امام حسین ع با گفتن جمله: اگر دین ندارید لا اقل ازاده باشید، نشان داد که دشمنان ایشان، خطی را دنبال می کنند که دین را برای بردگی و انگیزاسیون معرفی کنند. و آزادی و آزادگی را در مقابل آن قرار دهند. و این بیان امام حسین ع نشان می دهد که: آزادی و آزادگی کف خواسته دین است، نه اوج آن زیرا می فرماید اگر: دین ندارید آزاده باشید. یعنی فکر نکنید که دین اجباری، و برعلیه آزادگی است. کاری که، بعد ها در اروپا آن را دنبال کردند، و دوران سیاه قرون وسطی را ایجاد نمودند.

درواقع دشمنان امام حسین ع، یک استراتژی معین و درازمدت دارند: و آن اینکه اسلام را از محتوا خالی کنند، و آن را یک امر انجمادی و: سکولاریستی نشان دهند. و بعد که مردم با یک پوسته روبرو شدند، طبیعتا وقتی می بینند نفعی برای آن ها، چه در دنیا و چه در اخرت ندارد ان را رها می کنند. مبارزه امام حسین این توطئه را ناکام گذاشت. زیرا آنان در زمان حکومت پدر امام حسین ع، این کار را کردند و اسلام را وارونه نشان دادند. بار ها حضرت علی ع به آن اشاره فرمود که: بیان ایشان این است: بیاید زمانی بر امت اسلام که: از اسلام جز اسمی باقی نماند و از دین جز رسمی!

اما بنی امیه که میدانستند: با وجود حضرت علی ع نمی توانند: اسلام را منجمد و ارتجاعی نشان دهند، فرار به جلو کردند! آن ها با رفتن به شامات، اولا خود را از تیر رس حضرت علی دور نگهداشتند، و ثانیا به انطرفی ها پیغام دادند که: هر طور شده جلو نفوذ اسلام، مخصوصا اسلام علوی را بگیرند! زیرا دربار معاویه، اغلب از بزرگان اروپایی پر بود، حتی در مجلس یزید هم اینطور بود. می گویند یزید علیه اللعنه، وقتی که بعد از شهادت امام حسین، سرهای مبارک شهدا را آورده بودند ، مجلسی از بزرگان تشکیل داد که در آن : چوب بر لبان خشکیده امام حسین زد. یک مسیحی برخاست و اعتراض کرد و گفت: ما نوادگان پیامبر خود را احترام می کنیم، ولی شما آن ها را آزار می دهید.

     گرچه این کار های بنی امیه، تنها با مبارزه امام حسین ع و: رسالت تاریخی خواهرش حضرت زینب، در داخل امت اسلامی نتیجه نداد. مخصوصا اینکه بعد از واقعه عاشورا، قیام های زیادی از جمله قیام مختار ثقفی اتفاق افتاد، و بنی امیه را از بین برد. ولی تخم ترسی که آن ها بعنوان: پیشقراولان اسلام در دل مردم اروپا کاشته بودند، به ثمر نشست و آنان در لاک قرون وسطایی خود فرو رفتند، و از پذیرش اسلام واهمه داشتند.

اروپا که در انموقع شناخت چندانی از اسلام نداشت، برای جلوگیری از نفوذ اسلام، به انگیزاسیون یا تفتیش عقاید روی آورد . خواندن کتاب های اسلامی را، که به تازگی برای آنان ترجمه شده بود، ممنوع کرد به گفته ترکمان، رئیس سازمان ارتباطات اسلامی ، تنها 50سال پس از تالیف کتاب قانون ابن سینا، این کتاب به زبان لاتین ترجمه شد! این درحالی بود که کتب معروفی چون شاهنامه، ورباعیات خیام و امثال آن نیز ترجمه شده بود.

     در رو نمایی طرح: ترجمه کتاب های فارسی به زبان های دیگر، در سازمان ارتباطات اسلامی، آقای حداد عادل هم گفتند که مردم اروپا، چنان نظر بدی به دین دارند که، گفتن حکومت دینی برای انان، مصادف با حکومت دینی دوران قرون وسطا، و بازگشت به آن دوران سیاه است! لذا به نظر می رسد که باید: نهضت ترجمه آغاز شود و مبانی این ترجمه، براساس رفع این اتهام بزرگ و: پاک کردن حافظه تاریخی اروپا از: نقش دین در قرون وسطی است.

    البته برخی معتقد بودند که ترجمه زینسو خوب است، برخی ها زانسو را ترجیح می دادند. مثلا حداد عادل می گفت: بهترین ترجمه ها زانسو است، یعنی یک انگلیسی، فارسی را یاد بگیرد و بعد، کتب ما را ترجمه کند بهتر است. ولی دکتر آشنا می گفت: چون کنترل آن مشکل است، لذا باید زینسو باشد یعنی: ما خودمان ترجمه کنیم، بعد به دست خارجی ها بدهیم. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم تاریخچه ترجمه را بر دو قسمت کردند و گفتند: زمانی بود که کتب ما برای ترجمه به اروپا می رفت، ولی از زمان معاصر، برعکس شد و ایرانی ها برای: ترجمه کتب اروپایی فعالیت می کردند.