اصلاحات يك ازدواج ناميمون
اصلاحات ممزوج شدن ناميمون انقلاب و ضد انقلاب است. چرا كه انقلاب همه چيزهاي گذشته را به هم مي ريزد و: نهاد هاي نويني را پايه گذاري مي كند . همه چيز آسان نيست و: لذا تغيير و دگرگوني هم هزينه مي خواهد. اما كساني پيدا مي شوند كه اين هزينه ها را تحمل نمي كنند و: خواستار شرايط گذشته مي شوند،و چون بازگشت به گذشته امكان پذير نيست، لذا پادرمياني اصلاحات آغاز مي شود.
اصلاحات وظيفه آشتي دادن نهاد هاي انقلابي با ضد انقلاب است! و خواستار كوتاه آمدن دوطرف است. به عبارت ديگر دو طرف را به افراط و تفريط متهم مي كند و: خودش وسط را مي گيرد . هر دو طرف بي سواد و بي شعور و نادان و حد نشناس مي شوند و: وسطي ها عاقل و با شعور و زمان شناس و باسواد!
مثلا ما در قضيه توافق نامه ژنو، از همه طيف ها تحليل داريم ولي ناگهان، همه در يك صف بيسواد ناميده مي شوند! و به آن ها گفته مي شود :چرا دانشگاهيان در مورد توافق ژنو حرفي نمي زنند؟ و فقط بيسواد ها را جع به توافق ژنو حرف مي زنند؟ البته اگر منظور از دانشگاهيان، استاد هاي دانشگاه ها و دانشجويان باشند، آن ها همه نظرات خود را نوشتند و گفته اند! و اگر گوش شنوايي نبوده يا چشم بينايي نبوده تقصير كيست؟
هيچيك از استادان و دانشجويان ساكت نبوده اند و: همه در سمينارها يا نشريات دانشجويي يا رسانه هاي ملي و مكتوب، نظرات خود را داده اند اما اينكه چرا به آن ها حكم ساكت داده مي شود يك حالت بيشتر ندارد! اگر كسي توافق ژنو را مطابق ميل آن ها، يا حتي داغ تر از آن ها تفسير نكند در واقع حرفي نزده است و ساكت است!
البته اصلاح طلبان يك نكته را اشتباه كردند و: آن اينكه كساني كه به قول آن ها حرف خواهند زد، فقط براي براندازي است و الا براي اصلاح يا: باز سازي كسي خودش را آدم بده نمي كند! وقتي كار دولتي ها شده: ماست مالي دروغ پردازي ها و: ادعاهاي گستاخانه ومداخله جويانه و عفن غربي ها، در مورد توافق نامه، از مردم و استادان چه انتظاري دارند؟
اگر دولتي ها توافقنامه را تاييد مي كنند، براي اين است كه در شغل خود باقي بمانند ولي، مردم كه نه پولي دريافت مي كنند و نه مقامي چرا بايد تاييد كنند؟ميتوان گفت:الان ديگر آمريكا وغرب پولي ندارند كه: بدهند به مزدوران شان تا در داخل و خارج برايشان تبليغ كنند.
براي روشن تر شدن موضوع ما ميتوانيم سه دوره براي ضد انقلاب در نظر بگيريم : دوره ثروتمندي ،دوره ظاهر سازي و دوره عقب نشيني.
در دوره ثروتمندي ، همه پول هايي كه از ايران خارج شده بود، به دولت هاي آمريكا و انگليس داده شد يا: خود آن ها بلوكه كردند و: فقط به شرط مبارزه با دولت ايران، باز پرداخت مي كردند. در اين دوران پول هاي كلان براي ضد انقلاب مي آمد : رانت خواران در اين دوران بر طبل ميلياردي مي كوبيدند. اما اين دوران با مقاومت مردم ايران سير معكوس يافت. يعني پول ها و سلاح هاي ضد انقلاب، همه مصادره شده و در اختيار انقلاب قرار گرفتند! و يا آن ها باميل خود خرج كردند ولي نتيجه نگرفتند،چون كودتا ها و جنگهاي آنان نتيجه اي نداد.
دوران ظاهر سازي كه كمي بعد از جنگ تحميلي عراق بر ايران شروع مي شود، در اين دوران، با پشتوانه دوران ثروتمندي، قول هاي فراواني به ضد انقلاب داده مي شود. ولي در عمل پولي براي آن ها ارسال نمي شود! روزنامه نگاران يا استادان كه: بورس ها طلايي يا در آمد هاي نجومي داشتند، به ياد آن روزها هرچه منتظر مي مانند، ديگر پولي در ميان نيست!
در دوران عقب نشيني ، همان هايي كه پول هاي اورت، براي ضد انقلاب ميدادند، خودشان به گدايي مي افتند و: در اثر خرج هاي سنگين و بي نتيجه مرحله اول و دوم، به ناچار به اخاذي روي مي آورند!و با در باغ سبز نشان دادن به ضد انقلاب، آن ها را تلكه مي كنند! بجاي اينكه به آن ها حقوق دائمي بدهند، از آن ها به بهانه جايزه دادن پول هم مي گيرند و: بعد جايزه ها را هم نمي دهند و: مراسم را با شرمندگي برگزار نمي كنند!
لذا نگاه ثابت يا مساوي به اين سه مرحله، كه هركدام يك دهه را پشت سر دارند، بسيار خطرناك است و نبايد از مردم انتظار داشت كه: همه كاركردها را تاييد كنند و: يا از آن انتقاد كنند. مردم حرف خودشان را مي زنند. چون نه حقوق بگير كسي هستند و: نه با كسي عقد اخوت بسته اند، حالا ممكن است حرف آن ها انتقادي يا تعريفي باشد. اين بستگي به شنونده دارد. كه گفته اند شنونده بايد عاقل باشد.
دائره المعارف ماهین