اينكه برخي مي گويند: دروغگويي سران آمريكا، باعث لغو مذاكرات ‍ژنو مي شود، انديشه درستي نيست. بلكه همين نشان مي دهد: آمريكا عقب نشيني كرده و: به قول معروف، مرحب سپر انداخته است. زيرا آمريكا سپر اسرائيل است و: اين در تاريخ، خيلي معني ميدهد! شايد خيلي ها دوست نداشته باشند، ولي تاريخ، تكرار تجربيات است!يعني هيچ حادثه اي در تاريخ نيست كه: قبلا تكرار نشده باشد. فقط حوزه يا منطقه ، يا اندازه هاي آن تفاوت دارد. در تاريخ اسلام، ما شاهديم دوبار: صلح انجام گرفته يك صلح، به دست پيامبر و دوم، صلح به دست امام حسن ع :نوه بزرگ پيامبر اسلام. در صلح اول كه صلح حديبيه است، و ميان پيامبر اسلام و: قبيله قريش صورت گرفت، پيامبر خيالش از همشهري هايش راحت شد و: به سراغ يهوديان خيبر كه: در قلعه هاي هفتگانه مستحكم خود بودند، رفت. پهلوان خيبر به مسلمان حمله كرد و: بسيار رجز خواند تا اينكه پيامبر؛ علي ع را بسوي او فرستاد. وقتي نام حيدر را از زبان: علي ع شنيد سپر انداخت و فرار كرد! اما اين پايان كار نبود. در زمان امام حسن ع هم، نرمش قهرمانانه شكل گرفت، امام حسن صلح نامه اي را كه مغاويه فرستاده بود، امضا كردند و موضوع آن، دركتابي به همين نام، سالها پيش ازانقلاب اسلامي، توسط رهبرمعظم انقلاب تاليف شده است . ولي اين صلح نامه يا: توافقنامه، چند روز بيشتر دوام نداشت و: به محض رسيدن به دست معاويه، وي آن را پاره كرد. اكنون هم رفتار جان كري يا اوباما، يا نادان يابو وديگران، قابل پيش بيني بود و: همه ميدانستند كه اين كار انجام خواهد شد، حتي مذاكره كنندگان هم ميدانستند! ولي تكليفي بود كه بايد انجام ميشد. تا مرحب سپر بياندازد! يعني دشمن خلع سلاح شود. و نتواند از تريبون عمومي، افكار مردم را فريب دهد. همانطور كه قبول قطنامه از: سوي صدام فريبي بيش نبود، وي در تيرماه همان سال، بلافاصله بعد از قبول قطعنامه، حملات سراسري خود و منافقين را، سروسامان داد. يعني آن ها مي خواستند: با قبول قطعنامه، وقتي مردم جبهه را رها كرده به: شادي پرداخته اند، حمله كنند و شادي را به :عزا تبديل كنند! عمليات فروغ جاويدان منافقين، با حمايت ارتش صدام، بنام مهران تا تهران انجام شد! و تا نزديكي هاي كرمانشاه هم آمد، اما مردم كه متوجه اين حيله شدند، آن ها در عمليات مرصاد، محاصره و نابود كردند. و البته جام زهر را هم به: رهبر كبير انقلاب اسلامي نوشاندند!اكنون نيز مردم ايران كه ميدانستند! ولي مردم جهان هم ديدند كه: آمريكا ئي ها براساس دستور صهيونيست ها، تمام صحبت هاي خود را انكار كردند! اين براي ما پيروزي است، يعني دشمن را وادار به دروغ گويي كرديم! تا ماهيت خود را آشكار نمايد.چون هيچكس از ما نمي پذيرفت كه: آنان دروغگو و بد عهد هستند. ولي الان خودشان در انظار مردم،اعتراف به اين كار كردند. صهيونيست هاي امروز نيز، مانند يهوديان آن روز خيبر، همه چيز را مي دانند! مي گويند: دايه مرحب به مرحب گفته بود: تو با هر كس مبارزه كني، پيروز مي شوي ولي: با كسي به نام حيدر مبارزه نكن كه: كشته مي شوي. براي همين وقتي مرحب، فرمانده و پهلوان يهوديان خيبر، در هنگام رجز خواني، نام حيدر را از زبان امام علي شنيد، سپر انداخت و فرار كرد!   اما قضا و قدر را نمي شود كاري كرد، وي به هر دليل، دوباره برگشت و: با يك ضربت حضرت علي ع كشته شد! و قلعه هاي هفتگانه، به دست رزمندگان اسلام افتاد و: علي ع يك تنه به كمك بازوي خود، درب اصلي قلعه را گشود تا: رزمندگان از آن عبور كنند.  نادان يابو هم، همه اين ها را مي داند! و براي جان كري و ديگران هم، تعريف كرده و ترس او هم همين است! وفكر مي كند ميتواند جلو تاريخ را بگيرد. و يك تنه درمقابل تاريخ بايستد. تاريخي كه نه فقط صهيونيست ها، كه حيدر ها را هم تكرار مي كند.