در مورد مدیریت ایرانی، سه نظریه وجود دارد: نظریه اول می گوید با توجه به معیار ها، و پیشرفت های علوم مدیریت در غرب، ایران از این علم بی بهره است. دموکراسی را تازه یاد می گیرد و تمرین می کند. سال ها باید کتب مدیریت غربی را، ترجمه و آن را استفاده کند، تا بتواند به رشد و توسعه برسد، تمدن را یاد بگیرد و به کار ببندد.

دسته دوم غرب زدگان اسلامی هستند ! سکولار هایی که برای همراهی با جماعت، دم از اسلام می زنند و: هر نوع تئوری مدیریت غربی را، با یک پسوند اسلامی، ذبح کرده و حلال می کنند!آن ها می گویند عقل اساس دین است، و چون عقل غربی ها، در این زمینه ها بیشتر کار کرده، لذا باید همه را دربست پذیرفت، اسلامی و غیر اسلامی هم نداریم! لذا اضافه کردن یا نکردن هم فرقی نمی کند، ولی چون مردم ما مذهبی هستند، بهتر است دنباله هر کلمه، یک واژه اسلامی را اضافه کنیم: مانند روانشناسی اسلامی، مدیریت اسلامی، اقتصاد اسلامی و ...

ولی ما برعکس، معتقدیم اگر در غرب علومی هم هست، از شرق الهام گرفته و تمام: اصول مدیریت آن ها فقط:  نظم دادن به این تئوری ها است. زیرا آن ها ادعا می کنند: علم مدیریت از قرن بیستم و: با ظهور فردریک تیلور آغاز شده است! در حالیکه علئم مدیریتی، جدا از بشریت نبوده است. از هنگامیکه انسان اجتماعی زندگی کرد، یا آن را شروع کرد، باید مدیریت می کرد. والا کار های موازی و: رقابتی و دشمنی اجتماع را از بین می برد.

    لذا باید گفت پرسید: آیا کشور داری بزرگ ایرانیان، در زمان هخامنشیان و یا در: تمام دوران ها کمتر از: مدیریت یک شرکت است؟ یا در آن موقع شرکت، و مشارکت وجود نداشته؟ سلسله مراتب وجود نداشته؟ آیا کسی بهره وری را دوست نداشته. آیا آنها تقسیم کار نمی کردند؟ گزینش و استخدام نداشتند ؟ نیروی انسانی خود را آموزش نمی دادند؟برای آن ها برنامه ریزی نمی کردند، آن ها را هدایت نمی نمودند؟ این خیلی احمقانه است که فکر کنیم، این ها از زمان فردریک تیلور شروع شده!

از نظر ما این ها همه وجود داشته، فقط فردریک تیلور آن را در کتاب نوشته ! مثل این است که بگوئیم :انرژی هسته ای قبلا نبوده! اتم یا مولکول قبل از پاسکال، وجود نداشته است! ولی میدانیم تمام عناصر وجود داشتند، فقط نامگذاری و دسته بندی آن، توسط مندلیف انجام شده است. یعنی مندلیف 107عنصر را ایجاد نکرده، بلکه آن را دسته بندی کرده .

     دلیل این امر هم بسیار ساده است: می بینیم تمام اساتید غرب با تمام علوم خود، نمی توانند بحران بانک ها را حل کنند، یا بیکاری و کاهش رشد را از بین ببرند. حتی نمی توانند در مقابل رشد اسلامگرایی، مقاومت کنند!اکنون سازماندهی نیروهای اسلامی و مذهبی، بسیار قوی و مدیرت آن ها بسیار پیشرفته تر است.

     یک نمونه ما به ایجاد خبرگزاری: یو نیوز اشاره می کنیم! غربی ها سال ها است که خبرگزاری دارند، و از کوچکی آن را بزرگ کرده اند. تا به امروز که هرماه 200دلار باید بدهند، خروجی اخبار رویترز یا آسوشیتد پرس را مطالعه کنند. اما ایران چه کرد؟ از 35 کشور جهان خبرگزاری های کوچک را دعوت کرد، و اکنون اتحادیه رادیو تلویزیون کشورهای اسلامی، بزرگترین آژانس خبری در تولید و پخش هستند. و آیتده بهتری هم در پیش رو دارند. در حالیکه خبرگزاری های غربی ، هر روز دست به دست می شوند، تا ورشکست نشوند.

     در واقع مدیریت اسلامی بجای: تقلید یا کپی برداری از دیگران، اصول خود را به کار گرفت، و جهشی عمل کرد. به عبارت بهتر بجای سازماندهی از بالا، و بصورت دستوری، سازماندهی از پایین و به صورت دموکراتیک را، در دستور کار خود قرار داد. این روش مدیریت  در همه رشته ها، موفقیت آمیز بوده است. در صنایع نظامی به برتری کامل ایران انجامیده، در انرژی هسته ای غربی ها به گرد: تحقیقات ایران هم نمی رسند، و می خواهند به زور جلوی آن را بگیرند!

الهام بخش این نوع تئوری هم، امام خمینی ره معمار کبیر انقلاب اسلامی بود، که می فرمود: رهبر ما آن طفل 13 ساله است! ایشان بارها فرمودند پابرهنه ها، ولی نعمت ما هستند یعنی استفاده از: ریزیکوال ها برای ماکسمایز کردن بهره وری . ایشان هم از خود نگفته، بلکه پیام قران است که: پیروزی نهایی با مستضعفین جهان است.