طلبكاران از خدا
اقتصاد غرب تنها يك تئوري دارد و آن اينكه: ما بايد از خدا طلبكار باشيم! زيرا خدا نبايد ما را مي آفريد؟! حالا كه آفريده بايد همه كار براي ما بكند و: هر كاري هم مي كند كم است! و اين زير بناي فلسقي توزيع منابع حداقلي براي نياز هاي حداكثري است. يعني خدا براي ما كم گذاشته است! هرچه باد و ماه و خورشيد و فلك را به كار مي اندازد و: گندم و ميوه توليد مي كند وظيفه اش هست! ما اگر كمبود احساس كرديم بايد صدايمان دربيايد نه اينكه، در ناز و نعمت باشيم و خدا را شكر كنيم.
شما ببينيد در سهم عوامل توليد، هيچ گاه خدا را در نظر نگرفته اند و: آن را بدهكار هميشگي فرض كرده اند كه: وظيفه اش هست باد را به موقع بيارود، باران به موقع ببارد و كشت هم به موقع محصول دهد. تئوري خسارت از همين جا نشات مي گيرد: وقتي باران بيش از حد مي بارد كشاورزان هم ادعا نكنند، اقتصاد دانان ادعا مي كنند كه خسارت وارد شده است. يعني خدا اندازه را نگه نداشته!
اگر باران كم بيايد آن ها مي گويند: خشكسالي است و گندم را گران مي كنند و:اگر زياد بيايد براي جلوگيري از كاهش قيمت، همه را به دريا مي ريزند يا: آفت به كشتزارها سرازير مي كنند يا: جايزه ميدهند كه چيزي كاشته نشود! اين اقتصاد دانان با كمال پر رويي، ماهواره اي آب و هوا را بررسي مي كنند و: از رانت اطلاعاتي براي خريد سلف استفاده مي كنند و: وقتي خدا به پوزشان مي زند و: ناگهان برف مي آيد، باز هم گندم را گرانتر مي كنند.
در دهه1930كه اقتصاد آمريكا با بحران كامل روبرو شد آن ها آمدند: نام خدا را بر دلارها حك كردند تا بركت پيدا كند! و هنوز ترجمه آيه (توكلت علي الله) بر بالاي دلار ها نقش بسته است ()
In the name if god and we trust
و به قول برادرم، بدون وضو نمي شود به دلار دست زد! ولي چه شد؟ وقتي بحران برطرف شد، خدا را فراموش كردند و گوساله و طلاي سامري را پرستيدند.
ميتوان گفت طلبكاري از خدا فقط مخصوص علوم اقتصادي نيست، همه علوم خود را طلبكار خدا مي دانند. اگر همه مردم سالم باشند، پزشكان صدايشان در مي آيد پس شغل ما چه؟ و بعد مي روند و بيماري هاي جديد اختراع و: به جامعه تزريق مي كنند و: منشا آن را نامعلوم اعلام مي كنند تا: همه به خدا شك كنند و يقه او را بگيرند! ما در همين بيماري ايدز مي بنيم كه :چطور گردن خدا گذاشتند كه بيماري جديد فرستاده! در حاليكه اين بيماري چيزي جز يك آزمايش سلاح هاي ميكروبيولوژي نبود.
گفته اند اولين فضانورد كه مي خواست بالا رود، از او پرسيدند چه حالي داري گفت: خدا بايد كمك كند! ولي وقتي از فضا برگشت، از او پرسيدند خدا را ديدي ؟ گفت حتي پشت ماه را هم گشتم و خدا را نديدم!
در هنر هم همينطور است، همه خواننده هاي معروف ايران، پامنبري بودند يعني از تكبير نماز گقتن و: نوحه خواندن شروع كردند ولي، به كجا رسيدند؟ آن ايرج و آن گلپا كجا رفتند؟ و اين پاپ خوان ها كجا هستند؟ همين ها كساني بودند كه پاپ را از:سنج و دوقل! ياد گرفتند و بعد زير همه چيز زدند.
در علوم اداري و سياسي مگر كم داريم؟ چرا همه فكر مي كنند پرزيدنت روحاني تنها شده؟ و كسي از عملكرد او دفاع نمي كند؟ اين يك طلبكاري است، يعني همه خودشان را از ايشان طلبكار مي دانند و: چون طلبشان داده نشده يا: به اندازه اي كه آن ها مي خواهند داده نشده، او را بايكوت كرده اند. در حاليكه اگر همه به حق خود راضي بودند، بايد دست او را باز مي گذاشتند و: اينهمه سهم خواهي نمي كردند.
مگر اداره كشور گوشت قرباني است كه: بايد به همه برسد و از راسته و يا كنار ران هم باشد؟ اگر كسي معاون اول يا وزير نشد، بايد پرزيدنت روحاني بايكوت شود؟ از آن طرف هم وقتي همه طرفداران پست و مقام گرفتند، ميشوند دولتي! و دولتي ها هرچه از رئيس جمهور تعريف كنند، فايده ندارد مي گويند: حقوق مي گيرند تا تعريف كنند! اين است كه باز پرزيدنت تنها مي ماند.
در جغرافي ! وضع از اين ها بدتر است: چرا بايد سه چهارم دنيا آب باشد ولي، مردم براي آب باهم جنگ كنند؟ و جنگ سوم جنگ آب باشد؟ چرا بايد آنقدر معادن زياد باشد كه: نتوانيم آن را استخراج كنيم؟ چرا بايد جمعيت آنقدر زياد باشد كه: مجبور باشيم كنترل جمعيت راه بياندازيم؟ چرا بايد جمعيت چين آنقدر زياد باشد كه: افسانه ياجوج و ماجوج درست شود؟ اينها همه كارهاي اشتباهي است كه: به خدا نسبت مي دهند و خود را عاقل تر از خدا معرفي مي كنند! مانند خواجه شيراز كه مي گويد: فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم.
دائره المعارف ماهین