تئوري هاي نوين در :تعيين قيمت براساس اصل تحريم.
تئوري هاي نوين در :تعيين قيمت براساس اصل تحريم.
تئوري قيمت يا ارزش كالا، در اقتصاد بسيار پيچيده و غير منطقي است. برخي ها قيمت را ارزش مبادلاتي كالا مي دانند، و برخي ها آن را ارزش افزوده كالا، نامگذاري مي كنند. اما عملكرد برجام، به مثابه عصاره آخرين: تفكرات امپرياليستي سوسياليستي و اسلامي، نشان داد كه تحريم، اساس تعيين قيمت كالاها و خدمات است.
در بيان اين تئوري بايد گفت: پيش فرض اول آن است كه تمام منابع و مواد توليد رايگان است. زمين رايگان است، مواد معدني و نفتي در همه جا هست، و اين گنج هاي خدادادي قيمتي ندارند. مانند هوا كه آن را تنفس مي كنيم، معدن طلا و مس ، اورانيوم و نفت را هم خدا، در روي زمين قرار داده( يامن في الجبال خزائنه و يامن في الارض الائه)اين منابع و مواد رايگان، به وسيله اولين كسي كه آن را پيدا مي كند، حيازت مي شود. يعني ديگران را تحريم مي كند، تا به آن دست نزنند.
فرضیه دوم اينکه، تحريم در واقع يك نوع: مالكيت تعريف مي شود، اما موضوع آن، همان تحريم ديگران است. یعنی ممانعت از استفاده دیگران به معنی مالکیت است. فرشیه نهایی بیان می کند: در اثر افزايش تقاضا، تحريم كننده، قيمتي را مطرح مي كند. و لذا در اين تئوري، منابع و مواد اوليه يا كالاها، نه ارزش ذاتي دارند، و نه ارزش معاملاتي و تجاری ، بلكه ارزش تحريمي دارند.
قدرت انحصار یا تحریم است، که قیمت را تعیین می کند: يعني اگر كسي قدرت تحريم نداشته باشد، كالا رايگان است: مانند هوا، اما اگر كسي قدرت داشته باشد، حتي اورانيوم غني شده وسانتریفیوژهای :نسل هشتم را هم مانند آشغال دور میريزد! كاري كه برجام، با تاسيسات و محصولات هسته اي ايران مي كند.
بنابر این در این تئوری پیش فرض، برنامه جامع توافق هسته ای است، که نشان می دهد: آخرین چانه زنی ها، در طی دوسال در بالاترین سطح مقامات، و کشورهای جهان صورت گرفته، محصولی یا تئوری برجای گذاشته که: باید آنطور تئوریزه و تعریف شود. در برجام، همه منطق ها و تئوری های قبلی، باطل اعلام شده و یک نظریه جدید: با تئوری قدرت محوری تحریم کنندگان، پابه عرصه وجود گذاشته است.
این نظریه ، شایسته سالاری را، تجاوز به حقوق قدرت مندان می داند، و محققان را تروریست می داند، و پیشرفت را، جنگ نابرابر قلمداد می کند. زیرا ایران که با تکیه بر شایستگی خود، توانسته به پیشرفت های چشم گیری در: علوم و فنون دست یابد، بجای تشویق باید تحریم شود! و دست آورد های ان، به زباله دان ها ریخته شود! دانشمندانی که با تحقیقات شبانه روزی خود، با کمبود امکانات توانسته اند: ره صد ساله را یک شبه طی کنند، باید ترور شوند که مبادا زیاد شوند!
بنابر این عرضه و تقاضا ، مزیت نسبی، ارزش افزوده کالاهای تولیدی و غیره، همه فراموش می شوند! گویا آدام اسمیت و جان کینز وپل ساموئلسون ، فردریک تیلور و جان هاپکینز دیگر وجود ندارند! حتی از فروید و انیشتین هم خبری نیست، چون تمام حرف هایی که زده اند، حالا باید پس بگیرند! امروز اوباما با همکاری نادان یابو، جای همه دانشمندان اقتصاد و تولید ، مهندسی و فیزیک وشیمی تصمیم می گیرند.
تصمیم برجامی ها، فقط به اقتصاد و تولید مربوط نمی شود. آن ها حتی تعیین می کنند که یک کودک، در لباس خود تا چه اندازه باید: غنی سازی کند تا لباسش رنگ کیک زرد نگیرد. آن ها تعیین می کنند تا چه سانتریفیوژهایی، بچرخد و کدامیک از آن ها به زباله دانی برود. آن ها می گویند که اگر توافق نشود، دلار سقوط می کند! پس دستور می دهند تا دلار سقوط نکند! حتی آدم می کشند که توافق روی زمین نماند، و دلار پایین نیاید. لذا اقتصاد تحریمی، اقتصادی برپایه دستور یکطرفه زور مداران است. و تئوری هایی را مطرح می کند که: نهایتا به نابودی عقل منجر شود.
دانشگاه بین المللی بی بی شهربانو در حال تاسیس