ما همه يك ملت واحده هستيم، خداي ما يكي است. و جد ماهم يكي است. خيلي ها دوست دارند براي: دشمني بشر با يكديگر، دليل قانع كننده اي پيدا كنند، ولي هيچ دليلي براي دشمني نيست! زيراهيچ كجاي دنيا مال كسي نيست!آيا شما خودتان، چشم و گوش براي خودتان خريده ايد؟ مالك صورت زيباي شما، خودتان هستيد؟ همينكه جمله صورت من را، به كار مي بريد براي: مالكيت  كافي است؟ قلب تان را خودتان درست كرده ايد؟ كه مي گوييد: مال من است؟يا حتي ريه و كبد، همين كه به بدن شما چسبيده، مال شماست؟شما كه هميشه مي گوييد: من كي خواستم به دنيا بيايم؟ حالا صاحب همه چيز شده ايد؟مي ببينيد شما صاحب هيچ چيز نيستيد. همه چيز در دست شما امانت است و: روزي كه بايد پس گرفته شود، مي رسد و: شما هيچ كاري نمي توانيد بكنيد. پس چرا به مردم، اين همه ظلم مي كنيد؟ آيا ميدانيد از همين جا، ظلم آغاز مي شود و:دشمني ها شروع مي گردد؟. يعني دشمني ها از: احساس مالكيت شروع مي شود! اينكه گفته مي شود احساس، يعني درك شخص از محيط اطراف. و اين امر مبتني بر اين است كه: مالكيت اعتباري است. يعني چيزي به آدم نچسبيده بنام: مالكيت، بلكه آن را كسب مي كند و: به آن اعتبار مي بخشد. مثلا يك زوج وقتي: ازدواج مي كنند، خود را مالك همسر ميدانند! و اين را جامعه اعتبارا، به آن ها داده است. والا زن مملوك مرد نمي شود يا: مرد جزو اموال زن به حساب نمي آيد. در دنياي سياست هم كسي كه راي مي آورد، حق تصرف در خيلي امور، به او داده مي شود ولي، معني آن اين نيست كه مالك آن ها است. اگر به يك رئيس جمهور هديه اي داده مي شود، نمي تواند آن را به خانه ببرد!زيرا اين هديه بنابر: موقعيت ايشان داده شده نه، شخصيت شخصي ايشان، چون اگر چنين بود، بايد قبل از رياست جمهوري يا: مقام هاي ديگر، اين هدايا را دريافت مي كرد. لذا موزه هدايا درست كرده اند و: آن ها را نگهداري مي كنند. وقتي نادر شاه افشار، هندوستان را فتح كرد، جواهرات زيادي با خود آورد: از آن جمله كوه نور و تخت طاووس بود. و معروف است مي گويند:علت سقوط پهلوي هم، آن بود كه از كوه نور براي: مرصع كردن تاج استفاده كرد! بنابر اين مالكيت اصلا  ذاتي نيست، يعني انسان حتي مالك: اعضا بدن خود نمي ياشد و: حق ندارد هرطور كه دلش خواست، از آن استفاده كند.كساني كه خون خود يا: كليه و امثال آن را، مي فروشند  يك معامله باطل انجام مي دهند. زيرا حق اين كار را ندارند. بعد كه مالكيت اعتباري شد، ابتدا بايد اعتبار خود را از: صاحب اصلي آن كه  آفريننده جهان است، بگيرد. يعني بايد خدا به او اجازه دهد. لذا همه جهان مال خدا است و: هيچكس حق ندارد براي: خودش بردارد و: اينكه عده اي دنيا را براي: خود تقسيم مي كنند، آنها فروش مال غير مي كنند! به همين جهت كافر ناميده مي شوند. كافر يعني كسي كه حق: صاحب حق را قبول ندارد و: آن را مي پوشاند تا: مردم نفهمند چه مي كند. خداوند مي فرمايد: زمين مال خدا است و به: كسي تعلق مي گيرد كه خدا بخواهد! (إن الأرض لله يورثها من يشاء من عباده)لذا مالكيت اعتباري هم، به كساني تعلق مي گيرد كه: خدا بخواهد و خدا مي خواهد كه: همه از آن بطور مفيد و: لازم استفاده كنند و: كسي مانع نشود و لذا كساني كه با حضور مقتدرانه خود، باعث ازبين رفتن رقبا مي شوند،ظالم هستند و از خدا دور . حالا مي خواهد، اين يك فرد باشد يا يك گروه ، يك شركت يا يك حكومت! هيچ كس نبايد خود را، عقل كل بداند و مردم را احمق فرض كند. و اموال آن ها را با: دوز و كلك براي خود بردارد. همه ثروتمندان بخوبي ميدانند كه: اينهمه مال را از كجا به دست آورده اند! و بايد به صاحبان اصلي آن ها، برگردانند. كسي كه از ماليات فرار مي كند يا: جريمه نمي دهد يا: افراد تحت پوشش خود را بيمه نمي كند و: يا دستمزد آنان را به: اندازه و به موقع نمي دهد، ممكن است ثروتمند شود ولي، اين ثروت او ظلم وجور است. ولو اينكه خود را آدم خير و: محترم و نيكوكار بداند!