ابرقدرتی پوشالی بر پایه ترس سنتی
کسانی که تا دیروز امت اسلامی را دو شقه کرده، و به جان هم انداخته بودند امروز خودشان، گرفتار تفرقه و تجزیه شده اند. از یکسو یمن که حیات خلوت آل سعود بود امروز به دشمن شماره یک آن تبدیل شده، بحرین که اصلا ان را جزو خاک خود می دانست، در حال مبارزه فرسایشی حساب شده با: نیروهای آل سعود است. همه متحدان او آل سعود از 57کشور اسلامی ،به قطر و امارات رسیده است! پاکستان که به علت فقر مالی، تا دیروز تامین کننده نیروی انسانی ان بود، امروز دیگر حاضر نشده حتی در ائتلاف: ضد داعش و نمایشی عربستان شرکت نماید.
خوشبختانه با بیداری اسلامی در داخل عربستان، شاهد خیزش مردم قطیف و عوامیه هستیم، که حتی در مقابل لشکر زرهی آل سعود هم، از خود ترسی نشان نمی دهند. کاری که عربستان و آل سعود درحال انجام آن است، حتی غربی های وحشی هم از ان شرم می کنند! برخی از غربی ها علیرغم تایید دولت هایشان، برعلیه آل سعود شعار میدهند و خواستار: اجرای حقوق بشر در عربستان شده اند.
البته هنوز خیلی ها نمیدانند چه کاری شده است، و برخی ها هم آن را شیعه و سنی می کنند، و یا تصور می کنند که حادثه ای زود گذر و: بحرانی کم دوام است. ولی اینطور نیست آل سعود با این قتل عام آشکار، آنهم با شمشیر و در میان چشمهای بینای دنیا، درواقع حکم اعدام خود را امضا کرده است. از این نقطه به بعد نشان داده که: داعش همان آل سعود است واگر تا کنون، خود را سفید نشان می داده، الان دیگر قادر نیست بر اعصاب خود مسلط شود، و نقاب فریب را بر چهره خود نگه دارد . درواقع از اینکه نمایش دهد که: کار های بد انجام نمی دهد، خسته شده است و تصمیم دارد کاری کند که: دنیا همانطور که او هست آن را قبول کند! ولی دنیا چنان جلاد تا مرفق به خون آغشته را، نمی خواهد و از بین خواهد برد.
در واقع دنیای آل سعود براساس: ترس سنتی مردم شکل گرفته بود: ترس از شمشیر و کشته شدن و اعدام کردن، یا ترس از انفجار و اسلحه و بمب و ترور. و اکنون زمانی است که دنیا دیگر ترس سنتی را کنار می گذارد. اولین گروهی که این ترس سنتی را کنار گذاشت، ملت ایران بود. در 22بهمن ملتی با دست خالی، بر دشمنی با دست پر پیروز شد! مردمی که نه ارتش داشتند و: نه اسلحه و نه پول کافی و نه حامیان جهانی ! اما در یک جنگ نابرابر خود را پیروز دید. نه از ان جهت که سلاح بدست آورد یا از ان جهت که ارتش داشت، و یا صاحب بمب اتم و هواپیما بود!
زیرا بلافاصله دشمن با همین تصور، جنگ 8 ساله را تحمیل کرد تا باقی مانده: ادوات نظامی را هم با بمباران یک روزه، از بین ببرد و در سه روز هم کل نظام از بین برود. اما نشد! نه اینکه مردم دارای بمب اتم شدند، یا قطعات ممنوعه هواپیماها را دریافت، و آنان را رو به راه کردند. نه! بلکه فقط برای اتحاد و دوستی و محبت بود. مردم همدیگر را دوست داشتند و: به هم کمک می کردند. دشمن از دیدن اینهمه وحدت و دوستی، منفجر می شد و مانند کوه یخ آب می شد.
اکنون نیز آل سعود از ان جهت از بین می رود که: نمی تواند دوستی بین مردم یمن و بحرین و قطیف و لبنان و .. را ببیند. برای او شیخ نمر یک فرد لاغر اندام و ضعیف شده نبود، بلکه نشان محبت مردم به همدیگر بود. مردمی که نه به پول شیخ نمر چشم داشتند و: نه به کاخ های او و نه به هواپیما ها و: ویلاهای شخصی اش. حتی میدانستند که شیخ نمر هیچکدام از این ها را ندارد، و همین علت محبوبیت او بود!
واقعیت قضیه این است که اشرافیت و ثروت هم، مانند ترس سنتی از بمب اتم و موشک و تفنگ و اسلحه، رنگ باخته بود. حتی مردم ایتالیا که سال ها برای: سکه باران سعودی ها، در جزایر سیسیل دم تکان می دادند، امروز دیگر این طلاهای کثیف را، نمی بینند و نمی خواهند. و این است که زمینه وحدت همه مردم جهان، به وجود آمده و این وحدت زمینه وحشت: قدرت های پوشالی ثروت و نفرت است ثروتی که همیشه برعلیه بشریت به کار گرفته شده، و دستمزدی بوده برای کشتار ادم ها، و ایجاد نفرت مردم از همدیگر و: دوام تفرقه و جدایی. اما امروز پاکی و صداقت و: خالی بودن دست از ثروت، برای مردم مهم شده است.
![]()
دائره المعارف ماهین