آمانو می خواهد چه کسی را بترساند؟

آمانو به ایران آمده تا: مسئولین ایران بترساند! و به آن ها بگوید که باید بازدید ها، و بازجویی های آژانس را بپذیرند، و اگر نپذیرند فلان هواپیما ها در کجا آماده است، و فلان ناوهای جنگی روبه سوی ایران در حال حرکت است، و موشک های قطری  و خائنین خلیج فارس، در چه زاویه ای هستند! او حتی عربستان را هم، به لیست آن هایی که می خواهند: برعلیه ایران اقدام کنند، اضافه کرده است! اما مسئولین ایران چه گفتند؟

هرچند از گفته های آنان، چیزی درز نکرده است، ولی تحلیل خبری بما می گوید: که همین درز نکردن خبر، نشان از آن دارد که چه چیز هایی رد و بدل شده، که قابل رسانه ای شدن نبوده است! طبیعتا اگر پیشنهاد های همردیف: پیشنهاد های عمومی بود، قبل از آمدن، آن ها را در رسانه ها می گفتند و: به آن افتخار هم می کردند،  اینکه ناگهان آمانو تصمیم می گیرد: به ایران بیاید و بعد هم، هیچ پیامی رسانه ای نمی شود، یعنی اینکه آمانو برای تهدید آمده است.

     خبر های قبلی را هم، اگر به این خبر ضمیمه کنیم، مشکل قضایا حل می شود و آن اینکه، آقای شمخانی گفته بود که: در صدر لیست بازجویی شوندگان: آژانس قرار دارد و آمانو هم، اول از همه به دیدار ایشان رفت! البته سخنانی از آقای شمخانی گفته شد: برمبنای بی اعتباری آژانس در دیدگاه ایرانیان، ولی اصل قضیه کمی پیچیده تر است، و نشان می دهد که آمانو می خواسته: اولین بازجویی را شخصا انجام دهد! تا در مدارک بعدی به آن استناد کرده و: بگوید که شخصا  با اولین متهم دیدار، و از او بازجویی کرده! و کسی هم مانع ایشان نشده است، لذا بازجویی از دانشمندان هم، به همین منوال خواهد بود.

    مهمترین هدف آمانو، ارزیابی مسئولین درجه یک ایران، برای تهیه گزارش روحیه شناسی، جهت ارائه به رژیم صهیونیستی، تا بدانند که در ایران مسئولین چگونه فکر می کنند، و نقاط اشتراک و افتراق آن ها کجاست، و از این راه منفذی برای: ورود به چرخه هسته ای ایران پیدا کرده، و اطلاعات لازم را برای ترور شخصیتی، یا ترور فیزیکی فراهم آورند . چنانچه اکنون به شدت در حال: تخریب کارگزاران دوره های قبل هستند، تا جاییکه مانند قضایای شهید بهشتی، زمینه ترور فیزیکی آن ها فراهم آید. بدیهی است که این ترور شخصیتی، فقط به کارگزارن دوران قبل، پایان نمی پذیرد .

   آن ها از کمی دور تر شروع می کنند، و به نزدیک و نزدیک تر می رسند. ابتدا شخصیت های دوران 10یا 12 سال پیش را، محکوم می کنند بعد دوران 4یا 6 سال پیش می رسند، یعنی درست تمام منابع مقابل فتنه را، ترور فیزیکی می کنند. تا دولتمردان فعلی را مجبور به: رهنوردی در راه رهجو ها بکنند.  حتی در زمان فعلی نیز، با انگ ادامه آن سال ها، هرکس را بخواهند ترور شخصیتی کنند، و بعد از بازگشت آمانو، ما خواهیم دید که ترور: فیزیکی نیز شروع می شود.

     زیرا آمانو استاد سر سپردگی به رژیم صهیونیستی است، و با قول همکاری صد در صد، با رژیم صهیونیستی روی کار آمده . البته رئیس قبلی آژانس، یعنی البرادعی هم چندان معصوم نبود، ولی به میزان آمانو سر سپرده نبود. در زمان همان البرادعی هم، خط مشی های اصلی را آمانو تعیین می کرد. و جنگ آمریکا علیه عراق و افعانستان، توسط ایشان ارائه شده بود.    در واقع می توان گفت جنگ سوم جهانی، علیه خط مقاومت از درون آژانس، و از روی میز آمانو بیرون رفته است. و به همین دلیل اولین مقصد او، شورای امنیت ملی است، تا زوایای آن را بهتر بشناسد. و زیر نام اختلاف جناحی، به حذف فیزیکی  بپردازد.

    بنده در سال 1361 بعد از شهادت: شهیدان رجایی وباهنر، معاون حراست نخست وزیری شدم، و از شخصیت های زیادی بازجویی کردم، و شگرد آن ها را می دانم. در همان زمان عکس: مهندس موسوی با همسر بی حجاب آمریکایی اش، در سطح وسیعی پخش و: تقریبا در تمام اتاق های نخست وزیری انداخته شد، و بعد آن را به گردن حراست انداختند، و افراد حراست را تصفیه نمودند!آن هم تحت عنوان اجرای  فرمان 8 ماده ای امام خمینی! در حالیکه حراست، از این عکس ها خبر نداشت، ولی کینه قاتلان شهیدان رجایی و باهنر، تمامی نداشت.