نوشتن کتاب آن هم در دوران عتیق معنی نداشت. یعنی نباید تصور کرد که مانند امروز، چاپخانه های بزرگی وجود داشت، نویسندگانی حرفه ای در کنار آن به نوشتن می پرداختند! و دستگاههای بزرگ صحافی، کتاب های نوشته و چاپ شده را مرتب می کرد. اصلا نباید تصور کرد که مردم در آن زمان، کتاب هم می خواندند، و شبها اگر یک کتاب را تمام نمی کردند، خوابشان نمی برد.آنچه تاریخ به ما می گوید در ان زمان، حتی خط وجود نداشت، و کاغذ هم اختراع نشده بود. بنابر این نوشتن کتاب تورات یک تخیل بیش نیست. واقعیت مسئله هم این است که: حضرت موسی ده لوح گلی، که در هر کدام یک جمله کوتاه، یا یک فرمان الهی بود که به ده فرمان مشهور است. به اعتبار امروز ده شعار بوده است: خوبی کنید دروغ نگوییدو..

در مورد انجیل هم باید گفت: مردمی که پیامبر خود را به صلیب کشیدند، چطور حرف های او را می نوشتند؟ و آیا کسی می توانست در ذهن خود کلمات مسیح را تکرار کند؟ چه رسد به اینکه آن را بنویسد! و درست هم بنویسد و با نبود امکانات، آن را صحافی و جلد هم بزند؟ و واقعیت تاریخی هم همین است، که تا سیصد سال مردم جرات هیچ کاری را نداشتند، تا اینکه پولس رسول که یکی از قیصران روم بود مسیحی شد، و گفته های خود را بجای گفته های مسیح، در بین مردم منتشر نمود ولی باز هم کتاب در بین نبود.

حتی سال ها بعد هم که خط پیشرفت نمود، کاغذ اختراع شد و پاپیروس و طومار و به میان آمد، کسی اگر چیزی هم می نوشت، یک ورق بود! یا حد اکثر چند ورق. و اگر می خواست آن ها را با هم پیوند دهد، جمله آخر را در اول صفحه بعد تکرار می کرد.هنوز اعداد اعشاری بوجود نیامده بود، تاصفحه ارایی صورت گیرد! و بعضا متون طولانی  در برگه های بزرگتر و: به صورت طومار نوشته می شد . اولین قانون به زبان لری: همه را بی (حمورابی) فقط یک لوح بود، و دستور کوروش کبیر یا وصیت داریوش بزرگ، فقط سنگ نبشته محسوب می شد.

در دربار ایران و یا در بین علمای یهود هم، نوشتن امری اشرافی  و تشریفاتی محسوب می شد، و طبقات اجتماعی عمومی، حق یادگیری و استفاده از ان را نداشتند. اولین کسی که یادگیری و سواد آموزی را مردمی کرد، پیامبر اسلام بود که به اسیران یهودی، اجازه داد تا با سواد آموزی به ده نفر، آزادی خود را تضمین کنند. ولی آن ها هم فقط بر روی سنگ یا چوب، یا لوحه تک برگی کار می کردند.

   اولین کسی که جمع آوری و صفحه آرایی را ابداع کرد، حضرت علی ع بود. ایشان در دوران خانه نشینی، تنها وظیفه خود را تنظیم کردن کلیه آیات الهی، براساس نظمی پیامبر پسند اعلام نمود. و تا روزی که تمام آیات را جمع اوری و مکتوب ننمود، دست به کار دیگری نزد. حتی خیلی ها ایشان را شماتت کردند که: تو سوره انا اعطیناک الکوثر را خوب می نویسی، اما کوثر خودت را رها کرده از آن دفاع نکردی!

   همگانی شدن کتاب نویسی از همانجا آغاز شد، زیرا عثمان هم دستور داد کسان دیگری، به جمع آوری مشغول شوند، ولی آن ها قدرت و دقت این کار را نداشتند، لذا با زیرکی تمام نوشته های حضرت علی ع را، بنام خود تنظیم کردن و به این صورت، رونویسی یا انتشارات هم آغاز شد. از آن به بعد هر مسلمانی در عمر تحصیلی خود، باید حداقل یک بار قران را ختم می کرد، و اگر می توانست یکبار هم آن را تحریر می کرد.

علمای یهود و نصارای نیز عقب نماندند، و به دنبال جمع آوری و نوشتن کتب خود با روش صفحه ارایی قرانی شدند، تقریبا در قرون وسطی بود که: زبان لاتین کامل شد و انجیل هایی که، جمع آوری شده بود به هم دوخته شدند، و با نام های محتلف و متون متفاوت منتشر شدند.

با اختراع چاپ، این بار انجیل نویسان و بعد تورات نویسان، جلوتر از قران نویسان قرار گرفتند، و اولین کتابی که رسما توسط خود گوتنبرگ چاپ و منتشر شد، انجیل  یا کتاب مقدس بود. بعد از آن کتاب های دیگر به زیور طبع آراسته شدند. حتی آنطور که معروف است اولین قران مسلمانان، در هندوستان با چاپ سنگی شروع شد، و بعد هم در بیروت به کمک مسیحیان ادامه یافت، اما همانطور که عثمان نگذاشت قران فقط به نام علی ع جمع آوری شود، آل سعود هم پیشقدم شد و تولیت چاپ و انتشار: قران را به خود اختصاص داد، و کدخدای خود خوانده اسلام شد.

Scripture from the Koran written!