كسب و كار در دنياي امروز فقط از انحصار سود مي برد. عليرغم شعار عرضه و تقاضا ، تجارت آزاد و بازار آزاد يا ماركتينگ در دنيا! فقط كساني سود مي برند كه: همه اين قانون ها را زير پا بگذارند! يعني دنياي ما قوانين را براي: زيرپا گذاشتن تصويب مي كند. تاموقعي كه قانون تصويب نشده، همه منتظرند كه قانون تصويب شود.سال ها طول مي كشد تا قانوني تدوين شود و: به تصويب برسد. اگر اولين قانون مصوب را در فرانسه قرن نوزدهم بدانيم، يعني نوزده قرن بي قانوني بوده و در قرن نوزدهم قانون تصويب شده است. پس تهيه و تنظيم وتصويب هر قانون به همين سادگي ها كه: خيال كنيم دونفر يا چند نفر بنشينند و آن را بنويسند نيست؟! ما اكنون در مصر شاهد بحران قانون هستيم، بحران قانون به اين معني نيست كه قانون نيست! يا تدوين آن سخت است يا امثال آن. همه ميدانيم نوشتن قانون اساسي يا: هر قانون ديگر از ديكته شب هم راحت تر است. چند نفر يا يك نفر مي نشينند واز: قانون اساسي فرانسه رونويسي مي كنند. فقط مانند اساسنامه شركت ها، نام و آدرس فرق مي كند! اما مهم اين است كه چه كسي اسن كار را انجام ميدهد و: با چه اهداف و انگيزه اي؟ مثلا در همين مصر مگر قانون وجود نداشته؟ حتي حسني مبارك بدون قانون نبود! ولي اخوان المسلمين آن را قبول نداشتند، بعد اخوان المسلمين خود قانون اساسي نوشتند، حالا نظاميان قبول ندارد وقتي نظاميان خود دست به قلم شدند، ديگران آن را تحريم كردند. از همه اين ها بدتر، خدا كه دنيا را آفريده بشر را به وجود آورده، قانون هم براي او فرستاده. دعواي مصري در طول تاريخ، براي اين قانون وجود داشته! يا آن را اصلا قانون نمي دانستند يا: فهم خود را از خدا بالاتر مي گفتند و يا :انشا خود را بهتر از انشا خدا قلمداد مي كردند. اين از هم گسيختگي در قوانين اقتصادي از ان هم بيشتر است. از موقعي كه قانون تجارت آزاد نوشته شد، تحريم ها بيشتر و محكم تر شد، از موقعي كه علم اقتصاد و عرضه و تقاضا آمد، انحصار ها قوي تر و قانوني تر شد! از موقعي كه مبارزه با دخانيات شروع شد، دخانيات: فروش بيشتري پيدا كرد و: كودكان و زنان هم به سيگاري ها پيوستند.قانون منع اشاعه سلاح هاي شيميايي نوشته شد ولي: مصرف اين نوع سلاح ها از سوي آمريكا و ديگران بيشتر شد.با شروع و اوج انقلاب اسلامي، دشمنان بيشتر به فروش سلاح روي آوردند. با اثبات مضر بودن داروهاي روانگردان و مواد افيوني، تقاضا براي آن ها افزايش يافت. هم اكنون تجارت جهاني بر روي اسلحه و مواد مخدر مي چرخد! در واقع ميتوان گفت قانون كلي اين است كه: با حضور حق، باطل خود را قوي تر مي كند. پيامبران آمدند و راه راست را نشان دادند، اما بشر درست در نقطه مقابل آن حركت كرد. و مي بينيم كه داستان آدم ابوالبشر، داستان چندان قديمي نيست! داستان همين امروز ما است. همگي ما حضرت آدم را سرزنش مي كنيم كه چرا به خاطر دو دانه گندم، از بهشت بيرون افتاد. ولي خود ما امروز براي نان و نام، همه چيز را مي فروشيم! نان از همان گندم حضرت آدم است و :همان خاصيت را دارد. ما هم فرزند همان حضرت آدم هستيم كه: حتي حافظ هم به اين شباهت، اعتراف مي كند: پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت، نا خلف باشم اگر من به جو يي نفروشم.حافظ رندانه اشاره مي كند كه: گناه كردن افتخار برخي ها است. آن ها خود را نا خلف ميدانند اگر،بهتر از پدر شان گناه نكنند!ما مي توانيم حضرت آدم عليه السلام را به ناداني محكوم كنيم و: بگوييم او كاملا نمي دانسته چه بلايي به سرش مي آيد! ولي پسران آدم ديگر نادان نيستند، آن ها تاريخ طولاني بشر را پشت سر دارند ولي، آگاهانه و رذيلانه دنبال راه فرار يا راه نابودي اين كار هستند. حضرت آدم ع شايد تجربه قبلي نداشته ولي، ما امروز نه تنها تجربيات حضرت آدم يا يقوب را داريم، بلكه زرنگي خود مي دانيم اگر: بتوانيم راه گريزي پيداكنيم يا قانون را دور بزنيم. .