آنان می گویند ما در شورای عالی امنیت ملی، در صدد هستیم تا ثابت کنیم با جهان، میتوان منطقی برخورد کرد! و خواسته های خود را بر آنان تحمیل نمود، و در فضای احترام متقابل به حقوق حقه خود دست یافت! البته آنان در مرکز قدرت هستند، و هر حرف بی منطق آنان هم منطقی حساب شده! و سوت و کف به دنبال دارد. ولی ما هم حرف خودمان را می زنیم، خدا را چه دیدی، شاید دل یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی لرزید، و حرف ما را قبول کرد!

   اولا از نظر آن ها آمریکا یعنی تمام جهان ! حتی یک روز نامه زپرتی آمریکایی، اگر چیزی بنویسد یعنی تمام دنیا، حق ما را به رسمیت شناخته اند.

ثانیا آن ها مگر بجز منطق زور، چیز دیگری سرشان می شود؟ شما اصول علمی مذاکره آنان را بخوانید، فقط با چماق تهدید در سر میز مذاکره حاضر می شوند. حالا ممکن است تهدید سخت باشد، مانند گزینه جنگ که همیشه روی میز است. یا تهدید ترم که اگر توافق نشود، شما مجلس آینده را نخواهید داشت !

     ثالثا معلوم می شود آقایان برجام را نخوانده اند، چون ترجمه های متضادی از آن می شود، مگر بازدید از مراکز نظامی، هر وقت و هرجا که خواستند، ذکر نشده پس چرا توجیه می کنند؟ مگر نگفتند پس از توافق ،  حل اختلاف فیمابین در شورای مشترک: شش کشور و ایران با رای اکثریت است؟ این منطق ساده را آقایان نمی قهمند؟ یا خود را گول می زنند

    بی منطق تر از این هم می شود که: شرط اصلی پذیرش قطعنامه امنیت کامل اسرائیل باشد، و بعد ما بیاییم و بگوییم: مخالفان برجام فقط اسراییلی ها هستند

     رابعا: آنها می گفتند پس از توافق همه چیز درست می شود، و همه نحریم شکنان را هم قربانی کردند. ولی هنوز هیچی نشده همه آن ها را دروغ دانسته، و می گویند به برجام ربطی ندارد.

  شاید یکی از منطق های آنان، توجیه به هر قیمتی باشد. ولی مردم این را می فهمند، و باید برجام به آرای عمومی گذاشته شود. زبان توجیه تا آنجا پیش رفته، که هر نوع برداشت آمریکایی ها، را برای مصرف داخلی عنوان می کنند، تا برداشتهای خودشان برای مصرف داخلی، را کسی  متوجه نشود.

اگر صالحی می گوید که تمام خط قرمز ها را، رعایت کرده منظورش خط قرمز آمریکایی ها است! نه خط قرمزی که رهبری تعیین کرده، و مردم گفته اند. شعار مردم: انرژی هسته ای حق مسلم ما است، و فهم این شعار هم بسیار ساده است. حالا چطور آن را از ملت گرفته اند، ولی می گویند نگرفته ایم!

اگر ظریف می گوید: که بدترین نظریه آن است که بگوئیم: شکست خورده ایم!  منظور ایشان هم برنده شدن خودشان، برای ریاست جمهوری شش سال دیگر است! که اولین رای را هم، آقای رفیع در جمع خبرنگاران به ایشان داد!

    واگر تخت روانچی یا دیگری می گوید: مطمئن باشید چیز خطرناکی در آن نیست، این برای ان است که: جایگاه خودشان از خطر مصون است! و کسی جرات ندارد از آن ها بپرسد: وجدانا خودتان یکبار برجام را خوانده اید؟ یا فقط به سخنان مخالفین گوش می دهید، و بدل آن را می زنید؟ منطق حاکم بر این مذاکرات، یک مسئله ساده است: هم اوباما به رای مردم احتیاج دارد، و هم طرف ایرانی. و لذا همه راه ها به رم ختم می شود! و همه منطق ها حکم می کند: مردم را راضی و قانع بکنند، ولو اینکه چیزی در برجام نباشد . و یا آن ها را خوشحال کنند، ولو اینکه همه چیز را باخته باشند.