فلسفه داعش افرینی !
داعش و یا گروه های افراطی اسلامی، از دو سوی حمایت می شوند که میتوان گفت: فلسفه آفرینش این گروه ها را تشکیل می دهد. اولین جایی که آن ها را می آفریند یا ایجاد می کند، قدرت های جهانی بالاخص آمریکا و فرانسه و: البته کمک های مالی عربستان و قطر و امارات است. اما اینها کسانی نیستند که بر روی: اسب بازنده شرط بندی کنند، لذا میتوان گفت گروه دوم هستند که: این ها را به آفرینندگی بیشتر تشویق می کنند، و آنهم گروندگان یا فالوور های این گروه هستند. مسلما اگر گرایش مردمی به این گروهها نبود، سرمایه گذاری در آن ها هم بیهوده می شد.
در حوادث نیجریه می بینیم که: با وجود بوکو حرام، ارتش کشور مستقیما به کشتار شیعیان دست می زند. یعنی نشان می دهد که بوکو حرام، میلیشیا یا هواداران غیرنظامی و لباس شخصی های: ارتش برای کشتن شیعیان هستند. در پاکستان و افغانستان هم همینطور است، یعنی وقتی که شیعیان وجود دارند، مخالفان شیعه در ابتدا بدون هویت، با آنها مبارزه می کنند، بعدا وقتی نتیجه نمی گیرند، ناچار هستند که هویتی جعلی برای خود درست کنند! و در نهایت به هویت اصلی خود باز می گردند.
آل سعود هم همین روند را دارد، سال ها شیعیان را بدون داشتن هویت آشکار، کشتار می کرد و به اصطلاح به گردن قومیت و ملیت های مختلف می انداخت. آن را یک اختلاف عقیدتی یا قومی نشان می داد. مثلا فرقه وهابیت را سپر بلای خود می کرد. تخریب اماکن مقدس و فروش عتیقه ها را، یک فریضه دینی جلوه می داد. اما با تمام کشتاری که انجام داد، ناگهان مواجه شد با ظهور یک قدرت تمام عیار شیعه، که انقلاب اسلامی در ایران را، پایگاه خود قرار داده بود.
این بار دیگر بهانه های وهابیت، چاره ساز نبود و کتاب های نوشته شده امام خمینی ره، جواب تمام ادعاهای آنان را می داد. لذا استراتژی قومی را جایگزین استراتژی دینی کردند: شیعه را در مقابل اعراب قرار داده، و عراق را به نمایندگی از اعراب، به جنگ 8 ساله با ایران فرستادند. اما امام خمینی زنده ماند، تا بر این جنگ قومی هم پیروز شود، و شعار ایرانی مجوس را باطل کند. اما آن ها دست بردارد نبودند، و به دلار های خود تکیه کردند تا: این بار غرب را به مقابله با ایران فرستادند!
بن لادن یک شاهزاده سعودی، در هیبت یک مخالف، برج های دوقلو را منفجر کرد تا بگوید: ایران چنین کاری کرده و غرب را، مجبور به حمله به ایران نماید. وقتی نتوانستند، بجای ایران به عراق و افغانستان حمله کردند! تا ایران را در محاصره قرار دهند. ولی اشغال کشورهای بیشتری مانند پاکستان ، ممکن نبود لذا به هویت سازی جعلی، تحت عنوان طالبان و القاعده در این کشورها روی اوردند.
اکنون جهان دو قطبی کامل شده است: شیعیان و هواداران آن در یک سمت، آل سعود و دشمنان شیعه در سمت دیگر. لذا هرجا که شیعه وجود دارد، حتما بمب گذاری و کشتار شیعیان هم وجود دارد! فرقی نمی کند در روستای پاراچنار پاکستان باشد، یا روستای نارداران جمهوری آذربایجان و: یا روستای گامبورونگالای نیجریه. همه اینها انتقام از وحدت شیعیان در: راهپیمایی روز اربعین است.
اما این وحشت آفرینی ها و: داعش سازی ها، خود نوید آینده روشنی دارد. زیرا سعدی می گوید: انتهای هر شب سیاه ، سفیدی سحر است. هرچه داعش و حامیان آن ها، از آل سعود گرفته تا شرکت های امنیتی بلاک واتر، تا گروه های تروریستی بوکو حرام و غیره، بیشتر جنایت کنند چهره آن ها برای: اداره جهان مخدوش تر می شود، و دنیا نیاز به آرامش را بیشتر احساس خواهد کرد. و انتظار فرج بعد از شدت بیشتر می شود، و همه خواهند دید که در نا امیدی، بسی امید است پایان شب سیاه سفید است.
همه ظالمان تاریخ در اوج ظلم هایشان نابود شدند! درست روزی که فکر می کردند که: دیگر کسی نیست آن ها را ازبین ببرد، ناگهان از بین می رفتند! نمرود دشمن بزرگ حضرت ابراهیم ع، فقط با یک مگس در بینی از دنیا رفت! یعنی یک مگس در بینی او رفت،او از شدت ناراحتی پتک بر سر خود کوبید! تا مگس را از بین ببرد، خودش اربین رفت. واین جهان با افزایش ظلم تکفیری ها، به انتظار ظهور یک منجی مطمئن تر خواهد شد. همانطور که وعده سوسیالیست ها برای جامعه برابر، دروغ از آب در امد ، وعده رفاه و آرامش و دموکراسی لیبرال ها نیز، به سنگ کوبیده خواهد شد..
![]()
دائره المعارف ماهین