فجر ياورانT مبارك
دهه فجر بر فجر آفرينان
وفجر باوران
و فجر ياوران مبارك
ممكن است به همين سادگي نباشد! يعني آن هايي كه رفتند، درست مثل آن هايي كه ماندند فكر مي كردند. در شك و ترديد بودند. از ديدگاه ها و نظر هايي تعريف و تمجيد مي شدند. و ديدگاه هاي ديگري آن را مسخره و بدگويي مي كرد. هميشه يك انتخاب درست مشكل است. البته بعد از سال ها ممكن است، اين مسئله ساده باشد! مي گويند : معما چو حل گشت آسان شود! وقتي جواب معمايي را مي گويند، تازه همه مي گويند كه ما هم ميدانستيم!
حوادث تاريخي هم مانند تجارت و سياست، يك تخم مرغ سربسته يا يك هندوانه نشكسته است . قبل از باز شدن هيچكس نمي تواند مطمئن حرف بزند، ولي بعد از باز شدن همه دليل مي اورند كه: رنگ پوستش نشان ميداد و يا: بالا پايين رفتن يا سبك و سنگين بودن آن.
در دوران انقلاب اسلامي هم هيچكس نمي دانست چه كسي پيروز مي شود! و همانطور در دوران جنگ تحميلي، تنها دليلي كه آن ها را محكم و استوار نگه ميداشت، اداي تكليف الهي بود. زيرا وجود فساد و بي عدالتي قابل انكار نبود، مبارزه با فساد براي هميشه جذاب است! مبارزه با ظلم هميشه قهرمانانه است. اما چه كسي مبارزه را تا انتها خواهد رفت؟
ايمان به خدا ايمان به خوبي ها و عدالت ها، موتور مبارزه انسان است اگر اين موتور كار نكند، مبارزه اي هم نخواهد بود و: مبارزه هيچوقت تمام شدني نيست زيرا كه: هميشه نياز به عدالت هست و: هميشه مردم تشنه خوبي ها هستند. خوبي ها نياز به تعريف ندارند، همه آن ها را مي شناسند: نوع دوستي كمك به ديگران را، همه خوب ميدانند. شياطين هم در اين مرحله، با اصل موضوع كاري ندارند، آن ها مصاديق را عوض مي كنند.
كمك به ديگران خوب است، اما چه نوع كمكي آيا كمك به ديگران براي اعتياد بيشتر به مواد مخدر خوب است؟ عدالت بسيار خوب است اما عدالت در پخش مواد مخدر هم خوب است؟ اينها معني مصداق يا مصاديق است. يعني خوبي را بايد تعريف كرد بهترين تعريف شنيدن از زبان خالق خوبي ها است. يعني آن چيزي خوب است كه خدا بگويد و: آن چيزي بد است كه خدا نخواهد.
خدا هم زبان دارد، زيرا تمام زبان ها او افريده هم بيان كه بيان ها را هم او ياد ما داده است. عده اي با بيان راضي مي شوند، يعني وقتي ببينند يك بيان حكيمانه و محكم است. براي عمل كردن به آن دچار شك نمي شوند. ولي برخي نياز به دلايل بيشتري دارند و: خداوند معجزه را به همين دليل به انسان ها نشان مي دهد.
وقتي حضرت موسي به كوه طور رفت تا آتشي براي همسر در حال زايمانش بياورد . صداي خدا را از ميان درختي شنيد كه به او مي گفت: كفش ها يت را در بياور! تو دريك محدوده مقدس وارد مي شوي.
پيامبر اسلام هم وقتي در غار حرا بود، صدايي مي شنود كه به او مي گويد: بخوان! و ايشان در پاسخ مي گويد: من خواندن نمي دانم! و صدا به آساني مي گويد: بخوان بنام خداوندي كه خواندن را، او ياد داد. يعني بشر فكر نكند چهار تا خط مي كشد، اسمش سواد است! مفاهيم پشت آن و توانايي ترسيم آن را، خدا ياد داده است.
در همين زمان خودمان مي بينيم كه: همه دنيا رو به انقلاب و تظاهرات و راهپيمايي دارد. راهپيمايي مردم اروپا و آمريكا، برعليه ظلم و بيداد سرمايه داري است. اما دست از پا درازتر بر مي گردند! نهضت 99درصدي كجا رفت؟ اعتصاب هاي كارگران چه شد؟ آيا به آنچه كه مي خواستند رسيدند؟ همه ميدانند كه هنوز نرسيده اند، پس ايراد كار كجا است؟
چرا آن ها نمي توانند مثل ايران اسلامي، تاثير عميق بر كشور خود بگذارند و: جهان را هم به تحول گرايي دعوت كنند؟ چرا مصر هنوز در آتش جنگ هاي داخلي مي سوزد؟ چرا در اروپا و آمريكا ماليات مردم صرف جنگ در خاورميانه مي شود؟ چرا آن ها هر كاري مي كنند دولت هايشان سرنگون نمي شود؟ و حتي دست از اين هزينه پردازي بر نمي دارند؟ مگر مردم غرب يا عرب چه گناهي كردند كه بايد: كار كنند و ماليات بدهند ولي خودشان از آن بهره اي نبرند؟
بله آن ها يك چيز را فراموش كرده اند و: آن خداي فجر آفرين است. معجزات خدا را مي بينند ولي قبول نمي كنند. آن ها معجزه انقلاب اسلامي را در ايران با تفكر امام خميني مي بينند ولي، راه ليبراليزم يا ديگر ان را انتخاب مي كنند! اگر آن ها بيايند و به مشتركات همديگر فكر كنند، خدا آن ها را هم پيروز مي كند.
دائره المعارف ماهین