نوسازی روابط بین الملل
برای دنیای پس از برجام، معادلات جدیدی باید نوشته شود، و تئوری های نوینی در عرصه بین الملل ارائه شود. یا اینکه روابط نوین تئوریزه شود و: در کتب درسی گنجانده شود. زیرا همانطور که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با آموزشکده ها و دانشگاه های خود در دوره های دافوس، وظیفه تئوریزه کردن تاکتیک های دوران دفاع مقدس را به عهده دارد، دستگاه دیپلماسی و مراکز آموزشی وابسته به آن هم، باید از شیر! گرفته شوند و به سوی خودکفایی و: بومی سازی تئوری های روابط بین الملل بپردازند.
البته علوم سیاسی در چهارچوب علوم انسانی است، که دانشگاههای عمومی کشور ومخصوصا: دوران دکترا و تحصیلات تکمیلی، باید این کار را انجام دهند ولی متاسفانه، غرب زدگان همچنان سیطره دارند و عرصه را بر: زایش علوم انسانی اسلامی تنگ کرده اند. با تمسخر یا بی اهمیتی مانع رشد ونمو آن می شوند. نکته بسیار جالبی که دکتر جلیلی در همایش گذر از: علوم سیاسی غربی به اسلامی مطرح کردند، برگرفته از جدل های دکتر سروش با استاد مطهری بود.
استاد مطهری معتقد بود که: جهان بینی انسان با ایدئولوزی او ارتباط مستقیم دارد، ولی سروش این دو را بی ارتباط بایکدیگر می دانست. در تبیین این قضیه، استاد حداد عادل و اینجانب در مدرسه عالی شهید مطهری، در سال های دهه 1360زحمت زیادی کشیدیم. که خلاصه آن را اینطور توضیح داد: اگر ما فقط دنیا را در حد یک اتاق ببینیم، برای آن، امکانات محدودی لازم داریم. ولی اگر دنیای ما به سالن یا دانشگاه وسعت پیدا کند، آنگاه امکانات بیشتری لازم داریم، و طرح های وسیعتری با بودجه های بیشتری لازم است. بنابر این همانطور که دکتر شریعتی گفته: برخی ها جهان بینی شان تا نوک بینی شان است! ولی اسلام دنیا را و آخرت را به ما نشان می دهد، و دید ما را تا ابعاد لایتنهی زمانی و مکانی گسترش می دهد. لذا روابط بین الملل هم همین تعریف را دارد . اگر این روابط را بر اساس جهان بینی: مادی و لیبرال فاشیستی کنونی منطبق کنیم، می شود کتب فعلی روابط بین الملل .
تفاوت دیدگاه علوم سیاسی اسلامی، یا همان روابط بین الملل اسلامی با غرب، همین است که هرچه را ما مقاومت میدانیم، آن ها آن را تروریست می نامند! با هر کشوری ارتباط بر قرار می کنیم، آن کشور در لیست سیاه آن ها قرار می گیرد. از نظر روابط بین الملل غربی، کشتار فلسطینیان جایز است، زیرا آنان باید قربانی ارتباط با اسرائیل شوند. در حالیکه روابط بین الملل اسلامی در نقطه مقابل آن است.
اگر واقعا کسی این تفاوت وحشتناک، و حتی متضاد را درک نمی کند و می گوید: علوم سیاسی اسلامی و غیر الاسلامی نداریم، باید به عقل یا ایمان آن ها شک کرد. زیرا در روابط بین الملل اسلامی، محوریت حق است و اصل حق را هم خداوند، در قران کریم بیان نموده است.بنابر این باید با اهل حق، ارتباط خوب برقرار کرد ولو اینکه، قدرت یا امکانات آن ها کم باشد، و مثلا کشور کوچک و جهان سومی باشند. در حالیکه در روابط بین لملل لیبرال فاشیستی غرب، اساس ارتباطات خط مشی هایی است که: قدرت های زور گو مطرح می کنند. و اگر کسی به آن ها قبول نکرد، آن ها را تحریم می کنند یا به: آن کشورها حمله می کنند، یا گروه های تروریستی را به جان آن ها می اندازند.
در روابط بین الملل اسلامی، اولویت اول ایجاد روابط حسنه و برادرانه با: کشور های خط مقاومت از جمله عراق، سوریه لبنان و یمن است . در اولویت دوم کشورهایی قرار دارند که: با این خط مقاومت دوستی دارند، و به آن ها کمک می کنند، و ابزار و لوازم آن ها را تامین می کنند. در اولویت سوم کشورهای بیطرف هستند، بنابر این ارتباط با کشورهای آمریکای لاتین ، روسیه و همسایگان ایران در اولویت دوم است، و بقیه کشورها در اولویت سوم ایجاد ارتباط هستند. ارتباط هم دوطرفه است یعنی: همانطور که ایران از این کشورها حمایت می کند، آن ها نیز باید از ایران حمایت کنند. و این کار را هم انجام می دهند: عراق با روابط اقتصادی وسیع از ایران حمایت می کند، لبنان و سوریه با تربیت نیروهای ضد صهیونیستی، و یمن از طریق مبارزه با آل سعود، این اهداف را دنبال می کنند. الان وظیفه یمن سنگینتر است، زیرا هنوز به چاه های نفت عربستان، حمله ای نکرده است.
![]()
دائره المعارف ماهین