خانم هاويشان يا باغ سرهنگ
بومي كردن داستان هاي مهم و افسانه هاي قديمي، يكي از راه هاي رشد سينما و تلويزيون در ايران است. مثلا ما مهارت فلورا سام را در بومي كردن داستان خانم هاويشان، آروزهاي بزرگ چارلز ديكنز مي ستاييم. حتي در تئاتر ما برداشت ازاد از نويسندگان بزرگ تئاتر داشته ايم كه: بسيار دلچسب تر از خود تئاتر اصلي است. زيرا كه برخي ريزه فرهنگ ها يا خرده فرهنگ ها با هم همخواني ندارند و: داراي برداشت يكساني نيستند.
خانم هاويشان زني است كه شوهرش در شب عروسي او را تنها مي گذارد، ولي شوهر رحمت خانم توپچي برعكس، او را دوست دارد ولي اجل مهلت نمي دهد. علت ديده شدن شوهر رحمت خانم توسط هادي هم، اين است كه هادي هم آماده رفتن است ! اين ها هركدام يك ريزه فرهنگ است كه: وفا و عشق را با جدايي مقدس گره مي زند. زيرا عشق در سرزمين شرقي، اگر به وصال برسد فاسد ميشود و از بين مي رود.
همه عشق هاي مهم مانند: ليلي و مجنون ، شيرين و فرهاد داراي عنصر جدايي مقدس هستند. البته از منظر عرفاي اسلامي بخصوص مكتب شيعه، عشق هاي دنيايي همه عشق هاي صوري و ظاهري هستند و: عشق واقعي در رسيدن به خدا تجلي مي كند. زيرا يكي از عناصر ايجاد عشق يا جاذبه آن،عنصر زيبايي است. ولي عارف اسلامي مي گويد: كسي كه اين زيبايي را آفريده، خود اجمل و اكمل است يعني زيبايي بسيار بالاتري را دارد.
ما در برخي روايات داريم كه زن مظهري از زيبايي هاي خداوند است. يعني چون درك آن همه زيبايي ذات خداوند براي بشر مقدور نبود، خداوند كمي از آن را در ذات زنان قرار داده است . و به قول ناپلئون اصلا زن زشت وجود ندارد، زيرا زيبايي مراتب دارد: مثلا يك زن فقط در صورت ممكن است زيبا باشد، و زن ديگر در اندام و يا در اخلاق و رفتار، و اگر همه اين زيبايي ها در يكي جمع باشد، آن زيبايي به زيبايي محض كه خدا هست، نزديكتر است.
خرده فرهنگ ديگري كه در اين سريال ها، خود به خود تغيير مي كند تا بومي سازي آن راهوار تر شود، مسئله در دسترس نبودن يا دور بودن و: يا در واقع افسانه بودن آن است . ديدن يك روح در باغ، براي همه ميسر نيست و فقط هادي آن را مي بيند. افسانه ها همين طورند: هركس نمي تواند رستم دستان شود و: يا گرشاسب پهلوان و سياوش، و اين داستان را جالب تر مي كند: زيرا هرچند مردم به الگوي عملي نياز مبرمي دارند ولي، نياز روحي آن ها تشنه و سيري ناپذير است و: فقط افسانه ها مي توانند با ابعاد گسترده خود، آن را سيراب كنند.
در زندگي پيامبران هم همين موضوع باعث جهاني شدن ان ها مي شود: اولا مانند همه مردم خوراك مي خورند و:لباس مي پوشند پس با آنها عملا يكي هستند، اما مردم به حرف امثال خود گوش مي دهند ولي، اعتماد نمي كنند. لذا با معجزه پيامبران راه اعتماد مردم هموار مي شود.
بعد مهم دست نيافتني در افسانه ها و داستان نويسي ها، از آن جهت جالب است كه در تمام فرهنگ ها يكنواخت است. يعني برخلاف قبل، زير شاخه فرهنگ نيست بلكه خود فرهنگ است. عدالت ، فداكاري ، پاكدامني ، راستگويي از عناصر فرهنگي يكسان در: تمام گونه هاي بشري هستند. به همين جهت ما مي بينيم كه اكي يو سان يا كودك تيزهوش، در همه فرهنگ ها داستان دارد.
يا دلاوري جومونگ و ميهن پرستي و فداكاري و شجاعت او، مانند رستم و سهراب ايران جاذبه دارد. هرچند كه درايران به رستم و سهراب هنوز پرداخته نشده است. سريال هاي هزار قسمتي غربيها در وطن پرستي و: مبارزه با جاسوسي و تروريسم، براي همه مردم دنيا قابل درك است. در يك بررسي كوتاه معلوم مي شود كه: فردوسي داستان انبيا را و ائمه را در قالب داستان هاي حماسي آورده است .
براي پاكدامني يوسف قران، ما پاكدامني سياوش را داريم وبراي موضوعات مشابه قراني شخصيت هاي اصيل ايراني را در شاهنامه مي خوانيم. و اين فرست مغتنمي است كه در عين كثرت به وحدت برسيم. و همه به يك ارزش هاي متعالي دست يابيم. يعني حاصل جمع در هم آميختگي فرهنگ ها زايش پاكي و روشنايي است .
يكي از اساتيد ميراث فرهنگي، طرح بزرگ دعوت از 64هزار هنرمند جهاني در ايران دارد كه: بايد در فضاي بسيار بزرگي صورت گيرد و هر هنرمند در يك واحد سه خوابه، مستقر شود تا يكي از اتاق ها محل سكونت، ديگري كار گاه و سومي نمايشگاه ايشان باشد. اين استاد خواستار كمك همه اهالي هنر به اين طرح بزرگ شد. و هدف او هم دستيابي به يك برايند جهاني در هنر است.
دائره المعارف ماهین