امام حسین ع برعلیه تروز

دشمن که میدانست امام حسین ع در مکه است، و درایام حج می خواهد خانه خدا را زیارت کند، دستور داد عده ای شمشیر به دست، لباس احرام بپوشند و به بهانه زیارت به مکه بروند، و ایشان را که بی اسلحه است ترور کنند، وامام حسین که این را فهمید، حج را نیمه کار گذاشت و: به سوی عراق حرکت کرد و فرمود: که من نمی خواهم حریم امن الهی، بخاط کشته شدن من، دچار نا امنی و ترور شود.

     ترور یا تروریسم با اینکه بسیار بد است، ولی خیلی ها آن را دوست دارند! مثلا می گویند اگر دولت اسرائیل، هر کسی را ترور کند خوب است! جایزه جهانی صلح نوبل هم به او می دهند. یا ساز مان منافقین هر ایرانی را ترور کند، آمریکا و انگلیس به او جایزه هم می دهند. بودجه آن ها را تامین و همه جا، از آنان استقبال می کنند. زیرا آنان تا به امروز: 17000هزار ایرانی را درب منزلشان ترور کرده اند. از آن جالب تر این است که: کسی را که ترور نمی کند،  محکوم به ترور می کنند و: او را تروریست معرفی می نمایند! مثلا کودکان و نوجوانان فلسطینی، که با تیر و کمان یا سنگ و چوب، از خود دفاع می کنند تروریست می نامند، هرکس از ان ها حمایت کرد، او را در لیست سیاه قرار میدهند.

این حق کشی یا پوشاندن حق، همیشه بوده است حتی در آغاز تاریخ! وقتی خداوند هدیه حضرت هابیل را پذیرفت ولی هدیه قابیل را نپذیرفت. اولین تهدید به ترور شکل گرفت! قابیل هابیل را تهدید به قتل کرد ولی هابیل گفت تو اگر مراهم بکشی من ترا نخواهم کشت! اما او گوش نداد و هابیل را کشت و با راهنمایی یک کلاغ! او را دفن کرد. لذا می گویند مظلومان تاریخ از نسل هابیل هستند و آن ها از نسل قابیل.

تروریسم شکل های مختلفی هم داشته است مثلا بیوتروریسم یا کشتن مردم با میکرب از قدیم بوده است موقعی که لاشه گندیده ای را در سرچشمه آب قرار می دادند تا همه از ان اب بخورند بمیرند تا امروز که همه فیلم های هالیوودی پرشده از تولید و توزیع میکروبیولوزی های حساس. که میتوان گفت که بیماری ایدز یا سارس و سرطان همه از نوع بیماری هایی است که از طریق میکرب و ویروس های جهش یافته به انسان منتقل شده اند.

در هر صورت در تاریخ دو دسته بودند عده ای هابیلی و عده ای قابیلی. در دین زرتشت به آنان اهورایی و اهریمنی می گفتند و در دین مسیحیت روح آسمانی و نفس زمینی گفته شده و در اسلام هم به حق و باطل تعبیر گشته است. اگر انسان گوش به حق بدهد ضرر نمی کند ولی معمولا باطل خود را جلوه می دهد و مانند بازیگر ماهری خود را به هر شکل حتی حق در می اورد تا مردم را فریب دهد. البته ابن عده هم از بین خود مردم هستند و برای همین میدانند چه کار کنند و یا چه بگویند که مردم آن ها را بپذیرند.

وقتی مردم فریب باطل را بخورند بطور طبیعی باید از این افراد تبعیت کنند و این باعث به قدرت رسیدن آن ها می شوند و مردم دچار حاکمیت زور و استبداد می شوند که با دروغ و فریبکاری بر گرده مردم سوار می شود. اگر بخواهند نجات پیدا کنند باید گوش به حرف ان ها ندهند و به سوی حق روی آورند. یکی از نشانه های حق آن است که طرفداران حق دستمزدی جز هدایت بشریت نمی خواهند در حالیکه طرفداران باطل همه ثروت  و قدرت و نفوذ مردم را برای خودشان می خواهند.

امام حسین ع در هنگام خروج از مکه برای مردم سخنرانی کرد و به این نکات اشاره نمود امام حسین(ع)، به کربلا رفت تا مبادا اسلام، آنگونه که معاویه ها و عمر و عاص ها و یزیدها و شمرها و عمر سعدها می خواهند، اسلام سازش و تسلیم، اسلام زر و زور، اسلام سرمایه داری منهای عدالت، اسلام کاخ های مرمرین، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلام اسلام شیطانی شناخته شود.

لذا کسی که به  راهنمایی های ایشان توجه نکند بناچار در دام گرو ههای دیگر که کاری جز ترور و آدم کشی ندارند گرفتار خواهد شد.