يكي از مشخصات مهم معصومين عليهم السلام ،بيان قوانين اجتماعي و انساني است. يعني به نكاتي اشاره مي كنند كه: مانند يك قانون فيزيكي يا شيميايي سخت و محكم است. مانند اينكه مي فرمايند : كشور با كفر اداره مي شود ولي، با ظلم اداره نمي شود و باقي نمي ماند(الملك يبقي مع الكفر ولايبقي مع الظلم)

   برخلاف تصورات دانشمندان قرن نوزدهم كه: علم را به علم سخت و علم نرم تقسيم كردند(1) و: علوم انساني را در مقابل: علوم طبيعي تعريف كردند، علوم انساني حتي، داراي قوانيني به مراتب دقيق تر از علوم طبيعي است! مثلا اگر در فيزيك آب در 100درجه به جوش مي آيد، در علوم انساني هم مردم در برابر ظلم به جوش مي آيند. و سر ريز مي شوند! كه همان انقلاب معني مي دهد. ودرست مثل آب اعضا آن بالا وپايين مي شوند!

     گرچه از نظر اسلام هردو را خدا آفريده و: قوانين حاكم بر آن ها يكي است. مثلا موضوع مرگ براي موجودات امري حتمي است. براي علوم انساني هم همينطور. و انسان ها هم مثل اشيا دوره زندگي معيني دارند. چه فرقي مي كند بين يك لامپ دست ساز بشر و: يك گربه مخلوق خدا؟ لامپ هم چه استفاده شود چه استفاده نشود، ميتوان براي محاسبه عمرش اقدام كرد، گربه هم همينطور. تك تك سلول هاي بدن انسان محاسبه شده و دقيق است همانطور كه حافظه يا هوش انساني داراي ظرفيت معيني است.

    البته ميتوان بين علوم تقسيم بندي هايي كرد، مانند آنچه امام علي فرموده و هنوز هم استفاده مي شود: علم بر دو قسم است علوم بدني و علوم ديني. (العلم علمان علم الابدان و علم الاديان) به همين دليل ما مي توانيم قوانين را بر دو قسمت كنيم: قوانين تكويني و قوانين تشريعي  . كه همان علوم طبيعي و علوم انساني است. فرق قضا و قدر هم همين است. قضا حالت كلي و طبيعي و يا تكويني دارد، اما قدر با انسان  و اراده او مربوط است. وقتي امام علي پاي ديوار شكسته اي ننشست، عده اي گفتند شايد قضاي الهي بوده كه: شما بايد زير آن مي نشستيد و:ديوار بر سر شما فرود مي آمد! ايشان فرمودند من از قضاي الهي، به قدر الهي پناه مي برم. يعني افتادن ديوار شكسته و: كشته شدن يا زخمي شدن آوار شده،  يك امر حتمي و قضا است. ولي انديشه بشري براي حفظ حيات خود، امري انساني و فكري و لذا جزو قدر الهي است. يعني باز اين انديشه را هم، خدا به انسان داده است. در زمان ما، بزرگترين نماد چنين امري، همين جلسات شبيه ژنو 2 است! عده اي ديوار شكسته درست كرده اند و: به مردم ميگويند زير اين ديوار شكسته بنشينيد و: منتظر مرگ باشيد! اما خدا به انسان ها عقل داده تا: راه حفظ حيات و زندگي خود را تشخيص دهند. چرا بايد تسليم يك عده تكفيري شوند كه: به ناحق حتي سازمان ملل را تسخير كرده اند؟ كساني كه دستشان تامرفق به خون مردم سوريه آلوده است، چه تصميمي بهتر از مرگ براي آنان خواهند گرفت؟ اصلا مگر مردم سوريه براي آنان اهميتي دارند؟ در حاليكه ارتش سوريه، با افرادي درگير است كه از: همه نقاط جهان با وعده و وعيد فريفته شده اند. يك عربستاني به چه حقي وارد سوريه مي شود و: حكومت در آن جا تشكيل مي دهد و: مردم سوريه را از آن جا آواره مي كند؟ اين روش مگر همان روش اسرائيل در: صبرا و شتيلا نبود؟ هان اي مردم دنيا، بياييد و براي هميشه به اين تكفيري هاي مزدور، نه بگوييد. و براي يكبار هم شده از آن ها بپرسيد: به حقي به مردم دنيا ظلم مي كنند؟ يك روز در نيويورك، برج هاي دوقلو را نابود مي كنند. يك روز در لندن بمب گذاري مي كنند. هر روز در پاكستان و افغانستان ، لبنان وبحرين مانند گوسفند آدم مي كشيد! ولي بدانيد كه اين اسلامي كه شما معرفي مي كنيد، يك اسلام من در آوردي است و: ظلمي كه مي كنيد، گريبان شما را خواهد گرفت كه :حكومت ممكن است با كفر باقي بماند ولي، با ظلم باقي نمي ماند. بنابر اين براي بقاي خود تان هم شده، دست از دين تان برداريد و: ظلم هم نكنيد! شايد با كفر شما دنيا بهتر اداره شود. و مردم ديگر اين همه كشته و آواره نشوند.  

Hard science

Soft science