رسانه های غربی فکر می کنند: فقط خودشان هستند که میتوانند تیتر درست کنند! ولی باید بدانند که هر رسانه ای، برای خود شورای تیتر دارد که: از میان هزاران تیتر یکی را انتخاب می کند، تا برای یک خبر در نظر بگیرد. آن هزاران تیتر هم در ذهن تولید کنندگان تیتر، نمی میرند بلکه زنده هستند، و به رسانه های کوچکتر منتقل می شوند. و اگر روند کوچک شدن رسانه ها را پی گیری کنیم، می بینیم در هر ثانیه میلیارد ها تیتر و سو تیتر داریم، که در ذهن ها وجود دارد، و آماده تولد در یکی از رسانه های جهان است.

    اگر هرم تیتر را در نظر بگیریم، معمولا در یک دوره مشخص زمانی مانند یک روز، یا یک هفته یک تیتر است که برجسته می شود. ولی این به معنی آن نیست که تیترهای دیگری وجود ندارد. در همین پیاده روی اربعین حسینی، همه به فکر تیتر بودند! از هرکس می پرسیدی: جواب روشنی داشت و برای آن زحمت هم کشیده بود. البته در قاعده هرم، تیتر هایی وجود دارند که هرگز، فرصت متولد شدن هم پیدا نکردند. یعنی کسی از آن ها سوال نکرد و آن ها هم، کسی را پیدا نکردند تا مطرح نمایند.

    تیتر به معنی شعار هم می شود. شعار هم در مفهوم زیر تعریف می شود: بیان هدف با کوتاهترین جمله. کوتاهترین جمله جهان که به عنوان شعار انتخاب شده، همان الله اکبر است یعنی در دو کلمه، بالاترین اهداف بیان شده: خداوند برتر از هرچیزی است که تصور شود. برتری سیاسی و اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی همه متعلق به خدا است. حتی فیزیک طرح این شعار، ترس از دیگران را ازبین می برد، و با ادای این جمله نفس عمیقی کشیده می شود، و آرامش به دل ها بر می گردد.

البته تیتر ها یا شعار های دیگری هم وجود دارد، یعنی شاید بتوان گفت به تعداد همه انسان ها، شعار یا تیتر وجود دارد. این تیتر ها هم میلیاردی هستند، یعنی هر انسانی فقط برای زندگی کلی خود، شعار یا تیتر ندارد بلکه هر روز و: برای هرکس که می بیند یا می شنود تیتر دارد. و این لازمه اش شنیدن یا دیدن همه آن ها است، و برای این کار ما باید به رسانه احترام بگذاریم. آن هم نه فقط به رسانه هایی که تیترهای جهانی را اعلام می کنند، بلکه حتی قلب یک کودک معلول که: از مادر یا پرستار خود شکایت، یا تشکر می کند یک رسانه است.

   رسانه فقط روزنامه و کتاب یا سینما و سریال و شیکه های حبری نیستند، هر کانالی که بتواند پیامی را از خود عبور دهد، یک رسانه است. اینکه ما بگوییم فقط سینما رسانه است، و برای مرگ آن گریه کنیم، درست نیست. یا بگوییم کتاب رسانه است، و همه فقط باید کتاب بخوانند! این محصور شدن در زمان اختراع کتاب و: یخ زدن در گذشته است . امروز فقط 30میلیون ایرانی در تلگرام عضو هستند، که هرکدام یک کتاب هستند و:کسی باید آن ها بخواند.

امروز 120میلیون خط تلفن، در یک کشور 80میلیونی وجود دارد. و همه آن ها حرفهایی دارند که باید شنیده شود. اگر سلام دادن مستحب و: جواب سلام واجب است، تلفن زدن مستحب ولی گوشی برداشتن واجب است! کسی که به شما زنگ می زند، یا پیامک می فرستد، حتما کار واجبی دارد. و بی توجهی به این امر حرام است، مخصوصا اگر تلفن زننده، ازشما طلبکار هم باشد که: دستور پیامبر است که اگر حتی، در نماز هم باشی باید نماز را بشکنی!

حال چه شده که دستگاه قضا، همه موبایل ها را می گیرد! یا برخی سایت ها فیلتر می شود، و یا رسانه ملی می گوید: اگر می خواهید تمرکز کنید، تلفن های همراه از دسترس خارج کنید. آیا انها خودشان هم، اگر با کسی کار داشته باشند، دوست دارند در دسترس نباشد؟ بنا براین فرزند زمان خود باشیم، و از انحرافات جزئی نهراسیم، زیرا که سیل بنیان کن رسانه آن ها را، چون کاهی به هوا خواهد فرستاد.

  قانون کلی است که فرهنگ مسلط، همه ابزار ها را در اختیار خواهد گرفت. یعنی اگر کسانی ابزار هایی بسازند، که بخواهند بر ضد بشریت استفاده کنند، خداوند مامورانی دارد که: آن ها را متنبه می کند. مثلا می بینیم پدر بمب اتمی، بعد از انفجار هیرو شیما، دوباره به انجیل بر می گردد! و از اختراع خود اعلام برائت می کند، و جایزه صلح بنام ایشان می شود!

 

درآمد تیم‌ها از لیگ قهرمانان اروپا چگونه است؟