نقش کشورهای کوچک در: معادلات و روابط بین المللی
در خیلی از فروپاشی های زندگی، و بوجود آمدن طلاق و رشد جدایی در خانواده ها، نقش اصلی را کودک بازی می کند، که هیچگاه دیده نمی شود! در حالیکه ممکن است کودک بعد از سال ها، خود به این موضوع اعتراف و یا: از انجام آن احساس شرم کند. برای روشن شدن موضوع باید بدانیم که: دختر و پسری که با هم ازدواج می کنند، به یک مرد و یک زن جدید تبدیل می شوند. یعنی تمام احساس مالکیت آن ها و روابط اجتماعی شان، دچار تحول می شود و به مرحله ای می رسند که: فقط نسبت به هم احساس مالکیت می کنند و: بقیه را از دور خارج می کنند.
وقتی برای این زوج بچه ای به دنیا می اید، طبیعی است که باید این احساس مالکیت نسبت به کودک 50پنجاه باشد، یعنی 50درصد پدر و 50درصد مادر، نسبت به آن احساس مالکیت کنند. اما معمولا زیادی خواهی های دو طرف باعث می شود: هر دو خواستار مالکیت صد درصدی باشند. برای تربیت یا نحوه لباس پوشیدن و: غذا خوردن به آن تمسک بجویند. مادر بگوید باید من بچه را تربیت کنم، تو بلد نیستی و پدر هم همان را تکرار کند. این تضاد به یک درگیری تبدیل می شود که: دریک طرف ان قدرت غالب و: پیروز و شاد وجود دارد و: طرف دیگر آن قدرت مغلوب و افسرده.
نقش کودک دراینجا میتواند باعث: از بین رفتن این احساس، یا تشدید آن باشد. که در صورت تشدید، کار به جدایی کشیده میشود، تا شاید این احساس مالکیت جابجا شود. یعنی کودک پیش خود می گوید که: اگر به پدر تعلق داشته باشد از: دستور های مادر راحت می شود، یا اگر بخواهد از دست زور گویی های پدر راحت شود، ترجیح می دهد فقط با مادر باشد و: این انتخاب خود را با کلمه: بیشتر دوست دارم بیان می کند. در این حالت پدر یا مادری که: از نظر احساسی شکست خورده است، به دنبال ابزار های قانونی می رود. اگر پدر بخواهد میتواند حضانت کودک را، بشرط طلاق با خود کند. و اگر زن باشد میتواند با بخشش مهریه، کودک را صد در صد برای خود بردارد.
این شیطنت کودک باعث جدایی: پدر و مادر برای تغییر در تملک او شود. بدون اینکه پدر و مادر متوجه این کلک او بشوند. در مورد کشورها هم اینطور است، بسیاری از موارد می بینیم که دو کشور بزرگ برای: مالکیت یک کشور کوچک به جان هم می افتند! جنگ دوم جهانی از لهستان شروع شد، و جنگ اول جهانی هم از اتریش! حمله مغول به ایران هم از فحاشی به دو تاجر. یعنی کشورهایی که اصلا به حساب نمی آمدند، باعث بوجود آمدن این مصیبت های بزرگ شدند، و تا حالا هم کسی ان ها را محکوم نکرده است! گرجستان نمونه دیگر این کشورها است: هم بوجود آوردنده دیوار آهنین، یعنی استالین گرجستانی بود و هم، فروپاشیدن شوروی به دست: ادوارد شوارد نادزه گرجستانی انجام گرفت.
از دست دادن قفقاز ایران هم فقط به خاطر: وجود قوم ارمنی در این میان بود! زیرا روسها می خواستند ارامنه را، برای خود داشته باشند و ایران هم می خواست: آن ها را داشته باشد و : لذا خیانت برخی از سران و اعضا ارامنه، باعث سقوط جبهه عباس میرزا شد. زیرا آن ها تبلیغ می کردند که در روسیه، آزادی عمل بیشتری دارند و: می خواهند به روسیه بپیوندند.
در تاریخ معاصر هم ، نقش اسرائیل تمام این تئوریها را اثبات می کند. یک ملت سه میلیونی که: آمریکا و اروپا را اسیر خود کرده است. هیچکس نمی تواند منکر: آقایی اسرائیل بر اروپا و آمریکا شود.
از سوی دیگر هم لبنان و حتی بخشی از لبنان، به نام حزب الله خط مقاومت را تشکیل داده است. و نیرویی که حزب الله، بر آمریکا و اسرائیل وارد می کند، روسیه یا چین، چنین نیرویی ندارند. لذا در تئوری نوین روابط بین الملل، بجای اولویت به قدرت های بزرگ و کشورهای وسیع، باید اولویت به تاثیر گذاری آن ها داده شود. اگر قیام مردم بحرین و یمن نبود، ایران در جهان تنها و بی مخاطب بود. یا اگر گروه داعش نبود، معادلات چگونه می شد؟ میزان تاثیر گذاری داعش بر معادلات بین المللی بیشتر است یا انگلستان؟ لذا نباید نقش عربستان و آل سعود کم دانست، ما اگر ان را بها ندهیم، خداوند خود مجبور است این کار را بکند. لذا می بینیم که کشور دارای معادن نفت با: صادرات بالای سهمیه خود با کسر بودجه: صد میلیاد دلاری مواجه می شود. و چون تمرینی در این مورد ندارد، قادر به ادامه حیات نخواهد بود.
![]()
دائره المعارف ماهین