عملكرد تاريخ در: قرن 21
تاريخ گرچه درس سختي است كه: بسياري از دانش
آموزان و: حتي دانشجويان از آن گريزان هستند، اما درعين حال براي برخي ديگر، چنان
شيرين است كه: همه جا به دنبال آن هستند! البته اين گرايش در همه درس ها و: مباحث
بشري وجود دارد.از منهاي بينهايت تا: به اضافه بينهايت براي: هر موضوعي دامنه
تعريف شده و: براي هر انسان ديدگاهي جداگانه، در ميان آن تعبيه شده. يعني همانطور
كه اثر انگشت دو انسان، باهم يكي نيست، افكار و عقايد ان ها هم، باهم فرق مي كند!
البته در ابتدا ممكن است: اينطور به نظر نرسد! زيرا برخي ها عادت دارند انسان ها
را، دسته بندي كنند و براي هركس، در اين قالب جايي باز كنند. منهاي بينهايت براي
اين ها، همان بد يا شر و بدي است! و بينهايت مثبت يا به اضافه بينهايت، خوبي و كار
هاي خير است. اما خداوند در جهان بي نهايت خود، براي همه كرسي آزاد انديشي دارد! و
هيچكس را به عملكرد ديگري، جريمه و يا عذاب نمي كند. همه انسان ها در مقابل تاريخ
يا: جامعه و جهان طبيعت، به يك اندازه مسئول هستند. منتهي بشر اين عدالت را نمي
پذيرد! نه انكه اصلا نپذيرد، نسبت به خود نمي پذيرد و: هميشه فكر مي كند بايد: از
خدا طلب كار باشد!اما اگر خود را از ميان بردارد، يعني در مسائل خارج از خود، كاملا
طرفدار عدالت است!بقول يكي از دوستان، اگر تمام آسمان پر از: شهاب سنگ شود و: همه
آن ها همديگر را نابود كنند، اشكالي ندارد! يك حركت طبيعي ، فضايي و داراي توجيه علمي
است! اما اگر يكي از اين شهاب سنگ ها، به نوك انگشت انسان، برخورد كند ديگر عالم و
آدم، عدالت سرش نمي شود و مي گويد: اين چه عدلي است كه: بين اينهمه مردم فقط انگشت
من! بريده يا شكسته شود؟بنابر اين بررسي تاريخ هم تا موقعي كه: با خود ما كاري
ندارد، نه شيرين است نه تلخ! و اصلا قابل بحث و بررسي نيست، و نبايد وقت خود را با
ورق پاره: سرگذشت كساني كه ديگر نيستند بگذرانيم! اما همينكه با جاه طلبي يا رياست
طلبي ما، برخورد كرد آن وقت شيرين يا تلخ مي شود! تلخي آن موقعي است كه به ضرر ما
باشد. و شيريني آن موقعي است كه: به نفع ما باشد! مثلا بعد از جمهوري اسلامي
تركمنستان شرقي، در اواخر قرن نوزدهم، چين
و شوروي براي نابود كردن اين تفكر، دست به كار شدند و لنين اعلام كرد كه: دين
افيون توده ها است! بعد ماركس فلسفه تاريخ نوشت و: گفت دين يك روبنا در تاريخ است!
و زيربنا ابزار توليد است. لنين به صراحت گفت: ما بايد دين را براندازيم! آن ها از
يكسو مطالعات سختي را، در مورد اسلام و بخصوص تشيع، شروع كردند و از سوي ديگر براي:
ازبين بردن آن، كشتار هاي فجيع و دسته جمعي راه انداختند. ماركسيسم لنينيسم مكتبي
تركيبي بود كه: مستقيما براي براندازي دين تاسيس شد. و براساس فلسفه آنان، تاريخ
به سوي بي ديني حركت مي كند و: مخالفان خود را بطور اتوماتيك، حذف مي كند!البته
اين حرف بسيار كسان ديگر هم، بود ولي به اين صورت دقيق علمي و: مكانيزه بيان نمي
شد. اما امروز ما شاهد: حركت معكوس هستيم و تاريخ به سوي: دين دار شدن مردم مي رود
و: مخالفان دين زير چرخهاي تاريخ، له مي شوند.مقاومت ضد دين ها، هرچه بيشتر مي شود،
ضربه سخت تري مي خورند! امروز نه تنها تمام مساجد و: كليساهايي كه آنان تخريب كرده
بودند، باز سازي شده است. بلكه تعداد آن ها بطور :نجومي بالا رفته بطوريكه، اكنون
در سراسر جهان، قدرت تغيير مكان داده و:از تالار ها و كاخ هاي سفيد و سرخ، به
مساجد و كليساها رفته است. يك مسجد در يك محل، مركز آموزش و بهداشت شده و: حتي به
مراكز سياسي و اقتصادي مهمي، تبديل گشته. مردم سرخورده از بانك ها و: ربا خواري
هاي دولتي، به صندوق هاي قرض الحسنه مساجد، روي مي آورند و كساني كه: از آموزش
مفاهيم بي هويت اومانيستي و سكولاريستي ، در مانده اند به آموزش قران و: عقايد در
مساجد مي پيوندند. مساجد با دادن خيرات و مبرات، آستانه تحمل مردم فقير را، بالا
مي برند. و اين فقيران نانخور مساجد روساي آينده جهان هستند.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 توسط سید احمد حسینی ماهینی
|
دانشگاه بین المللی بی بی شهربانو در حال تاسیس