یکی از سیاست های تاریک معاصر، که بنام دموکراسی معروف شده، تحمیل دوران قرون وسطای غربی، به دانشمندان شرق است. آن هایی که در سال های متمادی، در سیاهی و جمود زندگی کردند، وقتی اسلام آزادشان کرد، حالا هم اسلام را نابود می کنند، و هم می خواهند انتقام سال های سیاه خود را، از مسلمانان و مخصوصا شرقی ها بگیرند. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، می گفتند دین باید از بین برود! می گفتند دین افیون توده ها است و: باعث عقب ماندگی بشر می شود.

اما حالا می گویند: دین باعث پیشرفت شدید می شود! و باید جلوی این پیشرفت سریع را گرفت!همه کوشش غرب در این است که : سانتریفیوژهای ایران را جمع کند، و همه آثار علمی و پیشرفت ایران را نابود کند. و همان کاری که اسلاف شان در قرون وسطی، انجام می دادند با راکتور اراک و آب سنگین آن بکنند. و کل تاسیسات را پر از سیمان و بتن بکنند تا این علم دفن شود.

البته روح الله حسینیان که تاریخ خوانده، میداند که معنی سیمان گرفتن راکتور اتمی یعنی چه، و به همین دلیل با عصانیت در مجلس به دکتر صالحی گفته بود: روی کله تو سیمان می ریزم و دفنت می کنم! او می خواست اهمیت این کار را در: ضدیت با علم و پیشرفت گوشزد کند، آن هم به کسانی که این موضوع را نمی فهمند. حتی ایشان با اینکه براثر حرص خوردن زیاد، بستری شده بود و دکتر صالحی به عیادتش رفته بود، آنجا هم حرف خود را تکرار کرد و گفت: من جدی حرف زدم. اشاره حسینیان به گل گرفتن خانه دانشمندان، در قرون وسطی بود زیرا آنان معتقد بودند، آثار علمی نتیجه تماس شیاطین با این افراد است، که باعث می شود : آن ها حرفهایی بزنند که دیگران قبول ندارند! لذا دادگاه های تفتیش عقاید، به محض اینکه می دید کسی در علم پیشرفت می کند، به بهانه مبارزه با وبا، یا بیماری جن زدگی! خانه او را سیمان می گرفتند و یا آتش می زدند!

     و اکنون شوالیه ها و یانکی های ان روز، به دست پسرانشان با دانشمندان ایرانی چنین می کنند. آن ها حتی آمانو را مامور کرده اند که: مانند دادگاه های تفتیش عقاید قرون وسطی، برای باز جویی دانشمندان ایرانی برود، و از آن ها امضا بگیرد که: تا حالا اشتباه کردند و بعد از این هم، دور و بر علم و دانش نخواهند رفت! درست کاری که با گالیله کردند.

    آن ها گفته اند باید: پلوتونیم یا اورانیوم غنی شده رااز بین ببرند! و کتاب ها و جزوات مربوط به آن را بسوزانند، درست همان کاری که در دوران قرون وسطی، با کتاب های بوعلی سینا و فارابی و دیگران می کردند. برای آن ها پیشرفت در علم جایی ندارد. و اگر تا کنون با پیشرفت های علمی اروپا یا آمریکا، کاری نداشتند برای این بود که نمی دانستند، چه فعل و انفعالاتی صورت می گیرد، تا آن ها بتوانند بیشتر آدم کشی نمایند!

تاریخ بیش از همه گواه است که: دانشمندان ایرانی در چه زندان هایی نبودند، و چه شکنجه هایی تحمل نکردند، تا بتوانند علم را حفظ کنند. و اکنون نیز نباید عقب نشینی کنند، زیرا وقتی در کتاب ها می خوانند که: بر بدن دانشمند ایرانی شمع روشن می کردند: تا با آب شدن آن بدنش آرام آرام بسوزد وزجر بکشد، و او مجبور به ترک دانش خود شود. این دانشمندان ایرانی هم، باید مانند دکتر شریعتی بگویند: حتی اگر همچون عین القضات همدانی، شمع آجینم بکنند حسرت گفتن یک: کلمه آخ را بر دل آن ها خواهم گذاشت.

 ولی آیا صالحی چنین جراتی دارد؟ یا اینکه هنوز نزده می رقصد؟ و هنوز خبری نشده به جمع آوری: آثار علمی مانند یک آثار جرم پرداخته است؟ صالحی بداند که غربی های طرف برجام، همان سلف وایکنگ هایی هستند که: گالیله را مجبور کردند توبه کند. ولی گالیله حتی پای چوبه دار، با انگشت پای خود نوشت: زمین گرد است! آیا آقای صالحی  به اندازه گالیله غیرت دارد؟ یا آن ها را افسانه میداند و این ها را حقیقت؟ حالا این وایکینگ ها و یانکی ها آمده اند، بنام سازمان ملل و روز ترویج علم می گویند: در ایران علم ترویج نشده است! و باید کاری کنیم علم ترویج شود. اینهمه تحریف حقایق و: اینهمه پیشرفت ستیزی تا کی باید ادامه پیدا کند؟

هزاران نفر در انگلیس خواستار «انقلاب» شدند