بسیاری تصور می کنند: روسیه سرزمین کفر و الحاد است، درحالی که فقط لهجه آن ها فرق می کند. و بیشترین اثر را اسلام در تاریخ آن ها داشته است. مسکو همان مسجد یا ماسک است، و ولادیمیر یعنی فرزندان حضرت امیر ع و: پوتین یعنی انجیر فروش یا ابوتین! اولادی  با همزه زیر الف و سکون واو ،یک کلمه ترکی به معنی فرزندان است. که در روسی به ولادی تکلم می شود. وقتی با کلمه دیگری ترکیب می شود، یعنی از فرزندان یا نوادگان او. حتی اولادی در برخی جاها خلاصه شد به: او یا اف، هم تبدیل شده مانند اینکه: بگویم علی اف. در واقع علی اولادی بوده، یعنی فرزندان علی که میتواند: استعاره باشد یعنی بگوییم از فرزندان علی  بوده، یا بگوییم که از فرزندان حضرت علی ع بوده است.

در فارسی هم داریم که پور علی یا علیپور گفته می شود، یعنی فرزند علی حالا ممکن است این علی، هر کسی باشد که نام علی دارد، یا اینکه واقعا منظور خاص و: حضرت علی ع باشد. علی زاده یا علیزادگان و آل علی و غیره هم به کار رفته است. این پسوند با صفات دیگر یا اسامی دیگر حضرت علی هم بکار رفته است، مانند میر زاده یا امیر زاده یا ذولفقار نسب یا علی وند و: همه نشان از آن دارد که بطور مستقیم یا غیر مستقیم، با امام علی نسبتی بیان داشته شده است

علاوه بر وجه تسمیه،  بسیاری از نکات تاریخی هم معکوس بیان شده است، اولین بار جمهوری اسلامی در شرق روسیه، و بنام جمهوری اسلامی ترکستان شرقی تشکیل می شود. انقلاب روسیه هم از همین انقلاب الهام می گیرد، و به سرنگونی رژیم استبدادی روسیه می انجامد.  زیرا تاتارها در تاریخ روسیه بسیار موثر بوده اند، و انقلاب سال 1917 هم علیرغم معروفیت آن به بلشویکی، یک انقلاب اسلامی بوده است و هواداران آن، به دنبال برابری برادری جکومت عدل علی بودند .

حتی در ایران نیز وقتی احزاب کمونیست، برای اولین بار تشکیل می شود، اغلب آن ها در مساجد شکل می گیرد، و کمونیست اسلامی یا برابری عدل علی، شعار آنان بوده است که در مفهوم سوسیالیزم مطرح می شود. میرزا کوچک خان هم در مساجد رشت، به این گروهها احترام می گذاشته. حتی به حیدر خان عمو اوغلی مناصب حکومتی داده، و از نزدیکان خود قرار می دهد که بعد خیانت می کند.

البته روسیه و سرنوشت انقلاب اکتبر 1917 نیز، مانند اغلب حرکت ها در روسیه، به انحراف می رود و لنین که با اسلامگرایان رشد کرده و به آنان قول های فراوانی داده بود، بعد از ازدواجی که با یک زن یهودیه داشته، تصمیم به براندازی دین می گیرد. البته  ظهور صهیونیزم در این انحرافها در سراسر جهان نقش داشته، و شاید بتوان گفت در تمام نهضت اسلامی نقش منفی داشته، و آن ها را به انحراف برده است. چنانچه مثلا در زمان مصدق، آمریکا وقتی در ایران موفق به کودتا می شود، و نهضت ملی را به بن بست می کشد، از این تجربه در کشورهای دیگری چون: مصر و اندونزی و پاکستان و شیلی و حتی هندوستان هم، بهره می برد و نهضت های ملی انان را، نیز به نفع خود مصادره می کند.

ظهور اسرائیل در فلسطین اشغالی، به این انحرافات دامن می زند، حتی در داخل فلسطین مردم مبارز را هم، از دین متنفر می کند و اغلب فلسطینی های: مخالف اسرائیل هم باید ضد مذهب می شدند، تا آن ها را به رسمیت بشناسد. مثلا ابوعمار قبلا در دانشگاه الازهر مصر درس می خواند، و به واسطه راهنمایی های شهید نواب صفوی، به فلسطین بر می گردد و مبارزه را شروع می کند، ولی برای اینکه به رسمیت شناخته شود، گرایش مذهبی را رها کرده وچپگرا می گردد. این انحرافات معمولا در مناطق دور افتاده تر مانند روسیه شدید تر بود بطوریکه  لنین مجبور می شود: تمام اسلامگرایان را حذف کند و: انقلاب خود را ابتدا بلشویکی و بعدا کارگری بخواند. و از این منظر با مذهب مبارزه کند.

نزدیکی اسلامگرایان و: نفوذ آن ها بقدری بود که، حتی مائو رهبر فقید چین، در دورانی که در مسکو در دانشگاه کوتو، درس می خواند رشته او حقوق اسلامی بود، و پایان نامه اش همین است، ولی در اثر نفوذ صهیونیستها، او هم کاملا ضد اسلامی می شود. خوشبختانه با ظهور امام خمینی ره ،همه چیز بجای خود بر می گردد. اکنون چین و روسیه به اسلام نزدیکتر شده، و حتی کشورهای شیعه از یکی دو کشور سابق، به 21کشور فعلی می رسد، که در ائتلاف ضد یمن عربستان شرکت نکردند. یعنی از 51 کشور اسلامی، فقط 30کشور با عربستان هستند.

Vladimir's Alizadeh!