ای مزدوران واردات! اینهم آب
خداوند هم از دست مردم خسته شده و نمی داند چه کند! در چهار فصل خدا، هوا نیمه ابری است. زیرا اگر ابری شود، عده ای خوشحال می شوند و می گویند: کمی هوا خنک شده، ولی عده ای هم ناراحت می شوند و می گویند: ای خدا چرا آفتاب را نمی بینیم! اگر باران نیاید، یک عده ای ناراحت می شوند، و شکایت می کنند که خدایا، چرا باران نیامد و خشکسالی شد و :همه چیز گران شد و کم آبی ما را آزار می دهد.
همینکه باران آمد، ناگهان باز همه اعتراض می کنند: ای خدا شاید کسی هنوز بخاری نخریده، و یا سقف خانه اش را ایزوگام نکرده، و یا اصلا سقفی بالای سرش نیست! و وای به روزی که باران، کمی بیشتر ببارد و چند خانه را هم سیل ببرد، آنوقت همه اعتراض ها به سوی خدا روانه می شود که: این چه بلایی است که بر سر مردم می اوری؟ خلاصه خدا هم مانده، چه کند از دست این مردم.
نه فقط در باران، در اقتصاد هم همینطور است! وقتی گرانی و تورم است همه ناله می کنند: که این چه وضعی است، هر روز قیمت ها بالامی رود و: مردم توان خرید خود را از دست می دهند، و فقرا ممکن است حتی نان شب هم نداشته باشند، این چه عدالتی است که خدا اجرا می کند. همینکه ارزانی و کسادی می شود، باز هم همان ها می گویند: ای داد و بیداد کار ها خوابیده، کسی خرید و فروش نمی کند، رکود همه جا را فرا گرفته، واقعا فقرا چه کنند؟
اما همه این ها یک راه دارد، و آن اینکه بدانیم خدا آگاه تر از ما، به خود ما است و بگذاریم خودش کار خودش را بکند. و اینقدر برای او برنامه ریزی نکنیم، و الکی انتقاد نداشته باشیم. حالا اگر مردم این چیز ها را نفهمند، اشکالی ندارد آدم معمولی کم سواد، و بی تجربه هر حرفی بزند کسی از او دلگیر نمی شود. اما وقتی دولتی ها ، روشنفکران و تحصیلکرده ها چنین کاری می کنند، باید پرسید چطور می شود با تغییر اوضاع، پایه فرضیه های آنان هم تغییر می کند، ولی سوال های ان ها ثابت می ماند؟
مثلا در همین قضیه آب ، آنقدر تبلیغ کردند که: ایران خشکسالی آمده و بیابانی شده کم آب است، که مردم فکر می کردند در یک بیابان، بدتر از عربستان زندگی می کنند! حتی مسئولین رفتند دنبال پروژه وارد کردن آب از خارج. البته این از نظر ما یک توطئه بود، تا یک عده نو کیسه به نوایی برسند. هرچه نوشتیم که ایران، دور وبرش پر اب است و: کوههایش پر از سر چشمه گوش نکردند، تا اینکه سه روزه، خدا همه آن ها را به آب بست.
حالا همان هایی که می گفتند آب وارد کنیم! یا سکوت کردند و یا باز هم طلبکار شدند: که باران زیاد در همه جا سیل جاری کرده، و خسارات فراوانی به مردم زده است، و این برای نا آب نمی شود. البته از نظر ما هیچ تعجبی نداشت، زیرا که معلوم بود از جای دیگری ناراحت هستند، چون نتوانسته بودند، ایران را عربستان دوم بکنند. ولی ما می گوییم عقل هم خوب چیزی است! چرا اقایان از عقل خود استفاده نمی کنند، و فقط از منظر جیب شان به مسائل کشور نگاه می کنند؟ شاید هم تقصیر ندارند، از موقعی که اقتصاد شده همه چیز ایران، آن ها هم مجبورند در این مسابقه شرکت کنند.
بهر حال این سیلاب ها، ثروت بزرگ ملت ایران هستند. همانطور که اگر آب نباشد، جنگ جهانی چهارم بوجود می آید، بودن آن هم غنیمت است. حالا چرا نمی خواهند از این سیلاب ها، استفاده درست بکنند معلوم نیست. مثلا اگر در جنوب کشور ، چاه های نفت خشک شده، بجای اینکه بیکار باشند جای: انبار کردن این آب ها باشد، چه اشکال دارد؟ یا در تهران و استان های دیگر، تمام مسیل ها سد خاکی داشته باشند، و یا همانقدر که برای مترو ها، تونل درست می کنند برای آب هم، تونل و زیر زمین درست کنند، و نگذارند که سیل بجای نعمت، به نقمت تبدیل شود و مردم را عذاب دهد.
یکی از همین تونل ها را اگر، بین دریای عمان و دریاچه های ایران بکشند، هم دریاچه ها پر می شود و: هم سفره های زیر زمینی سیراب می شوند. و اگر این کار مدیریت شده باشد، این شهر زیر زمینی، برای سفر و انتقال بار و مسافر هم، پر رونق می شود. درست مثل داستان دیگر ژول ورن: سفر به اعماق زمین!
![]()
دائره المعارف ماهین