هنر هفتم مرده ای است که چوب حراج به آن زده اند، و به هر قیمتی می خواهند آن را زنده نشان بدهند، وسودش را ببرند. در گذشته با آمدن سینما، شش هنر قبلی کنار گذاشته شد و: کسی برای آن ها دلسوزی نکرد! و سینما با قدرت تمام گفت: همه شما باید در من ادغام شوید نت زنده بمانید! و تنها هنری باقی ماند که: خود را نوکر سینما کرد! از تئاتر و نقاشی و خط وتجسمی و موسیقی، تنها چیزی باقی ماند که به درد سینما می خورد و: الباقی به زباله دان تاریخ فرستاده شد!

البته سازمان های دولتی به نام میراث فرهنگی و هنری، در کشورها و زیر نظر یونسکو تشکیل شد، تا کار آن ها آمپول تقویتی زدن به یک جسم مردنی را تجربه کند. اما آنها فقط می توانستند هنر هایی را زنده کنند، که بودجه کلان نخواهد و یا اینکه، بودجه برای آن تصویب شده باشد! و به این وسیله هنر های سنتی درست شد، و خودش بجای اینکه: یار شاطر باشد بار خاطر شد. در حالیکه قاچاقچیان سود های میلیاردی می بردند، ولی دولت ها برعکس، میلیاردها هزینه می کرد تا آن را از: دستبرد قاچاقچیان دور نگهدارند، بعد هم میلیاردها خرج می کردند تا آن را حفظ یا مرمت و یا ترویج مجدد کند. و این باب شدن موزه داری بود.

حالا خود سینما به چنین سرنوشتی دچار شده: و به موزه داری پیوسته است. او در برابر هنر هشتم یا دنیای مجازی، رنگ باخته است و اگر سوبسید ها و کمک مالی دولت نباشد، به بدترین وضع زندگی دچار می شود. صندوق هنرمندان نمونه کمک مالی دولت است، که حتی به زور می تواند حقوق بازنشستگی برای تعدادی از هنرمندان تهیه کند، تا آن ها از بیکاری و نداشتن درامد کم، در امان باشند. سینما ها اکثرا خرابه شده و هیچکس مایل به احداث یا تعمیر آن نیست، و کسی هم برای تماشای فیلم نمی رود!

مردم می گویند: وقتی در خانه خود و درکنار دوستان، یا خانواده دراز کش و نشسته می توانیم: فیلم را ببینیم و هروقت خوشمان نیامد، بزنیم کانال دیگر! چه مرضی است که ساعت ها، در این ترافیک اسیر بشویم و بعد هم، در صف بلیط بایستیم و چند برابر قیمت: سی دی را هم خرج خوراکی و تنقلات بکنیم، که می خواهیم یک فیلم ببینیم! لذا می بینیم دنیای دیجیتال، دنیایی از تنبلی برای مردم، به ارمغان آورده بطوریکه شخص می تواند حتی در موبایل خود، روز آمد ترین فیلم ها را ببیند!

دنیای چاپ و گرافیک و روزنامه و.. هم همینطور است، امروز داد ناشران در امده! مدیر انتشارات معاصر می گوید: فقط یکی از کتاب های محمود دولت آبادی را 220سایت، دانلود کرده و برای فروش گذاشته. یا یکی دیگر از کتاب های مرجع او را، دانشگاه پیام نور پی دی اف کرده و: رایگان در اختیار دانشجویانش قرار داده! در حالیکه قبلا این کتاب تیراژ بالایی داشته و: هرساله اغلب دانشجویان  مجبور به خرید بودند.

      همه فکر می کنند سرانه مطالعه پایین آمده! اما نمی دانند که مردم در موبایل های خودشان هم، در حال مطالعه هستند. اگر ساعتها سر توی موبایل کردن، برای مطالعه یا دیدن فیلم را، جزو کار های فرهنگی حساب نکنیم، طبیعی است که سرانه مطالعه 20دقیقه می شود! اما اسم این عمل آمار سازی است. واین آمار سازی کاسبکارانه، برای زنده نگهداشتن اجسادی است که: بوی الرحمن آن مدتهاست بلند شده! و بدنام کردن جوانانی است که به نو آوری روی آورده اند. شما چرا فقط فکر می کنید آن ها، عکس های سکسی در موبایل هایشان می بینند، چرا فکر نمی کنید دارند دعای کمیل می خوانند؟ این کینه توزی ها و بد گمانی ها، کاسبکارانه است نه دلسوزانه!

اگر قبول کنیم هر پیشرفتی، تعدادی قربانی می خواهد، باید بپذیریم که این بار نوبت قربانی شدن: غول هایی است که زمانی در این دنیا، خدایی می کردند و بر زمین وزمان حکم می راندند. و البته یک قانون کلی در مورد انسان ها صادق است: مرگ خوب است ولی برای همسایه! یعنی فدایی پیشرفت شدن خوب است، ولی برای دیگران! اگر تمام دنیا ازبین برود تا ما به منفعتی برسیم، خیلی خوب است ولی همینکه قرار شد: منفعت ما از بین برود تا دیگران زنده بمانند، آنوقت زمین وزمان را به هم می دوزیم.

فیلتر کردن سایت ها و اخبار و روز نامه ها ، سانسور کردن کتاب ها فیلم ها بسیار بد است، ولی وقتی منافع انتشارات معاصر به خطر می افتد، باید تمام سایت ها فیلتر شوند، تا نتوانند کتاب دانلود کنند، که ایشان به سود خودش برسد.

سبنما مرده ای که با ارزش است!