یکی از پدیده های ناهنجار اجتماعی، که دشمن آن ها را می سازد، فرار به جلو است. یعنی وقتی در کاری که ما انجام می دهیم، نمی تواند خللی ایجاد کند و: مردم با حمایت از این رفتار، علاقه خود را به آن نشان می دهند، ناگهان دشمن تاکتیک عوض می کند، و این بار زاهد و عابد و مسلمان تر از ما می شود! مانند همان گروه داعش ، علت ایجاد این گروه یا دولت اسلامی، آن بود که هرچه آن ها در ایران گفتند: دولت اسلامی بد است تا مردم را از ان دور کنند، ولی متوجه شدند که مردم علاقه فزاینده ای به آن دارند.
لذا با ایجاد دولت اسلامی که: مثلا از ایران بیشتر به اسلام مقید هستند، در آنسوی مرز ایران خواستند: از این علاقه مردم به نفع خود استفاده کنند. اینطور هم شد زیرا، افرادی که به گروه داعش پیوستند، خیلی از ان ها فریب خورده هستند، مخصوصا از کشور چچن، تمام افرادی که می آیند قربه الی الله می ایند! و فکر می کنند به نفع اسلام است تا: با آخرین قدرت خود در سوریه، برعلیه بشار اسد جنگ کنند.

دفاع از فدک
امثال این ها در زمان امام حسین ع هم، اتفاق افتاد بسیاری از کسانی که امام حسین ع را کشتند، او را خارجی یا خارج از دین می دانستند! و با وضو گرفتن و بعد از: نماز خواندن این کار را می کردند. حتی عمر سعد می خواست: لشکرش را به حمله تشویق کند، می گفت ای سپاه خدا پا در رکاب کنید که: شما را به بهشت بشارت می دهم!(یا خیل الله ارکبی و بالجنه ابشری!)
در مجلس یزید هم همینطور بود: اولین سخنی که یزید گفت، آن بود که خدا را سپاس می گوییم که: ما را برشما پیروز کرد و: شما آل رسول را در مصیبت گرفتار کرد. حضرت زینب فرمود: این مصیبت نیست و ما آن را جز زیبایی نمی بینیم(مارایت الا جمیلا). به امام سجاد گفت که: هر مصیبتی که به شما وارد می شود، حاصل دسترنج خودتان است(ما ْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ) ولی امام سجاد فرمود: این آیه ما نیست آیه ما این است:(مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ) هرچه بر ما اصابت می کند، از قبل در طرح های اولیه خدا بوده است.
غیر از اینکه دشمن در مقابله با امام حسین ع، مجبور است بیشتر به قران تکیه کند، و آن را یاد بگیرد! در بسیاری از جاها نیز حوادث غیر عادی را پیش کشیده اند، تا مثل عرفان های امروزی، یزید را صاحب کرامات و برخی فعالیت های عرفانی نشان دهند! و یا اینکه او را از شکمبارگی و زنبارگی و سگ بازی دور نگهدارند. مثلا او را امیر المومنین یا خادم الحرمین خطاب می کردند، اما همه آن ها بوسیله امام حسین و یاران ایشان، نقش بر آب شده است.
از سوی دیگر با بیان برخی خرافات و عقاید باطله، عرفان های دروغین را ایجاد کردند تا: جنبه بشری بودن امام حسین را از بین ببرند، و تحمل شکنجه و زخم ها را برای دیگران، غیر قابل درک بنظر برسانند. و آنقدر ایشان را در دور دست ها قرار دهند، تا کسی خود را به سوی او حرکت ندهد. و با خود بگوید این امام حسین بود، که توانست با دشمن بجنگد ما نمی توانیم! و از توان ما خارج است.
خود امام حسین ع هم، این مسائل را قبول نمی کرد. مثلا گفته می شود که فرمانده: اجنه بنام زعفر جنی، بر امام حسین ظاهر شد و خواست ایشان را کمک کند، ولی امام حسین نپذیرفت و فرمود که: شما آنها را می بینید ولی آن ها شما را نمی بینند، و این جنگ نابرابر در مرام ما نیست. و نیز فرمود اگر من زنده بمانم، چه کسی مردم را از ظلم آگاهی دهد؟ می بینیم هرنوع ارتباط: با نیروهای نادیدنی و: سوء استفاده از امکانات آنان، با روش امام حسین ع سازگار نیست. لذا کسانی که با ریاضت و یا با خواندن دعا و اعداد جفر و: انجام طلسم و جادو و غیره، نیروی مافوق انسانی برای خود درست کرده، و از این نیرو برضد دیگران سو استفاده می کنند، همگی بر باطل هستند و کسی نباید: به حرف آنان گوش بدهد.
زیرا خداوند برای هرکس ظرفیتی قرارداده، که با همان ظرفیت از او تکلیف می خواهد. (لا یکلف الله نفسا الا وسعها)اگر کسی فقیر است یا به اندازه ای ندارد که: مثلا میهمانی چند هزار نفره بدهد، همینکه چنین قصدی را دارد، خدا از او قبول می کند. ولی از کسی که ممکن است :هزاران دلار هم هزینه برای فقرا بکند، ولی چون قصد ریا و خودنمایی و منت گذاری دارد، خدا از او قبول نکند..