عامل اصلی کاهش الودگی هوا

برخورد جنایی و دفعی با آلودگی هوا، راه را برای تفکر مناسب آن بسته است. یعنی همینکه هوا آلوده می شود، تعدادی خودرو فرسوده قربانی می شود و کار تمام! البته اخیرا هم تعدادی موتور سیکلت و: آلاینده های دیگر هم به آن اضافه شده است. در حالیکه برخی ها حتی بنزین را آلاینده نمی دانند، بلکه گازوئیل و مازوت را که: سوخت های ناقص با کربن بالای نود در صد تولید می کنند را، عامل آلودگی می دانند.

عامل آلودگی هرچه باشد، برای زندگی لازم است: خودرو و موتور سیکلت از اقلام اولیه: مورد نیاز زندگی است. و اگر بگوییم بخاطر آلودگی هوا، موتور سوار نشوید یا از آوردن خودرو جلو گیری کنیم، این نقض غرض است. زیرا که اساس زندگی و چرخش تولید و: اقتصاد به اینها بستگی دارد. اگر کسی خودرو یا موتور سیکلت نیاورد، پس چرا آن را می خرد؟ اینهمه پول پس انداز می کند و: زمین و آسمان را به هم می دوزد تا: یک خودرویی را بخرد برای چیست؟ آیا از سر بیکاری به آب و آتش می زند؟

یا کار خانه ای که سوخت مازوت دارد، چرا باید تعطیل شود؟ اینهمه کارخانه تعطیل است، چه معنی دارد آن هایی را هم که کار می کنندرا، به بهانه آلودگی هوا تعطیل کنیم؟ این روش را که با قتل عام کارخانجات یا: خودرو و موتور سیکلت سرو کار دارد، برخورد جنایی می گوییم. حتی برخی ها شوفاژ خانه ها را، عامل اصلی وارونگی هوا می دانند و میگویند: درست در نقطه اوج سرما، آلودگی هوا هم بیشتر می شود. چون از یک طرف مصرف شوفاژ و بخاری و نفت بیشتر می شود، واز طرف دیگر هوای سرد سنگین تر است و: با هر بادی از جای خود حرکت نمی کند، مخصوصا اگر حامل ذرات سرب و: دیگر فلزات قیمتی هم باشد!

بد نیست بدانیم: یکی از ضایعات طلا فروشان آب طلا سازی است، یعنی وقتی یک انگشتر یا گردنبند، از قالب بیرون می اید برای تراش ظریف تر آن، نیاز به آب و صابون است که همراه ذرات طلا، به فاضلاب ها می رود. ولی این آب با اینکه سمی و کشنده است، گرانقیمت بوده و هرز نمی دهند. زیرا می توانند طلاهای ریز شده در آب را، دوباره باز یابی کنند.

لذا یکی از راههای مبارزه با آلودگی هوا، بازیابی آن است.مثلا مکش های قوی در میدان گمرک تهران و: دیگر مناطق بسیار آلوده بگذارند تا هوا را، تصفیه کند و دوباره بر گرداند. این کار باعث خواهد شد که سرب و کربن و طلای موجود در: هوا هم کاتالیزه شده و یا آندایز شده بصورت انبوه درامده، قابل خرید و فروش باشد.

بنابر این نباید زندگی و پیشرفت را، عامل آلودگی معرفی کنیم و از مردم بخواهیم که: کار نکنند و پیشرفت نکنند! بلکه باید فرار به جلو کرده و در ان سوی زمین بازی، توپ ها را جمع کنیم و به بازکنان برگردانیم. زیرا اگر جلوی عوامل الودگی هوا را بگیریم، مانند آن است که به فوتبالیست های خود بگوییم: مواظب شوت زدن خود باشند که: توپ به بیرون زمین نرود! حتی این حرف برای زمان تمرین هم خطرناک است، زیرا که بازیکن باید به هدف گل زدن فکر کند، و اگر به فکر مسائل دیگر باشد، تمرکز خود را از دست می دهد.

سازمان محیط زیست هم بجای: امر و نهی باید در انتهای تولید و اقتصاد و: زندگی مردم قرار گیرد و: ضایعات را باز یافت کند. همانطور که شهرداری هیچوقت نمی گوید: زباله تولید نکنید یا: آشغال ها را در زباله دانی نریزید، و آن ها را در خانه نگهدارید! بلکه آن ها را هرچقدر هم زیاد باشد، طلای کثیف می داند ولذا: جمع اوری و بازیافت می کند.

علاوه بران مهمترین عامل: کاهش آلودگی هوا رحمت خداوند است. یک نصفه باران در تهران و شهرهای بزرگ، می تواند کار همه مسئولین محیط زیست را راحت کند. چطور آن ها از این عامل اصلی غافل هستند و: از خداوند نمی خواهند که دراین کار یاری کند؟ در نماز به یاد خدا هستند ولی: در کار ها خود را اوستا می دانند؟ ما نباید فراموش کنیم کسی که درد  داده، درمان هم داده. در خواست باران از خدا و خواندن نماز: باران چه اشکالی دارد؟ ولی نفع آن این است که خداوند را هم،  در ذهن خود قبول کرده ایم و: از او هم کمک خواسته ایم.  این روش از همه روش ها مطمئن تر است، زیرا که ما برای همه روشها هزینه میکنیم، ولی معلوم نیست جواب بدهد. اما این روش هزینه ای ندارد ولی :جواب ان آن هم قطعی است. زیرا خداوند نه تنها جزء معادلات بلکه آفریننده معادلات است.