طرح هاي عمراني جهاني

همانطور كه در هر كشوري، طرح هاي محلي يا  ملي است. در مديريت جهاني نيز، بايد ديدگاه يك ديدگاه جهاني باشد. و طرح هاي عظيم جهاني: براي اشتغال،افزايش توليد و رفاه مردم دنيا، داده شود. بيكاري يا بي غذايي يك روستاي دور افتاده، همان قدر بايد مهم باشد كه: مثلا روستاي نوفل لوشاتو! مهم است. اگر روستا هاي دور افتاده، به دليل فاصله، از امكانات محروم باشند، يا مورد بي توجهي و بي مهري قرار گيرند، اين نشان ضعف مديريت جهاني، بايد تلقي شود. و هرچه زودتر اين ضعف مديريتي، بر طرف شود. همه انسان ها ، همه روستاها و شهرها، به يك چشم ديده شوند.

براي نمونه، چند طرح جهاني مطرح مي شود: در حمل و نقل و ارتباطات، درست مانند اينترنت، كه قابل دسترسي با حداقل امكانات، براي همه جهانيان است. دسترسي به قطار، اتوبوس و هواپيما هم براي همه امكان پذير باشد. لذا اتصال تمام خطوط راه آهن سراسر جهان، به يكديگر، امري لازم ،  ضروري و در عين حال اشتغال زا است. حتي بين قاره ها هم بايد راه آهن باشد. مثلا از طريق گرينلند ، الاسكا ، اسكانديناوي و سيبري،  ميتوان بين آسيا ، اروپا و آمريكا ريل گذاري كرد. ويا با ايجاد پل هاي دريايي، بين جزاير ارتباط بر قرار كرد. اين درواقع يك امر مديريت جهاني است. يعني فرضا، رهبر يا رئيس جمهور ايران، به عنوان تصميم گيرنده جهاني، طرح جهاني را تهيه و تصويب و ابلاغ نمايند. و از بودجه جهاني كه: قبلا گفته شده، هزينه هاي آن را پيش بيني كنند. البته در درجه اول، اينها به عهده سازمان ملل متحد بود. ولي از آنجايي كه اين سازمان، انديشه اي به اندازه شوراي امنيت خود دارد. لذا فرا گير نيست. و نمي تواند جهاني عمل كند. او حتي نميتواند مطالبات خود را از آمريكا ، اروپا و ديگر اعضا شوراي امنيت بگيرد. لذا قدرت اجرايي هم ندارد . فقط بعنوان بازوي اسرائيل، عمل مي كند. علاوه بر ريل گذاري، بايد اتوبوس ها ، كشتي ها و ديگر وسايل حمل ونقل عمومي، نيز با حداقل قيمت، به نقل و انتقال مسافرين اقدام نمايد. و البته ويزا بين تمام كشورها، بايد برداشته شود . برق رساني، آب رساني و تغذيه مناسب، در صدر طرح هاي جهاني قرار مي گيرد. و همه بشر بايد به يك ميزان، به رفاه و آسايش دست يابند. واين امكان پذير نيست، مگر با جهاني كردن تمامي طرح هاي اجرايي .