انسان علاقمند است بر جهان اطراف خود سيطره پيدا كند. برخي جهان اطراف خود را فقط انسان ها ميدانند، لذا براي تسلط بر انسان ها مي كوشند. اين نوع افراد جاه طلب محسوب شده و: خواهان رهبري بر تمام انسان ها هستند. البته وقتي امكان پيدا نمي كنند، به درجات پايين تر هم رضايت مي دهند. مثلا رياست بر يك كشور يا: يك قبيله حتي يك گروه!

عده اي هم نگاه ابزاري دارند و: داشتن خودرو يا ساختمان را دوست دارند. صاحب كارخانه يا شركت مي شوند و يا: پول پس انداز مي كنند و تسلط برجهان را، از ديدگاه ثروتمندي ميدانند.

وجود اهداف و انگيزه و علاقمندي هاي مشابه، افراد را دور هم جمع مي كند و گروه هاي همسان را به وجود مي آورد. در اين گردهم آيي ها ممكن است: رفاقت و رقابت از هم تفكيك ناپذير باشند. يعني جمع شدن افراد دور هم، معلوم نمي كند براي رفاقت بايكديگر است، يعني كمك به همديگر مي كنند يا: براي رقابت است يعني: پيش هم آمده اند تا همديگر را بهتر بشناسند و: در موقع لزوم راحت تر همديگر را ازبين ببرند.

گاهي  اين علاقمندي ها  دروني و: گاه بيروني گاهي زميني و گاه آسماني است. مثلا بودا به فكر درون است و: هندو به فكر بيرون . مسيحيان بيشتر طالب آخرتند و يهوديان بيشتر طالب دنيا . در عصر ما بودند كساني كه :زمين را تنگ و كوچك ديدند و: براي يافتن زمين هاي جديد و بيشتر و بزرگتر، راهي كره ماه شدند يا سفينه به مريخ فرستادند. و بودند كساني كه گفتند: شما هنوز هيچ گنجي از روي زمين را نيافته ايد، براي چه به آسمان ها مي رويد؟

هستند كساني كه مانند مرغ بوتيمار، شبانه روز كنار دريا گريه مي كنند! از ترس اينكه مبادا روزي دريا ها خشك شوند! و هستند كساني كه مانند عقاب، هرچه پرواز مي كنند به جايي نمي رسند. هم اكنون كساني هستند كه انرژي هسته اي را، براي ايران ضروري نمي بينند و برعكس :كسان ديگري هستند كه مي گويند: انرژي هسته اي حق مسلم تمام مردم دنيا است. آن هايي كه از تمام شدن نفت نگرانند و: هر روز ايامي را پيش بيني مي كنند كه: نفت تمام شود و دنيا به گدايي بيافتد! و نيز كساني كه مي گويند: هنوز بسياري از منابع نفت وگازي كشف نشده و: اصلا زميني كه يكبار نفت درست كرده، بازهم ميتواند نفت درست كند.      اما امروز بايد اين ها را كنارهم گذاشت و: به ايده هاي بالاتر فكر كرد انرژي هايي بالاتر از انرژي هاي نو. مثلا چه اشكالي دارد سيستمي طراحي شود كه: گرماي درون زمين را به سطح زمين برساند؟ مگر خدا آتش فشان را براي ما نمونه نگذاشته؟ چطور از روي بال پرندگان ميتوان هواپيما را اختراع كرد ولي، از زلزله و سيل نمي توان به انرژي ها و منابع جديد دست پيدا كرد؟

  چرا آتش سوزي هاي جنگل يا رعد و برق آسمان، براي ما منبع الهام نمي شود؟ چرا گرماي نيمه كره شمالي، منيع گرمايش براي نيمكره يخزده جنوبي نمي شود؟ چه اشكالي دارد؟ يك لوله كشي مستقيم از تگزاس به بوئنس ايرس شود تا: بطور دائم حرارت بين اين دو شهر مبادله شود؟ آب، در رفت خود به تگزاس تابستاني گرم شود و: به بوئنس آيرس زمستاني برود و يا: در تابستان آرژانتين، آب گرم را به كاناداي يخزده ببرد؟ و مسير را هم گرم كند. چرا نبايد مخازن هواي گرم در بالاي جو نباشد تا: گرما را جذب كند و از ابرها عبور دهد؟

  فرض كنيد زمين گرد است! آيا براي هر دايره اي وتر نيست؟ چرا وتر هاي زمين را طراحي نمي كنند؟ تا در حمل و نقل و گرمايش و سرمايش از آن استفاده كنند. بجاي تونل زني 20هزار كيلومتري بر روي زمين، اگر اين تونل از ميان زمين باشد، انحناي زمين را نخواهد داشت و: جاذبه را خنثي خواهد كرد. هم آب، براحتي در آن جريان پيدا مي كند هم، قطار و هم هوا!

    حدفاصل دونقطه از روي زمين، با حدفاصل همان  دونقطه از ميان زمين، فرق بين كمان است و وتر. اگر بين سن پترزبورگ و شهر مكه با: مستقيم ترين راه تونل زير زميني حفر شود، آيا هواي گرم عربستان را به روسيه نخواهد برد؟ و يا سرماي روسيه را به عربستان هديه نخواهد كرد؟ در فرض فيزيكي، اگر جرمي را از روسيه در اين تونل رها كنيم، با فشار جاذبه سرعت مي گيرد و: در ميانه راه سرعت آن به حداكثر مي رسد و: انرژي كافي به آن ميدهد تا :خود را به عربستان برساند. مانند پاندول در سقف كليسا، بدون كمك جسم خارجي، دائم بين اين دونقطه رفت و آمد خواهد كرد. اين مي شود حمل ونقل رايگان!َُ