به نظر می رسد که اکنون باید تاریخ، منتظر زایش جدیدی از سوی جوانان فرانسوی باشد. جوانان فرانسه اعم از رنگین پوست و گلیست ها و غیره بدانند که: حکومت نظامی هر دولتی یعنی پایان راه آن، و اگر خوب مبارزه نکنند ممکن است: به سرنوشت امریکایی های پس از نهضت 99درصدی دچار شوند. و تا مدت تاسف چنین فرصتی را بخورند. آن ها با این کار حتی میتوانند آمریکا ر اهم، از افسردگی بیرون بیاورند.

البته ماهیت دولت فرانسه از ابتدا، امنیتی و نظامی بود و مردم در هیچک زاویه ای از زندگی خود، امنیت نداشته اند ولی آن ها، با توزیع مواد مخدر و مشروبات الکلی و: ترتیب دادن قهوه خانه های روشنفکرانه و مجالس لهو و لعب ،توانسته بودند نسل گذشته را فریب بدهند، و آن ها باخیال آزادی و زندگی در مهد نمدن! دوران خود را سپری کردند. آن ها فقط در کافه ها و پارتی های شبانه  دور هم می نشستند، و به تاریکی ها و ظلم ها فحش می دادند! وکار دیگری از دستشان نمی آمد، مگر اینکه به همدیگر تجاوز کنند و یا: با همدیگر هماغوش شوند تا این درد را فراموش کنند!.

اصولا فحش دادن را در فرانسه ، فلاسفه و عقلا اختراع کردند! شاید تابحال این فکر نیافتادید: که چرا فحش می دهید؟ اما عقلا و فیلسوفان و دانشمندان فرانسه میدانند: چرا فحش می دهید و از این بابت هم خوشحال هستند که شما ناسزا می گویید، و انتقاد می کنید و فحش می دهید! اما کار دیگری نمی توانید بکنید! زیرا خودشان فحش های بالاتری را ذخیره دارند، تا مانند تیر و تفنگ به سوی شما شلیک کنند. و آن انگ زدن هایی است که تمامی ندارد! از ایددالیست یا خیالپرداز بودن، تا واپس گرایی و اخیرا هم انتساب به داعش و غیره!

وقتی در انقلاب 1798 فرانسه مردم به: خیابان ها ریختند و شورش کردند، و نهایتا زندان باستیل را گشوده، و زندانی ها را آزاد کردند، جمهوری های بعدی از ترس: اتفاق اقتادن دوباره این حوادث، به فکر فرو رفتند. آن ها نمی خواستند هدف حملات مبارزان باشند، و یک روزی ببینند که مردم، دسته جمعی به سراغ آن ها آمده اند. از جامعه شناسان زیادی برای این کار دعوت کردند، تا بتوانند انرژی موجود در انقلابیون را، تخلیه و آن را آرام کنند. و از آنان موجودی خنثی بسازند.

   بسیاری از فلاسفه و سیاستمداران فرانسه، قتل عام انقلابیون را پیشنهاد دادند و تئوری معروف: انقلاب فرزندان خودرا می خورد را، مطرح و گفتند اشکالی ندارد که انقلاب، فرزندان خود را بخورد و از بین ببرد! اما دولتمردان دیدند که: توانایی این کار را ندارند، و انقلابیون پر انرژی تر از همیشه بوده، و روبه افزایش هستند. تا اینکه نظریه جدید اخته کردن! یا سترون نمودن انقلابیون در دستور کار قرار گرفت، و آن ین بود که یک تغییر کوچک رفتاری به آنان بدهند، و آن ها را از کف خیابان ها به کافه ها بیاورند، تا در آنجا شعار بدهند و آنقدر بر سر یکدیگر بزنند، تا از هوش بروند!

آنها توانستند فحش دادن یا ناسزاگویی به دولت را، به پرخاش بر علیه یکدیگر تبدیل کنند، و برای تضمین این فحاشی، تجاوز به عنف را هم اضافه کردند. لذا در همان موقع دستور دادند تا قانونی تصویب شود. براساس این قانون، لباس پوشیدن برای زنان منع شد، و هر زنی شلوار بپا می کرد و: یا روسری به سر می انداخت دستگیر و زندانی می شد. این روش برای سهولت تجاوز به: عنف بود تا افراد کاملا درگیر مسائل داخلی، جنسی وشخصی و خصوصی  شوند، و از پرداختن به سیاست و انتقاد از دولت دست بردارند.

  اکنون فرانسه به این بلوغ رسیده، تا بیماری اصلی خمودگی و افسردگی جوانان غرب را تشخیص دهد، و با آن مبارزه کند. به نظر ما جوانان غرب لازم نیست زیاد هزینه کنند، و در جاهای پر خطر عقاید خود را ابراز کنند، و یا دست به اعتراض بزنند. کافی است به همین پارتی های شبانه بروند، و پارتی آن ها را به هم بزنند، و یا مراکز فساد وفحشا را تخریب و به آتش بکشند.

این عمل باعث می شود تا، آن ها بجای پرداختن به حفاظت از پارتی ها، در لاک خود بیشتر فرو بروند، و نیروهای نظامی خود را در اطراف مناطق حساس افزایش دهند، و این امر یعنی چند برابر شدن هزینه های نظامی، که چون در آمد کافی برای ادامه آن ندارند، لذا در کوتاه مدت باعث شورش نیروهای امنیتی شده، و رژیم فرانسه و همه رژیم های فاشیستی غرب را نابود می کند.