تورم ذهني با مسائل تخيلي بنام: علم اقتصاد مربوط است و: تورم واقعي با: اصراف و تجمل پرستي رابطه دارد. تورم ذهني، تخيلات زاده مغزهاي عليل: اقتصاد دانان است كه: سر پيچ را هر طرف كه: بخواهند مي پيچانند و: ملت را سركار مي گذارند و: نتيجه اش بحران هاي شديد اقتصادي، در زادگاه و مقلدين: اين اقتصاد دانان است! كه كم كم دامنه اش، جهان غير سرمايه داري را هم، در خود فرو مي برد. بيچاره تر از اين اقتصاد دانان: دنياي سرمايه داري كه: اين بلا را بر سر سرمايه داري غرب آوردند، مقلدين آن ها در كشورهاي ديگر، مخصوصا در ايران عزيز ما است. آن ها تازه تازه به سراغ: نظريات اقتصاد دانان قرن نوزدهم و: بيستم ميروند و با افتخار تمام، از مردم مي خواهند به حرف آن ها مانند: آيه هاي قراني نگاه كنند و: كوچكترين شكي نداشته باشند . ضرب المثل فارسي مي گويد: سالي كه نكوست، از بهارش پيدا است! تئوري هاي اقتصاد غرب، كه براي خودشان فقر و بيكاري ، بي خانماني و تبعيض را، به بار آورده، براي ما چه كار خواهد كرد؟ لابد آقايان مي گويند: اگر براي غرب ويراني و بحران! به بار آورده براي ايران، خوشبختي به بار خواهدآورد!؟ يا اينكه اصلا بحران اقتصادي در غرب را، قبول ندارند و اين را، زائيده اخبار صدا و سيماي جمهوري اسلامي! مي دانند و يا: يك تاكتيك براي رشد سريعتر، اقتصاد غرب مي دانند. عجيب است اين آقايان از: دروغ پردازي و تناقض گويي، نه تنها سير نمي شوند بلكه، آن را افتخار خود مي دانند! برخي ها براي اثبات حقانيت علم اقتصاد، حرف هاي من درآوردي خودشان را، بنام علم اقتصاد مي زنند تا به كمك آن بروند!مثلا در اقتصاد، قانوني بنام تعادل اقتصادي وجود دارد : عرضه و تقاضا، مكانيسم تعديل كننده دارند يعني: اگر عرضه كم شود، قيمت بالا مي رود و: سود توليد كننده افزايش مي يابد. افزايش سود، انگيزه بوجود مي اورد تا: ديگران هم وارد اين عرصه توليد شوند. لذا عرضه افزايش مي يابد ،قيمت ها دوباره پايين مي ايد تا: تعادل بر قرار گردد. اين اصل با موضوع تورم، در تناقض است زيرا: تورم، تداوم كاهش عرضه كالا يا: تداوم سود بالا براي عده اي خاص است.در حاليكه در تعادل اقتصادي، تداوم برابري توليد و عرضه است. بنابراين، نسخه آقايان براي كاهش تورم، افزايش عرضه است كه: با توسعه توليد داخل و: واردات تامين مي شود. اما تاكنون اين قانون هم، برعكس عمل كرده! به قول مولانا: ازقضا سركنگبين صفرا فزود!اما تورم واقعي با رد ادعاي فوق، معتقد است ريشه تورم در :اصراف و تجمل پرستي است. مبتداي اين خبر هم، اين است كه ادعاهاي علمي اقتصاد، پوششي براي توجيه تجمل پرستي است. تا مردم حواس شان، از اين موضع پرت شود.اصراف يعني: مصرف چند برابر بالاي ميانگين كل. يعني اگر مصرف سرانه گوشت، در جهان يك كيلو براي يك ماه است، در ايران ده كيلو براي: همين مدت است! اگر مصرف بنزين سرانه جهاني ، روزانه يك ليتر است، در ايران روزانه ده ليتر !معني تجمل پرستي هم، داشتن كالاهاي غيرمصرفي: بالاي حد ميانگين است. يعني اگر در جهان، هر چهار نفر يك وسيله نقليه دارند، در ايران هر نفر، چهار وسيله نقليه داشته باشد! شايد جوك باشد ولي واقعيت است! برخي دو تا ماشين مي خرند تا: زوج و فرد را داشته باشند! يكي هم ماشين مجلسي و: يك ماشين داخل شهري هم دارند!حالا ماشين هايي كه براي: نوكر و كلفت ، دختر نازنين و پسر كاكل زري! خريده اند به كنار!بنابراين براي مبارزه با تورم، بايد با اصراف و تجمل مبارزه كرد. و اين مبارزه يك: هرم معكوس است يعني: كساني كه در راس هرم هستند، بايد ساده زيست تر باشند. يعني در مصرف كالاهاي مصرفي و: سرمايه اي حد پائين را، داشته باشند تا مردم فقير، احساس بدبختي نكنند. همانطور كه امام علي فرمود. پس تا موقعي كه تجمل پرستي و اصراف، در جامعه رواج دارد، تورم هم وجود دارد و: تشبث به نظريه هاي علمي، فقط فريب و انحراف افكار عمومي از: اين همه طغيان و اصراف: دست اندر كاران است.