گدایی ارتباطات: در عصر انفجار اطلاعات.
گدایی ارتباطات: در عصر انفجار اطلاعات.
ارتباطات در عصر نوین فناوری بسیار مهم است، ولی این ارتباطات معمولا در سه حالت است: گدایی ارتباطات ، ایجاد ارتباطات و نفی ارتباطات. به این معنی که برخی ارتباطات را گدایی می کنند، و برخی ها آن را قطع می کنند! ولی حالت معمولی تعادل در ایجاد ارتباطات است. ابتدا باید بگوئیم که ارتباطات، همانند قانون ظروف مرتبطه، راه خود را برای تعادل باز می کند، ولی برخی ها در این راه سد ایجاد می کنند، و یا برخی ها در آن عجله می کنند!
عجله در ایجاد ارتباط، باعث سرشکستگی و خوار شدن می گردد. مثلا اگر کودکی که، او را بازی نمی دهند بخواهد، وارد جمع شده با آنان بازی کند، طبیعی است که دیگران یا او را مسخره می کنند، و راه نمی دهند و یا اگر به بازی راه پیدا کند، همیشه بعنوان یک عنصر تحمیلی، با چهره های عبوس و گرفته: اعضا روبرو می شود. ممکن است بسیار هم هزینه کند، تا خود را در دل گروه جای دهد، ولی همیشه افراد گروه او را زیر نظر دارند، و از هزینه کردن های او هم، منظورش را درک می کنند.
اگر به هزینه کردن خود برای: ارتباط بیشتر ادامه دهد، دیگران به فکر سوء استفاده از این نقطه ضعف او می افتند، و برای هرکاری که با دیگران، بصورت رایگان تعامل دارند، با وی به زبان هزینه و فایده صحبت می کنند. و سعی می کنند به هر شکلی از او، تحصیل در آمد داشته باشند. اگر او خوش شانس باشد، و هزینه ها را بپردازد باید: دائم در حال پرداخت هزینه باشد، و برای هرچیزی که دیگران رایگان بدست می آورند، او خرج کند و پول پرداخت نماید
اگر بخت با او یار نباشد، و پولی هم در دست نداشته باشد، یا به اندازه کافی موجودی نقدی در: دسترس او نباشد باید به روش دیگری، این کار را انجام دهد و به قول کودکان: باید کولی بدهد. یعنی دیگران را قلمدوش خود سوار کند، و جابجا نماید. کاش به همین جا ختم می شد، در این حال همه می دانند، که تنها راه تفریح کودکان می شوند! و بقیه با دیدن این صحنه می فهمند: که تا چه حد این ارتباط ذلیلانه است.
در روابط بین المللی هم همینطور است، اگر آمریکا با ایران قطع رابطه کرد، ما دیدیم که امام خمینی ره کوتاه نیامد، و گفت خدا را شکر که این: رابطه گرگ و میشی قطع شد! اما عده ای به دست و پا افتادند، و سنگ بنای گدایی ارتباطات را گذاشتند . البته در آن زمان امام راحل زنده بود، و این گدایی ارتباط را نپذیرفت، و مسببان آن هم، همگی از بدنه حاکمیت اخراج شدند.
اما در یک جمله فرمود: خدا آن هایی را که خواب آمریکا را می بیند بیدارشان کند! یعنی گدایی ارتباط در خواب هم ممنوع است، و نباید کسی به این تصورات آنقدر دامن بزند، که حتی در خواب هم آن را تکرار کند. ولی متاسفانه گدا صفتان دست برنداشتند، و بر دامنه فعالیت خود افزودند. نامه های مخفیانه، مذاکرات سری، و یا ارتباطات نامشروع آغاز شد. این فعالیت در نهایت به نام: معتبر کردن گذرنامه ایرانی! شکل گرفت و قرار شد: به این طریق عنوان شود.
خط و ربط بیشتر این ارتباطات هم، از طریق آقازاده ها دنبال می شد. یعنی افرادی که خودشان با امام: رودربایستی داشتند، ناچار بودند از طریق فرزندان خود، آن را دنبال کنند تا یک تیغ دولبه باشد: اگر به نتیجه رسید بگویند با هدایت پدران بوده است! و اگر به نتیجه نرسید بگویند: جوان بودند و نمی دانستند. به همین دلیل بازار داغ ارسال و مراسلات: آقازاده ها به اروپا و آمریکا آغاز شد.
پروژه های سنگینی که: آمریکا و کانادا یا استرالیا و انگلیس، خودشان قادر به اجرای آن نبودند، به عهده آقازاده گذاشته شد. و آن ها با پول های کلانی که از ایران می بردند، برنامه ها را تکمیل می کردند. و به این گشاد بازی هم افتخار می کردند، و دراین میان تحریم هم به کمک آقازاده ها آمد. و آنها در ظاهر برای تحریم شکنی، هزینه های فراوانی از دولت و ملت ایران دریافت کردند. اما این آخر راه نبود، بلکه با فتح سنگر های کلیدی جمهوری اسلامی، یکی پس از دیگری به اقازاده ها پیوستند، و پول های خود را به بانکهای: سوئیس که حافظ منافع آمریکا بود سپردند. باز خورد این پول ها را می خواهند: برای تاثیر در انتخابات ایران، سرمایه گذاری کنند. و ممکن است: در اینده کسانی انتخاب شوند که: سرلوحه کارشان گدایی ارتباطات باشد. کولی دادن به آمریکا را افتخار بدانند، و هجوم یانکی ها و وایکینگها را غنیمت بشمارند.
دائره المعارف ماهین