مرز در فرهنگ سازمان ملل، خطي فرضي است
مفهوم مرز
مرز در فرهنگ سازمان ملل، خطي فرضي است كه بين دو: قوميت يا دو ملت جدايي مي اندازد. اين خطوط فرضي، اساس كشتار هاي وسيع تمدن غرب را تشكيل مي دهد! چرا كه در درون مرزها، عقايد و قوميت هاي زيادي زندگي مي كنند كه: ناچارند به فرهنگ مسلط كه گاه: از خارج مرزها به آن ها تحميل مي شود، روي خوش نشان دهند. الان پرتوريا در يك انتخابات آزاد، استقلال از آمريكا را خواسته ولي، آيا كنگره آمريكا اين دموكراسي را قبول خواهد كرد؟ يا هنوز آن جا را مستعمره خود خواهد دانست؟
همه ميدانند كه كشور تايوان به آن كوچكي، در مقابل چين به آن بزرگي قرار دارد . در روسيه وضع از اين بدتر است چرا؟كه مسلمانان و جمهوري هاي آنان اصلا ديده نمي شوند. و يا به عنوان تروريست از آنان ياد مي شود.
اما از نظر اسلام ، وطن هركس همان اسلام اوست. (الاسلام وطن المسلم) يعني نيازي به زبان و فرهنگ و زمين و پرچم وغيره نيست. همينكه يك نفر مسلمان شد، ولايت و حكومت طاغوت را بايد دور بريزد و: ولايت الهي را قبول كند. يعني مديريت بر خود را، به مديريت خدا برخود تغيير مي دهد.
معني آن اين است كه حتي يك نفر هم، يك امت است : (كان ابراهيم امتا قانتا لله ) امتي كه امام و رهبر خود را: خدا قرار داده و براساس احكام خدايي، زندگي مي كند.يعني سبك زندگي او، مجموعه اي از رفتار هاي خدا پسندانه است. وقتي تعداد انسان هايي كه خود را، تحت مديريت خدا قراردادند زياد ش،د بين همه آن ها وحدت ذاتي برقرار مي شود. يعني با مردمي رو برو مي شويم كه: به يك روش زندگي مي كنند. مرز بين آن ها و ديگران، دستورات الهي است نه زمين و پرچم،
مثلا ده فرمان حضرت موسي را درنظر بگيريد. اين يك خلاصه است مانند خلاصه يك كتاب . كه اگر متن كتاب را هم بخوانند با: خلاصه آن تضادي نخواهد داشت. دين الهي هم هر چه گسترش پيدا كند، هيچگاه باهم اختلاف پيدا نمي كند و: عمل كنند گان به آن هم، در يك اتحاد ذاتي خواهند بود . اين جا است كه نسبت انسان ها اينطور تعريف مي شود: آيا آن ها با خدا نسيت دارند يا ندارند؟ آن هايي كه نسبت دارند، عبدالله ميشوند و يا مومن نام مي گيرند. بقيه هم عبد الطاغوت يا غيرمومن.
با اين مشخصات، مردم پاكستان يا افغانستان و حتي اروپا و آمريكا، نبايد منتظر باشند كه دولتها از اسلاميت آن ها دفاع كنند! بايد خودشان يك امت شوند و همه سازمان هاي مورد نياز را درست كنند. چرا مردم پاكستان، امنيت جان خود را از دولت مي خواهند؟ اگر دولت توانايي داشت كه ديگر نيازي به درخواست نبود! و در حالت بدبينانه از آشوبگران حمايت نمي كرد. براي دولتي كه بمب اتمي دارد و از آن ها به خوبي حفاظت مي كند، انهدام تشكيلات ابتدايي تروريست ها كاري ندارد. آيا مردم پاكستان تا حالا فكر نكردند چرا؟ اين گروهها فقط به شيعيان حمله مي كنند؟ و به چيزهاي ديگر كاري ندارند؟ فرقي نمي كند حتي در لبنان يا عراق يا عربستان هم همينطور است. چرا اين مريض هاي عصبي هميشه به يك سمت غش مي كنند؟
اين بيانگر آ ن است كه دولت ها هم از آن ها حمايت مي كنند! چه علني و چه با: بازگذاشتن دست آن ها. چرا در اروپا و يا آمريكا با تمام وسعت كشورها، هدف تروريست ها يشان يكسان است؟ همه جا مومنان هدف عمليات هستند. لذا مومنان بايد خودشان، از خودشان حفاظت و حمايت كنند. امت يك نفره يا امت هزار نفره، بايد داراي سيستم دفاعي باشد. هرگز نبايد تصور كرد كه حفاظت ر،ا ديگران بايد انجام دهند. حتي برنامه سيستم براي حمايت هم بايد كامل باشد. سيستم ناقص اصلا تعريف سيستم ندارد. براي اينكه امت اسلامي داراي يك سيستم باشد، بايد اقتصاد و سياست و فرهنگ و همه جوانب را در نظر بگيرد.
امت صرفا اخلاقي يا صرفا فرهنگي، امت نيست و سيستم هم محسوب نمي شود. اكنون جهان دو صف كاملا جدا تشكيل داده: صف دولت ها و صف ملتها! دولت هاي غير اسلامي، بوجود نمي آيند كه كاري بكنند! بلكه به وجود مي آيند تا: جلوي كار ها را بگيرند!
دولت پاكستان يا دولت هاي آمريكايي اروپايي، نيامدند كه بيمه وكار و مسكن ايجاد كنند! آن ها آمده اند تا نگذارند شما كار كنيد يا: براي خود مسكن درست كنيد يا: از خود محافظت كنيد. آن ها مي گويند اخلاقيات از سياست جدا است، يعني نمي گذارند شما در سياست وارد شويد! آري كار آن ها جلوگيري از كارهاي شما است، نه حمايت يا حفاظت از شما .
دائره المعارف ماهین