در روز اول فوريه و به مناسبت دعوت جهاني به حجاب اسلامي، ما هم از همه مستكبران مي خواهيم كه: همه گزينه ها را از روي ميز بردارند و به زير ميز بگذارند! اگر اين كار را نكنند، ما مستقيما با نيروهاي نگهبان وارد مذاكره مي شويم و: از آنان مي خواهيم كه ديگر نگهبان بمب اتمي و: گزينه هاي روي ميز نباشند!

نگهبانان يا مسئولان حراست و حفاظت از ميز ها ، گزينه هاي آن بسيار مهمتر از خود ميز ها و: صاحبان گزينه ها هستند. چون اگر يك روزي اوباما بيايد و ببيند كه: روي ميز او خالي و چيزي روي ميز نيست چه كار خواهد كرد؟

لذا روي صحبت ما با نيرو هاي ويژه نگهدارنده سلاح هاي كشتار جمعي است . آن ها در سه حالت ماموريت ويژه يافته اند: يا به اجبار، يا براي پاداش و دستمزد و: يا اينكه اغفال شده و شستشوي مغزي شده اند. و ما براي هرسه پاسخ ارزشمندي داريم.

اي دوستان! اي ماموران ويژه محافظت و: مديريت جنگ افزارهاي كشتار جمعي! به هوش باشيد كه دنيا در حال تحول است و: شما اينده اي تاريك در پيش رو داريد. مگر اينكه به خود آييد و نصايح و پيشنهاد هاي ما را بشنويد.

اگر شما به اجبار به اين كار مامور شده ايد، بايد بدانيد كه از كار انداختن اين سلاح ها بسيار ساده است و: شما مي توانيد با خرابكاري در يكي از سيستم هاي حفاظتي يا: سيستم هاي عامل آن ها را از كار بياندازيد و :مطمئن باشيد كه كسي متوجه آن نخواهد شد! زيرا كه به دلايل مختلف تست اين دستگاه ها ممكن نيست:

    اولا ديوار بي اعتمادي بقدري بلند است كه: لايه هاي امنيتي زيادي همديگر را كنترل مي كنند. يعني بجاي تست سلاح، به تست افراد مشغول هستند و: از ترس نفوذي ها، خواب و ارام ندارند و: هيچگاه به خود جرات تست دستگاه را نمي دهند. زيرا اگر خرابكاري شده باشد آن ها نمي توانند گروه خرابكار را پيدا كنند! و اگر پيدا هم كردند، نمي توانند آن ها را معرفي كنند. چون از هر طرف به ضرر آن ها ست .

فرض كنيد براي حفاظت از 2000كلاهك هسته اي در اسرائيل، يك برنامه حراستي داشته باشيم: حداقل يك لايه بايد مجموعه افرادي باشند كه آن را مي سازند، آيا همه اينها قابل كنترل هستند؟ و آيا هيچ جاسوسي در بين اين ها نيست؟ پس اولين جايي كه اطلاعات لو مي رود از سوي: سازندگان و مخترعين است.اگر براي حراست ازاين لايه، يك لايه بالاتر يا يك گروه امنيتي تعيين كنيم، باز همين سوال مطرح مي شود: ايا در بين اين لايه دوم، هيچ جاسوسي نيست؟ و همينطور لايه هاي بالاتر حفاظتي !

واين دايره زماني وحشتناك تر مي شود كه: ما بدانيم توليد جنگ افزار هاي كشتار جمعي، در يك پروسه رقابتي شديد و افزايشي، ناچار است هر روز نيروهاي جديدتر استخدام نمايد.

بعد از سازندگان، گروه مهم ديگر رانندگان يا ترانسپورت هستند، كه اين سازه ها را تحويل و به جاي نامعلوم مي برند. ايا دربين اين رانندگان يا اهالي ترابري، هيچ جاسوسي وجود ندارد؟ براي اطمينان از اين سوال لازم است: لايه امنيتي جديدي براي اين قشر ايجاد شود! زيرا تخصص اين ها با تخصص سازندگان فرق مي كنند، لذا لايه امنيتي سازندگان نمي تواند براي رانندگان، پوشش مناسبي بدهد.

بعد از ترانسپورت، گروه  عمراني سازنده پناهگاه ها و: تحويل گيرندگان محموله ها هستند. كه مشمول تمام سوال هاي فوق مي شوند! حتي حراست فيزيكي و اسنادي و كاربري و غيره از اين هم بالاتر و وحشتناك تر است.

راههاي حفاظت از اين همه اطلاعات هم، براي سازندگان و صاحبان اين نوع كالا، فقط مرگ است. يعني نيروهاي مسئله دار، راه برگشت ندارند و بايد كشته شوند، تا اطلاعات هم با خود آن ها دفن شود. لذا چه شما مامور اجباري باشيد يا اختياري ، به دنبال در آمد باشيد يا فريب خورده، سرنوشتي جز مرگ در انتظار شما نيست. پس بهتر است كاري كنيد تا دنيا به شما افتخار كند.

    تصور نكنيد كار شما به صورت انفرادي مهم نيست و يا ارزشي ندارد، فقط كافي است به افشاگري يكي از اعضاي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا دقت كنيد، مي بينيد كه دنيا را تكان داد. انتشار يك سند در ويكي ليكس ،همه دروغگويان را رسوا كرد .

اكنون شما مي توانيد آرام به خرابكاري ادامه دهيد.و بمب هاي اتمي را يكي پس از ديگري از كار بياندازيد تا: مردم دنيا خواب راحتي پيدا كنند و شما را دعاي خير كنند. ومطمئن باشيد اگر لو رفتيد، ممكن است حقوق شما قطع شود ولي، نام شما بعنوان فداكار ترين مردان تاريخ ثبت خواهد شد.