ليله المبيت، اتحاد تكفيري ها برعليه پيامبر بود!

جهان براي پيشرفت نياز به آرامش و آسايش دارد. اما از موقعيكه تكفيري ها پيدا شدند، آرامش هم از جهان رفت . از زمان پيامبر كه تكفيري ها سركوب شدند، صلح و ارامش به جهان رسيد و: تقريبا ما جنگ مهمي نداريم تا اينكه تكفيري ها به اروپا رفتند و: مسيحيان را برعليه مسلمانان شوراند ند. و جنگ هاي صليبي اتفاق افتاد. كار به جايي رسيده بود كه صليبيون، با شمشير هايي به جنگ مسلمانان مي رفتند كه: بر روي آن يك آيه از قران حك شده بود! يا حد اقل بسم الله برآن نوشته شده بود.

   البته تكفيري ها همان كساني بودند كه: اسرائيليات را وارد دين كردند و در واقع تلفيقي بودند از: يهوديان و اعراب بدوي . يعني وقتي ظهور پيامبر نزديك بود، يهوديان و مسيحيان  اين خبر را به عنوان اسرار خود داشتند و: نشانه هاي پيامبر را مي دانستند. حتي بسياري از علماي آنان به عربستان رفتند و:نزديك مكه و مدينه دير يا كنيسه هايي درست كردند و: به انتظار پيامبر آخرالزمان به عبادت مشغول شدند. حتي رقابت بين راهبان مسيحي و: خاخام هاي يهودي بالاگرفت. زيرا آن ها مي گفتند كه پيامبر جديد، يهودي و يا مسيحي خواهد بود! واين اتهام را به حضرت ابراهيم عليه السلام هم مي بستند !

    در حاليكه قران مي گويد: ابراهيم عليه السلام نه يهودي بود و نه مسيحي بلكه مسلمان بود. خدا به  پيامبر اسلام هم سفارش كرد كه: آن ها از تو راضي نخواهند شد تا اينكه: مسيحي شوي يا به دين يهوديت بروي. اما وقتي پيامبر ظهور كرد و آنان را به اسلام خواند قبول نكردند و او را تكفير كردند.اتحاد تكفيري ها در شب ليله المبيت كامل شد. همه دست به يكي كردند و: در شب اول ماه ربيع به خوابگاه پيامبر، حمله كردند كه با حضور حضرت علي ع روبرو شدند. البته بعد اينها مسلمان شدند ولي اسلام را هم مانند مسيحيت يا يهوديت، دچار تحريف كردند و عقايد جاهليت را به نام اسلام تبليغ كردند.

   مهمترين عنصر اين طرز تفكر، عصبيت بود يعني ميگفت: عيسي به دين خود و موسي به دين خود و عرب هم، به همان جاهليت بايد برگردد. با فتح خيبر در زمان پيامبر و: شكست روم در زمان بعد از پيامبر، تقريبا اين طرز تفكر به قهقرا رفت ولي، بعدا دربار شام مخصوصا يزيد توانست با جذب مسيحيان ، اين انديشه را پياده كنند و فلسطين يا شام، مركز تبادل اين تفكرات بود. كه نهايتا به جنگ هاي صليبي رسيد. در واقع از نظر قران، مسيحيان از يهوديان به مسلمانان نزديكترند ولي، تكفيري ها كاري كردند كه برعكس شد! مسلمانان و مسيحيان به جان هم افتادند و يهوديان روحيه گرفتند.

     با محاصره كمربندي مسلمانان كه : با رفت و آمد هايي بين چين و اروپا، و يا درواقع مغول ها و صليبي ها صورت گرفت. توانستند تمدن اسلامي را نابود كنند. و كم كم ايران ضعيف شد و اروپا قوي تر گرديد. كه از قرن هجدهم ميلادي جهان به صورت تك قطبي اروپايي در آمد. با قدرت گرفتن اروپا، تكفيري ها به مركز اسلام حمله كرده و: بنام وهابيت همه آثار پيامبر و ائمه را نابود كردند. مسلمانان تازه فهميدند چه بلايي بر سرشان آمده، لذا در درون اين قدرت جديد كه :حاصل رنسانس بود، سيد قطب ها و سيد جمال الدين ها ، جواهر لعل نهرو ها  صداي بيداري اسلامي را بلند كردند.

     اين بيداري، تكفيري ها وادار كرد تا: نيروي جديدي به نام اسرائيل را درست كنند. تا اسرائيليات آنان تكميل شود. و قبله اول مسلمين را هم در دست گرفتند. و به تخريب آن مشغول شدند. و به نام شهرك سازي تمام آثار را ازبين بردند. اما پيروان سيد قطب در مصر اخوان المسلمين، و سيد جمال الدين در ايران  حزب الله را پايه گذاري كردند . گرچه توان جمهوري اسلامي در ايران و پاكستان ، افغانستان و حزب الله در لبنان و سوريه، هنوز به حدي نرسيده كه بتواند جلوي: تخريب بقيع يا مسجدالاقصي را بگيرد.

    ولي تكفيري ها احساس خطر كرده،كمر بند امنيتي خود را محكمتر كردند و: براي اين منظور وارد فاز نظامي شدند. عربستان به تمام دنيا تروريست صادر كرد و: اردن بخش اعظمي  از خاك خود و استان الانبار عراق را، در اختيار اين نظاميان گذاشت. خوشبختانه اكنون تمام دنيا فهميده اند كه جنگ افروز واقعي كيست؟ و سعودي ها نمي توانند صورت خود را با عقال يا چفيه بپوشانند. اكنون مبارزه با تكفيري ها به ديواره هاي دوقبله مسلمانان، نزديك شده و به زودي اين دوقبله از دست تكفيري ها يا همان اتحاديه مسلمانان يهودي الاصل! باز پس گرفته خواهدشد.