امام رضا عليه السلام و: جمهوري اسلامي سوم
اولين بار در جهان، حكومت جمهوري اسلامي در زمان پيامبر در مدينه تشكيل شد. مردم با بيعت خود با پيامبر، اسلام را به عنوان ايدئولوژي حاكميت خود انتخاب كردند. در حكومت پيامبر در مكه عنصر اسلام وجود داشت ولي: عنصر مردمي هنوز شكل نگرفته بود. اما در مدينه دو جناح حاكم بر آن قبيله اوس و خزرج، براي رفع اختلافات خود پيامبر را برگزيدند و: احكام اسلامي را گردن نهادند و: حتي اخراجي هاي مكه را برادر خوانده خود، نمودند و بنام مهاجرين وانصار جناح هاي جديدي تشكيل دادند.
دومين جمهوري اسلامي با دوعنصر جمهوريت و اسلاميت در دوران 5ساله آخر زندگاني حضرت امير عليه السلام بود. در سال 35 هجري بعد از گذشت 25 سال از جمهوري اسلامي پيامبر، مردم به در خانه امير المومنين عليه السلام رفتند و: با ايشان بيعت كردند تا: بر اريكه خلافت تكيه زند. جنبه اسلاميت حكومت حضرت علي ع امامت ايشان است. كه از سوي خدا و پيامبر ايشان تاييد شده است. و جنبه جمهوريت آن خلافت ايشان است كه: از سوي مردم تفويض شد.
همانطور كه گفته شد روش راي گيري در گذشته، به دوصورت بوده است: راي خبرگان يا ريش سفيدان و:ديگر روش دست دادن تك تك افراد. در اسلام روش اول را شورا گفتند كه: سه تن از خلفاي راشدين به آن روش انتخاب شدند. و قصد آن ها ترجيح دادن راي مردم بر راي پيامبر يا: ترجيح دادن جمهوريت نظام بر اسلاميت آن بود. روش دوم را بيعت كردن گفتند. مردم در روز عيد غدير خم، تك تك و در مقابل پيامبر با حضرت علي ع دست داده و: بيعت كردند حتي زنان براي بيعت آمدند و: پيامبر فرمود علي ع دست خود را در تشت ابي بزند و: زنان با دست زدن به آب آن ظرف بيعت نمودند. به همين دليل برخي شورا را در مقابل نص گفته اند. يعني بيعت مردم با امام علي در زمان خود پيامبر اتفاق افتاد ولي، با علم كردن شورا آن را نقض كردند.
بعد از حضرت علي عليه السلام تا زمان امام رضا عليه السلام، جمهوريت در دست بني عباس و بني اميه بود و:اسلاميت در دست ائمه عليهم السلام. در اين زمان قيام هاي فراواني براي: يكي كردن جمهوريت و اسلاميت شد تا جاييكه: مامون الرشيد خود نيز با امام رضا بيعت كرد و: او را به خلافت رساند. گرچه امام رضا سعي در مقاومت منفي داشت ولي، عملا همه امور حكومتي به دست ايشان انجام مي گرفت.
درست هزار سال پيش يعني در سال 1013 ميلادي امام رضا ع وارد ايران مي شود و: تا مرو مركز حكومت ادامه مسير مي دهد و: درهمه جا مردم از ايشان استقبال شديدي مي كنند. تشكيلات امام رضا ع چندان وسيع بود كه: در همه جا نفوذ داشتند و مردم را به سرعت بسيج مي كردند. بعد از استقرار امام رضا، اين تشكيلات رسمي شد. افراد اوركادر (برادر) خوانده مي شدند. امام رضا ع علوياني را كه در مرو بودند، رسما برادر خود، خواند و به آيه قران (انمالمومنون اخوه ) مستند كرد.
مقام امامزاده اي هم براي افراد كادر، در آن زمان تعيين گرديد. لذا در همه شهرهاي آن موقع، كه از چين تا مغرب گسترده بود داراي يكي از فرزند امام موسي كاظم عليه السلام بود. يعني برادر امام رضا بود. البته طبق روايت، امام رضا عليه السلام فقط يك برادر و يك خواهر تني داشت. كه برادرش در شيراز فوت كرد و: خواهرش در قم المقدسه
اما علاوه بر آن ها 32 نفر ديگر، برادر و خواهر ناتني داشت كه: از پدر يكي بودند ولي از مادر جدا،بقيه يعني : بيش ازاين تعداد هم برادر خوانده بودند. يعني از پدر جدا و:از مادر سوا. البته نسب آن ها به يكي از ائمه مي رسيد. بعد از 3سال حكومت، مامون ايشان را مسموم و شهيد كرد. با شهادت امام رضا عليه السلام برادران و برادر زادگان يعني: كادر هاي اصلي و عمومي امام رضا نيز، يكي پس از ديگري دستگير و شهيد شدند كه: اكنون فقط 8هزار نفر از آنان در ايران داراي بقعه بوده و: بنام امام زادگان مورد احترام مردم ايران هستند.
دائره المعارف ماهین