زندگی در میان اوهام و حقایق، چندان ساده هم نیست. که باید همیشه فکر کرد چه چیزی واقعیت است، و چه چیزی اوهام است؟ چند روزی است که در تهران وضعیت ضد داعش ایجاد شده، و هر نوع تهدید به بمب گذاری دروغ از آب در آمده. حالا باید پرسید این همه هزینه که واقعیت دارد، برای چه امری انجام شده که، واقعیت نداشته است و ریشه اینهمه تفاوت در کجاست؟

یکی از القاب شیطان بزرگ خناس است، یعنی با یکبار مذاکره و محکوم شدن عقب نشینی نمی کند، برمی گردد و دلایل جدیدی می اورد، تا مرز اوهام را وسعت دهد و شخص را در جایی پیاده کند، که بین اوهام و واقعیت را تشخیص ندهد، و براثر اصرار شیطان و خستگی خودش در دفاع، ناچار تسلیم شود و به وسوسه های شیطانی عمل کند. تفاوت بین سرداران اخلاص و: سرداران اختلاس هم از همین جا است.

در قضیه زنجانی هم می بینیم که: همه کسانی که به او کمک کردند، پیش خود می گفتند او یک سرباز است، و دستش از همه جا کوتاه است، پس کمکی بکنیم تا پس از اتمام دوران سربازی، بیکار نباشد وبتواند در امدی داشته باشد. و این نیت خیر خواهانه، از همان زمان دکتر نوربخش آغاز می شود. بابک زنجانی هم این کمک ها را در همین راستا ارزیابی می کند، و با خود می گوید با فروش دلار در بازار آزاد، هم به اقتصاد ایران کمک می کند و هم به زندگی شخصی اش .

حتی وقتی از همه سرداران اخلاص هم کمک می خواهد، با خلوص تمام و برای بن بست شکنی در اقتصاد، به او کمک می کنند. روزی که وزارت نفت دید در تحریم است، اعلام کرد هرکس بتواند نفت را بفروشد و: تحریم را دور بزند، ما به او نفت می دهیم. همه این کار ها از روی اخلاص بود، کمک به کشور برای رهایی از تحریم حساب می شد. ولی یکجا این دو عوض شدند! جایی که برق دلار ها چشم ها را کور کرد، و کمک های الهی به خودکامگی تعبیر شد. ودلار ها بجای اینکه روانه خزانه دولت و بیت المال بشود، روانه حساب های شخصی شد.

  البته اینهم مهم نبود، زیرا در تاریخ بعد از انقلاب اسلامی، این کار ها سابقه دارد. چه در زمانی که ایران در تحریم تسلیحاتی بود، و پول ها به حساب شخصی افراد واریز می شد، تا بتوانند سلاح خریداری کنند. و چه در زمانی که برای خرید دارو، و کالاهای اساسی هم باید از حساب شخصی استفاده می شد. اما خناس اینجا هم دست بر نمی داشت.

اگر پول بیت المال دو روز بیشتر، در حساب آن ها می ماند، دولت که ضرر نمی کرد! ولی سود این دو روز برای دلال، میتوانست زمین تا اسمان فرق کند. گاهی هم حساب به حساب کردن آن، باعث می شد تا افراد بتوانند حتی گرین کارت آمریکا راهم دریافت کنند، و شهروند آمریکا یا اروپا هم بشوند! ولی اینهم بد نبود! بالاخره کسی که کنار رودخانه میرود، باید آمادگی خیس شدن هم داشته باشد. واگر دلالی که میلیاردها دلار سلاح، یا تجهیزات می خرد به نان شب محتاج باشد، که دشمن با یک نان شب او را فریب می دهد.

و این بود که دریافت درصد ها هم توجیه می شد. شرکت هایی که مایل بودند به خریداران خود، اشانتیون بدهند و مبالغی را بدون دردسر به: حساب های شخصی مسئول خرید واریز نمایند. می بینیم که شیطان را از هر در که بیرون می کنید، از در دیگری وارد می شود. و شما باید برای این جنگ هزار تو آماده باشید. هرجا قافیه را ببازید، از سردار اخلاص بودن خلاص می شوید، و به سرداران اختلاس می پیوندید.

نکته مهم همین جا است: مال دیگران را مال خود ندانیم، بلکه امانت الهی بدانیم در نزد خودمان. دست به آن نزنیم و حتی یک لحظه برای آن نقشه نکشیم. آیا این امر ساده ای است؟ وقتی همه امکانات اختلاس آماده است، یعنی پول کلان در دست شما است، و دولت رسید یا امکان باز پس گیری آن را ندارد، اینجا، وجدان شما بر رسید دولتی غلبه می کند یا نه؟

آیا خرید تجهیزات جدید به بهانه: حملات نامرئی داعش، می تواند از این دست باشد؟ آیا ایجاد جنگ روانی از طرف داعش است، یا یک عده از افراد داخلی ؟ باید تمام سایت ها یا افرادی که در توسعه نا امنی دست دارند، دستگیر شوند زیرا آن ها هستند که: به هر دلیل فضا را امنیتی می کنند، تا امنیت فضا را از بین ببرند.

 commanders and officers sincerely embezzlement