تكفيري يا تقريبي
مجمع جهاني اهل بيت، مجمع بين المللي غدير ،همه به دنبال آن هستند كه حضرت علي ع را به جهانيان بشناسانند! در حاليكه جهان، مقتداي خود علي ع را شناخته است. جالب است كه در جلسه اختتاميه كنفرانس وحدت، امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت: ما اهل بيت پيامبر را دوست داريم و: برخلاف آنكه تبليغ مي كنند، حتي امام حسن و امام حسين عليهما السلام را هم دوست داريم . وي همچنين گفت: الان هم اگر جنگي شود، باز خواهيم ديد اين مرز نشينان هستند كه: از ايران دفاع خواهند كرد.
اين حرف درستي است، زيرا كه اهل سنت برخلاف تبليغات، همه دوستدار اهل بيت هستند اسامي فرزندانشان اين را نشان مي دهد .و علاوه بر آن ها صحابه را هم دوست دارند. يعني اين دو در نقطه مقابل هم نيستند. هم اكنون تمام مرزهاي ايران را، اهل سنت نگهداري مي كنند و تقريبا، در تمام استان هاي مرزي و مرز نشينان، از اهل سنت هستند و تا كنون، مشكلي هم با ايران و انقلاب اسلامي نداشته اند. لذا بايد ديد علت اين كه برخي آن را مشكل و يا تفرقه مي نامند،چيست؟
نه تنها در مرز ها، در تمام نقاط ديگر هم اقليت ها حضور دارند. چه در ايران كه اقليت، اهل سنت و اهل كتاب هستند و: چه در كشورهاي ديگر كه شيعه اقليت محسوب مي شود، هيچ مشكل و درگيري گزارش نمي شود. و نشان ميدهد كه در كنار هم بخوبي زندگي مي كنند. البته هركس تعصب قومي وخانوادگي دارد. ولي نبايد آن را به نزاع و درگيري ترجمه كرد. آنطور كه آقاي هاشمي در اين جلسه، بحث نزاع را به جاي تفرقه يا تفاوت ديدگاه مطرح كردند!
از نظر ايشان، اختلاف در برداشت به اختلاف در ديدگاه و: سپس در عمل منجر مي شود و: در نهايت به نزاع مي انجامد! ايشان حتي سوال كردند: چه شد كه ما به اينجا رسيديم؟ اما به يك نكته باريك تر از مو توجه نكردند: اگر نزاع يا جنگ هست، علت آن گروه هاي تكفيري هستند نه: گروههاي تقريبي! مجمع دار التقريب بين المذاهب، از ابتدا و جود داشته و بر مشتركات تاكيد مي كرده و: امر جديدي هم نيست . و معلوم نيست چرا آقاي هاشمي، گناه تكفيري ها را بر گردن تقريبي ها مي گذارد؟ مگر خود امام علي 25 سال براي وحدت سكوت نكرد؟
بارها ديديم كه در جهان، دو جريان همگرايي و واگرايي وجود دارد. اما جريان غالب هميشه همگرايي بوده است. زيرا اگر واگرايي جريان غالب مي شد، دنيا منفجر مي شد و از بين مي رفت. به دروغ يا راست، سازمان ملل متحد براي همين كار ايجاد شد. قبل از آن جامعه ملل در ژنو به همين منظور بود .
اصولا فلسفه نهاد هاي بين المللي و: حتي بين الدولي براي همگرايي است. اما گرو هاي كوچكي هستند كه واگرا هستند كه: اصلا به حساب نمي آيند. مثلا در بين يك و نيم ميليارد مسلمان، يك گروه سه هزار نفري در داعش، يا پنج هزار نفري در سوريه، صفر درصد هم به حساب نمي آيند. و درميان اينهمه سازمان هاي مردم نهاد يا: بين المللي و فرا ملي و منطقه اي، چند گروه تكفير يا سلفي چه جايگاهي خواهند داشت؟
ولي متاسفانه آن ها يك شانس دارند! و آن اينكه تمام تبليغات جهاني براي: بزرگ كردن آن ها به كار مي رود. چه تبليغات خودي يا تبليغات مخالف. بجاي اينكه فتنه انگيز ها و جنگ طلبها، در بايكوت خبري باشند! در تيتر اول رسانه هاي داخلي و خارجي هستند. تشييع فاحشه كه امر نامطلوبي در اسلام است، در اين رسانه ها به نام اگزاجره! و بزرگنمايي يك افتخار محسوب مي شود.
بر فرض اينكه شروري يك نفر را كشت، بايد با اين خبر در حد همين يك نفر برخورد شود، نه اينكه با ايهام هاي خبري، يك نفر را صد نفر جلوه دهند و: يك گروه ضعيف تكفيري را يك قدرت بزرگ. اگر يك دختر 8 ساله به خود نارنجك مي بندد تا: مردم را منفجر كند، بايد با همان ديد يك بچه كه: توسط برادرش اغفال و مورد سو استفاده تا حد مرگ قرار گرفته، برخورد شود نه اينكه: يك فاجعه بزرگ جهاني قلمداد شود.
آمار ها نشان مي دهد: تمام كشتار هاي اين گرو ههاي ارهابي، به اندازه كشتار تصادفات جاده اي هم نيست! حالا چرا جان آن همه كشته ها بي اهميت و: يا جلوگيري از تصادفات، در حاشيه است؟ اين همان بزرگ كردن ناحق است. تا جاييكه يك درصد را نودونه در صد و :99درصد را 1 درصد نشان مي دهند. و اين فقط اتهام رسانه ها نيست بلكه: اتهام كساني است كه از كاه كوه مي سازند و: يك حادثه را به فاجعه تبديل مي كنند.
دائره المعارف ماهین