این یک سیاه نمایی نیست، بلکه واقعی و علمی است که: رکود بزرگتری در راه است! برخلاف کسانی که نمی خواهند: این دولت دولت رکود نام بگیرد و: یا کسانی که پشت سرهم بسته ضد رکود می دهند، باید بدانند که  این تازه اول رکود است، و سی سال تورم در دوران انقلاب اسلامی، نیاز به سی سال رکود هم دارد. و این تقصیر هیچ کس هم نیست. بلکه ادوار اقتصادی است و دوران هایی هستند که: مانند شب و روز بدنبال هم می آیند، و باید تحمل کرد و صبر نمود، یا باصطلاح امروزی وقت تلف کرد، و زمان خرید تا این نیز بگذرد. نه تنها شب و روز اینطور هستند، زمستان و تابستان، کوتاه و بلندی شب و روز حتی: حرکت آونگ یا تاب بازی بچه ها همینطور است.

یعنی نمی توان تصور کرد که: تاب بازی یک بچه همیشه بالارود، بالاخره یک وقتی هم باید پایین آید. یا نباید فکر کرد چون روز خوب است، شب را باید نابود کرد! و چون نور خوب است تاریکی را باید از بین برد. ممکن است خیلی ها فصل بهار را خیلی دوست داشته باشند، ولی نمی شود که همیشه بهار باشد، اصلا فلسفه وجودی بهار بسته به زمستان است، تابستان هم موقعی معنی می دهد که: پاییزی پشت سر ان باشد. والا همیشه بر روی یک خط مستقیم حرکت کردن، یکنواختی بوجود می اورد و: از لحاظ فلسفی به پوچی منتهی می شود.

در قدیم فکر می کردند جاده یا اتوبان، باید مستقیم وصاف باشد! تا راننده با سرعت ثابت همه مسیر را پشت سر بگذارد، ولی الان فهمیده اند که اتوبان باید طبیعی باشد، کج و معوج باشد بالا و پایی داشته باشد، مناظر مختلفی داشته باشد تا: راننده دچار یکنواختی و رخوت نشود.

مسائل اقتصادی هم همین است، تا حالا همه فکر می کردند که چین، اقتصاد قدرتی جهان است! چون همه بازار ها را با اجناس ارزان خود، پر کرده و رقیب ها را شکست داده است! اما الان کسر بودجه های شدید و اشباع شدن بازار، بزرگترین اقتصاد دنیا را هم به زانو در اورده . و مردم نیازی به کالا حتی اگر ارزان هم باشد ندارند.

علاوه بر اینکه چین بطور مضاعف دچار رکود است، زیرا در دوران رشد اقتصادی هم دامپینگ می کرد. یعنی زمانی که میتوانست از تولیدات خود سودی داشته باشد، به خاطر اخراج رقبا از صحنه بازار، همه را زیر قیمت تولید می داد. لذا سودی هم نداشته که بتواند در این دوران رکود، از ان ها استفاده کند. از سوی دیگر چون همیشه جنس را، ارزانتر از بازار می فروخت مشتری هم، به این ارزانی عادت کرده! و کسی حاضر نیست همان جنس را، به قیمت بالاتری بخرد هرچند که: چین ادعا کند فقط هزینه های خود را پوشش می دهد.

بدبختی چین در اینجا تمام نمی شود، بلکه مجبور است رکود را هم با نرخ ارزانتری صادر کند، لذا کشورهایی که با چین مبادلات داشته اند، متاثر از رکود چین به رکود مضاعف: داخلی و وارداتی دچار می شوند. وضع آمریکا یا اروپا بهتر از این نیست، فقط آمریکایی ها و اروپایی ها، قدرت درک رکود را ندارند و یا: اصلا آن را باور نمی کنند و یا تصور می کنند: بخاطر ارزان فروشی چین به این رکود دچار شده اند. بخش ایرانی اقتصاد لیبرالی هم، همینطور فکر می کند و تصور می کند: اگر خرید از چین را متوقف کند رکود بر می گرد. لذا به سراغ خرید از اروپا و امریکا می رود، تا شاید مثلا با اجرای برجام، دوران طلایی دهه 1960 غرب برگردد، و رونق اقتصادی فراگیر شود.

 ولی تئوری های اقتصادی می گوید که رکود، هرچه جلوتر می رود عمیق تر می شود! تا قرینه ای برای دوران رونق بسازد. یعنی اگر غرب 50سال در رونق بوده، باید منتظر 50سال رکود هم باشد. البته این در زندگی و معیشت مردم تاثیری ندارد، بلکه دولت ها را بیچاره می کند. زیرا که مردم در دوران رونق، به مصرف های غیر ضروری و لوکس تشویق می شدند، و در دوران رکود آن ها را کنار می گذارند. مثلا سیگار و نوشابه و مواد مخدر و اسلحه و..  مواردی بوده که اقتصاد دوران شکوفایی را می ساخته، و الان مردم نیازی به آن ها نخواهند داشت. ولی دولت ها که به اسراف کردن و مصارف لوکس عادت کرده اند، از بین می روند. نمونه بزرگ آن السعود است که: براثر کاهش قیمت نفت و: کسری بودجه به جنون غیر متعارف دچار شده، و همه دنیا را دشمن خود می داند، و می خواهد از بین ببرد

Larger record on the way.