امید واری به نتیجه اجرای برجام، تاکنون رکود مضاعف را به اقتصاد ایران تحمیل کرده، که بسته های ضد رکود هم نمی تواند حاصلی داشته باشد. پس وای به روزی که خود برجام اجرا شود! زیرا واقعیت برجام چیزی دیگری است، و تصورات برخی از آن چیز دیگر، از این رو، وقتی که اجرا شود تازه خود را نشان می دهد.

همه  ما به داستان حضرت یوسف ع آگاه هستیم، و میدانیم ایشان در تعبیر خواب خود توانست: نظر مثبت ساقی فرعون را جلب کند، و از او خواست که پیش فرعون: برای آزادی اش وساطت کند. در اینجا بدون توجه به اراده حق تعالی، از یک مشروبخوار حاجت خواست، و لذا خدا کاری کرد که او فراموشی بگیرد، و یوسف همچنان در زندان بماند.

این البته نه به معنی این است که: فعل حرام صورت گرفته، یا خدای نخواسته برجام خواهان کافر هستند، نه اتفاقا آن ها همگی نیت های خوبی داشتند، و آن خدمت به ملت و اسلام بود. ولی فقط یک لحظه خدا را فراموش کردند، و آب خوردن مردم را هم به برجام وصل کردند. هر جا کم می اوردند می گفتند: این برای تحریم های ظالمانه است! ولی حالا ببینند که چقدر کم اوردند، فقط یک قلم در نفت، پرمدعاترین عنصر در مخمصه ای گیر کرده که: قیمت نفت از سی دلار در بشکه هم کمتر شده! یعنی حتی هزینه های استخراج را هم نمی پوشاند: باش تا صبح دولتت بدمد، کاین هنوز از نتایج سحراست.

    یعنی هنوز ایران وارد بازار نفت نشده، اینقدر قیمت ها پایین آمده وای به روزی که: چهار میلیون بشکه در روز هم، به این بازار بیشتر تزریق شود. طبیعتا قیمت از این هم پایین تر خواهد رفت. البته این غصه ندارد! زیرا شعار دولت از ابتدا، اداره اقتصاد منهای نفت بوده است. ولی فرق است بین شعار تا عمل! از زمان مصدق هم چنین شعاری می دادند، ولی چه کسی توانسته این کار را بکند؟ فقط تحریم بود که این کار را بر ما تحمیل کرد. مخصوصا در برخی سال های جنگ، نفت را مجانی هم نمی خریدند! ولی جنگ تحمیلی به این بودجه ها وابسته نبود! دولت فعلی هم اگر دنبال آن است که: در امد نفت بالا برود و فروش آن هم زیادتر شود، امری ناشدنی است لذا باید: بودجه را بدون اتکا به نفت بنویسد.

البته بودجه مردم بدون اتکا به نفت است، یعنی هیچکس در ایران گرسنه نمانده، تا بگوید چون دلار بالا رفته یا: قیمت نفت پایین آمده! بلکه این اقتصاد یک اقتصاد مقاومتی است، که کمترین نسبت را با نقت دارد. برعکس دولتمردان که، همیشه خواب قیمت بالای نفت و فروش زیاد آن را می بینند، و وقتی بیدار می شوند افسردگی می گیرند! و انتقام خود را بر سر پتروشیمی در می اورند.

اینکه مکانیزم اقتصاد مقاومتی عملی چیست، باید آن را مطالعه کرد. ما مطالعه کردیم ولی از انتشار ان معذوریم، تا دشمن از ان سو استفاده نکند.  فقط برای تحقیق بیشتر علمای اقتصادی دولت! چند سوال را مطرح می کنیم: آیا تعداد مشاغل پروانه دار بیشتر است، یا بدون پروانه؟ آیا تعدا کارمندان بیشتر است، یا تعداد کارگران؟ آیا مشاغل زیر زمینی بیشتر است، یا مشاغل خود اظهار؟ و آیا ثروت های نظامی بیشتر است، یا ثروت های تاریخی و باستانی؟

این موارد باصطلاح کیس استادی! به ما ثابت می کند که: اقتصاد ایران در دست دولت نیست، و مرز بندی آن به قدری درشت است، که از کار یکدیگر سر در نمی اورند!مردم راه خود را می روند، و دولت هم راه خود را می رود. دولت چشم به خارج و دلار و نفت  دارد، ولی مردم هرصبح یک بسم الله می گویند، و کرکره مغازه را بالا می کشند! وحشت آن ها از بی پولی یا بی مشتری ماندن نیست، بلکه با کمال تاسف وحشت آنان از آمدن: ماموران دولتی در لباس بیمه و مالیات، عوارض و حق آب و برق و انشعاب فاضلاب و..است.

     لذا تا موقعی که دولت به راه مردم نیاید، و با خدا نباشد و به ناخداها و کدخداها تکیه کند، همیشه دچار بی وفایی به عهد شده، و با خزانه های خالی مواجه خواهد بود. ولی وقتی مانند مردم، وقتی کرکره اداره را بالا می زند بگوید: از تو حرکت از خدا برکت، آن وقت اقتصاد مقاومتی شروع می شود. اقتصاد مقاومتی را در قوطی عطار باید یافت نه در ذهن بیمار!

رکود مضاعف، ننیجه امید به برجام