ها، بي طرحي حاكم است! يعني آقاي آخوندي مي گويد: سوال هاي بيش از حد شما: خبرنگاران نمي گذارد ما فكر كنيم! و ممكن است حرفي بزنيم كه: بعدا باعث دردسر بشود. واقعا دولتي كه طرح براي: مسكن ندارد چرا اصرار دارد: طرح هاي قبلي را هم تخطئه كند؟ چرا اينهمه عناد وجود دارد؟ آيا منافع گروهي و حزبي، يا فاميلي اين قدر مهم است كه: بايد دنيا را تيره و تار ديد؟ و سياهنمايي كرد؟ البته اينكه مسكن مهر، يا طرح هاي ديگر، خوب پيشرفت كردند يا بد، مهم نيست! مهم اين است كه: حرفي براي گفتن داشتند و: دغدغه مردمي را فرو مي نشاندند. اما همينكه طرحي نيست، همه را بلا تكليف كرده است. نه كسي ميداند فردا چه خواهد شد و: نه كسي هم جوابگو است. تازه بعد از قول صد روزه دولت، آقا مي گويد كه: بايد بگذاريد ما فكر كنيم! بعد از فكر طرح بدهيم! خوب، طرح ابتدا در: دولت بايد تصويب شود، به مجلس برود، از مجلس به شوراي نگهبان،تا: تاييد شود.بعد بودجه برايش تعيين شود و: افراد مورد نظر انتخاب يا: آموزش داده شوند! اينكه، دوره دولت تمام مي شود! تازه معلوم نيست در اجرا، چطور از آب در بيايد. مسكن مثل تمام مايحتاج ضروري، امري ذاتي است. يعني همه انسان ها، براي خود طرحي دارند.اما كدام طرح شاخص تر و: قابل اجرا تر است، مهم است. ذهنيت هركس ابتدا به: يك سقف بالا سر مي انديشد. ولي در تكامل نوع دوستانه خود، به يك سيستم مي رسد و: نهايتا جهاني و گلوبال فكر مي كند. در اسلام همه چيز: پيش بيني شده: زمين از آن خدا است، لذا كسي مالك آن نيست، پس خريد و فروش آن، فقط به شرط ارزش افزوده و: رضايت طرفين بر مي گردد. بنابر اين، همانطور كه خود حضرت آخوندي! وزير مسكن و راهسازي هم گفت، زمين رايگان براي همه هست. اما هزينه آماده سازي، اولين ارزش افزوده است. لذا دولت يا هر ارگاني ميتواند: اين كار را انجام دهد و: هزينه خود را دريافت دارد. فقط فرق دولت با: شركت هاي خصوصي، اين است كه:دريافت هزينه توسط دولت، دستوري و مطابق قانون است. اما بخش خصوصي به: بازار و در آمد بالا فكر مي كند. براساس يك تئوري قديمي، بنا ها،يعني معمار ها يا مهندسان ساختمان، براي خود، حاشيه امن بالايي را، در نظر مي گيرند. لذا ممكن است به سود: كمتر از صد در صد، راضي نباشند . فراماسون همين است، فرا در زبان ايتاليايي، كه خواستگاه اصلي فراماسون هم است. به معني سنگ كار يا بنا است! و تمام جنايت هاي طول تاريخ، زير سر:همين اتحاديه بنا ها بوده است! الان هم هست. يعني بزرگترين بحراني كه: آمريكا و اروپا را، به زانو در آورد، بحران مسكن بود. حتي در بحران 1933 آمريكا نيز، نقش اول براي بنا ها بود! يعني تا دولت آمريكا به بانك ها، دستور نداد كه پول بناها را بدهند، و قسطي از مردم دريافت كنند(وام مسكن )، رونق اقتصادي به آمريكا باز نگشت . ممكن است در بين آن ها، خادم و انسان هاي خوب هم، پيداشود ولي،  درصد آن بسيار كم است. شما ميتوانيد رذالت اين قشر را، در زمان زلزله يا سيل به راحتي ببينيد. در حاليكه مردم بي خانمان شدند، آن ها شاد هستند و: بدنبال آن هستند كه دولت ها را، به پرداخت بالاتر از حد معمول، مجبور كنند! يعني بدبختي و بي خانماني مردم، چه در آمريكا يا اروپا، منبع  در آمد هنگفت! براي اين ها است .همانطور كه آرزوي هر كفن فروش يا: گوركن، مردن بيش از حد مردم است! و آرزوي دكتر و پزشك، مريض بودن دائمي انسان است! آرزوي يك مهندس ساختمان هم،آوارگي و بي خانماني مردم است. تا از اين طريق، با فشار از پايين، قدرت چانه زني در بالا، افزايش پيدا كند! مخصوصا اينكه بدانند: كسي بر روي كار آمده:برنامه اي ندارد. لذا پيشنهاد ما نظارت دقيق: قواي سه گانه بر هزينه هاي ساخت و: واگذاري مسكن است. يعني مجلس با ديوان محاسبات، قوه قضائيه ، از طريق  سازمان بازرسي كل كشور و: دولت با وزارت مسكن، اين مهم را پيگيري كنند تا: زمين ها، آماده سازي و: در اختيار سازندگان قرار گيرد و: سازندگان نيز، كاملا كنترل شده آن را، به افراد فاقد مسكن، واگذار نمايند.