نقش بانک ها در دوران رکود.
همانطور که اشاره شد مطابق با دوران رونق یا تورم، باید دوران رکود را پشت سر بگذاریم. قبول این امر باعث خواهد شد تا: همه تهدیدهای آن به فرصت ها تبدیل شود. زیرا در دوران رونق مردم به اسراف روی می اورند، و کالاهای لوکس مصرف می کنند. حتی در مواد غذایی موادی غیر ضروری مانند: ادامس و نوشابه و سیگار و مواد مخدر مصرف می کنند. در دوران رکود نمی توان به این کالاها فکر کرد، و فقط باید بفکر کالاهای اساسی بود. از این رو نیاز این دوره برای گذران راحت آن، اقتصاد مقاومتی است. در اقتصاد مقاومتی به دلیل تکیه بر خود، و داشته های درونی ، قدرت بر ثروت حاکمیت پیدا می کند، و عقل بر احساس چیره می شود. اما عامل اصلی از بین برنده این برتری بانکها هستند.
بانک ها به دلیل درصد بالای ثروت امانی، و پس انداز های مردمی معمولا درست برعکس: رکود حرکت می کنند یعنی وقتی مردم در دوران رکود، و بی رونقی و نداشتن سود و کار و یا در امد هستند، بانک ها بالاترین سود آوری را دارند. بطور متوسط بانکها در سال جاری 90درصد سود خالص داشته اند، که با توجه به کاهش نرخ تورم ورسیدن به دوران رکود، تقریبا 10 برابر مردم سود اوری داشته اند. و همه آن ها بخاطر انباشت اموال مردم در دست آن ها است.
در گذشته و حتی در قرون وسطا هم می بینیم که: مردم معمولا با طاعون و قحطی و وبا در گیر هستند، ولی بانکدارها یا نزولخواران آن موقع، بالاترین درامد ها را دارند و گاه، تا سه برابر اصل وام از مشتریان خود پول می گرفتند. قدرت بانکینگ یا بازی با پول، از انجا ناشی می شود که رکود و کاهش تورم، باعث می شود تا مردم در کالا های اساسی یا مصرفی و :حتی کالاهای لوکس سرمایه گذاری نکنند، بلکه بفکر پس انداز پول خود نزد امانت داران باشند.
اما این امانت داران که بانکها باشند در امانت خیانت کرده، و پول آن ها را به سه برابر اصل شان، به مردم قرض می دهند و ربا می گیرند. معمولا در این دوره ها، همه گرویی ها توسط بانکها یا نزولخواران ضبط می شود، و کلیه سفته ها و چک ها هم به جرا گذاشته می شود. چون کسی که وام میگیرد، درامدی ندارد که وام را پس بدهد. لذا از این دوران بعنوان سفته بازی یا: بازی با پول هم نامبرده می شود.
این امر باعث می شود تا ثروت بر قدرت پیروز شود، و همه ارکان قدرت در اختیار بانکدارها قرار گیرد. همانطور که در دوران قرون وسطی، قاضی و مجری همه گوش بفرمان نزولخواران بودند، و با اشاره او بدهکاران را دستگیر و زندانی می نمودند. اکنون در امریکا و اروپا هم همینطور است، یعنی بانکها اموال و خانه های مردم را توسط قوه قضاییه مسدود می کنند، و توسط قوه مجریه مصادره می کنند. چرا که در دوران رونق اقتصادی، براساس تئوری های مصرف گرایی: دکتر کینز و دیگران مقرر گردید برای: تحریک تقاضا به همه مردم کالاها و خدمات قسطی واگذار نمایند.
هر شخصی می توانست با پرداخت یک دهم قیمت خانه، صاحب خانه شود و یا فقط چند دلار کافی بود تا: بتواند خودرو خریداری نماید. خیلی از کالا ها هم اصلا رایگان داده می شدند! زیرا سود خود را از خدامات پس از فروش بدست می اوردند. مانند خط تلفن یا فروش موبایل و امثال آن، و حالا که دوران رکود بزرگ آغاز شده، چون مردم نمی توانند اقساط را بپردازند، لذا کلیه عوامل پلیس و دادگاهها همگی برای: پس گرفتن آن خانه ها و یا اتومبیل ها، به بانکها کمک می کنند.
در این دوران فقط اقتصاد مقاومتی است که مردم را حفظ می کند، و تاریخ را به جلو می برد. یعنی فقط مردمی باقی می مانند که به پول ها نزولی دست نزنند، و فقط به بازوی خود و درامد اندک خود قناعت می کنند. تا دوران رکود هم بگذرد. و دوباره دوران رونق فراهم شود. از عوامل مهم اقتصاد مقاومتی بانکداری مقاومتی است. که ما امروز ان ها را صندوق های قرض الحسنه، یا صندوق تعاونی اعتباری محلی و خانوادگی می نامیم. که با کمک خیرین ایجاد و وام های بدون بهره پرداخت می کنند.
![]()
دانشگاه بین المللی بی بی شهربانو در حال تاسیس