سفر مسئولان پاکستانی برای میانجی گری: بین ایران و عربستان تمام نشده که چین، روسای خود را به ایران می فرستد. اینکه سفر به ایران در برنامه نبوده از انجا مشخص می شود که: شی جینگ پینگ ابتدا به عربستان و مصر می رود، تا پیام ها و خطوط اصلی ان ها را بگیرد و به ایرا منتقل کند. زیرا هر دو کشور از جمله رژیمهایی هستند که: با اسرائیل مراوده دارند و: با ایرا ن قطع رابطه کرده اند. البته چین هم به دنبال منافع خود است، یکی از منافع انان نفت ارزان یا رایگان است. و دیگری سکوت در مقابل اعتراض های مسلمانان: چینی بخصوص کشور چین تایپه یا تایوان است.

 اگر بگوییم که این سفر برابر خواسته ال سعود انجام می شود، راه دوری نرفته ایم زیرا :عربستان درپی گسترش اتحاد خود علیه انچه تروریسم می نامد: یعنی ایران و حزب الله است و: تابحال از تروریستهای چینی کم استفاده کرده است. متاسفانه چین نیز با این راهبرد موافقت اصولی کرده، تا به ایران فشار بیشتری وارد کند و امتیاز نفت بیشتری بگیرد. براساس گزارش ماهین نیوز، آل سعود قول داده بعنوان هزینه ساخت نیروگاه، تمام هزینه های نظامی اعزام تروریست های چینی را برای: کشتار مسلمان در داخل چین و در ایران ولبنان بپذیرد. و از حاکمیت چین بر کشور های همسایه مانند: میانمار و مالزی و هنگ کنگ و تایوان حمایت کند.

 البته در ایران هم تاکنون مخالفتهایی با این سیاست چین نشده است، و تقریبا مسلمانان چین در مقابل سرکوبگری: های دولت چین بدون حمایت جهانی هستند.

یکی از خصایص مسلمان چین و شرق اسیا و آسیای دور این است که: اسلام خود را از ایران گرفته اند ولذا مانند: اعراب خاورمیانه دچار چالش جدی برای انتخاب میان ایران و عربستان نیستند. واین موضوع همیشه مبارک بوده است. یعنی وقتی بین ایران و عربستان قطع رابطه شد، هیچکدام از کشورهای شرق آسیا به عربستان نگاه مستقلی نداشتند، در حالیکه اغلب کشورهای عربی ضمن اجابت دعوت عربستان، با آل سعود بیشتر ارتباط برقرار کردند، تا ایران و دیدیم فقط لبنان و کمی هم عراق مخالفت کردند.

البته برخی از کشور های اسیای میانه، یا شرق اسیا که عربستان در انجا بیشتر حضور دارد، کمی متمایل به ال سعود هستند ولی در مقابل: اختلاف ان با ایران طرف هیچکدام را نمی گیرند. بارزترین این دولت ها دولت پاکستان و جمهوری اذربایجان است، که خوشبختانه اخیرا اعلام همبستگی با ایران نمودند. لذا تنها نقطه قابل توجه باقی مانده برای ال سعود، چین و موضوع و مسلمانان اسیای دور است.

    انتظار ال سعود از چین دو موضوع بود: اولا نیروگاه هسته ای در عربستان ایجاد کند تا: حس برابری با ایران را در هواداران خود ایجاد کند. دوم اینکه در مبارزه با نفوذ ایران مخصوصا خط مقاومت، به ال سعود کمک نظامی  زمینی بدهد. البته برای رد گم کنی، ابتدا به سفر به مصر برنامه ریزی شد، تا حساسیت ایران بر انگیخته نشود. زیرا مصر هم بخاطر نفوذ انقلاب اسلامی در ان، با ال سعود همراه  است. منتهی مصر مانند عربستان دارای چاههای نفت نیست که: بتواند با تکیه بر کمک های مالی، در خواستی از چین داشته باشد، ولی میتواند منتقل کننده صریح تر خواسته های ال سعود باشد.

چین نیز به واسطه سقوط ارزش بازار های مالی و: کاهش صادرات و عدم توانایی رشد اقتصادی سابق، ناچار است بر روی کمک های مالی عربستان حساب باز کند. و از این رو با پذیرش تمام خواسته های ال سعود و مصر، روانه ایران می شود. مسئولان ایرانی هم به این موضوع واقف هستند، اما ممکن است با دادن امتیاز های بیشتر یا قرارداد های سنگین تر، بخواهند مقابله به مثل کنند ولی این امر اشتباه است.

زیرا از یکسو چین قادر نیست نیروی انسانی: مورد نیاز عربستان را تامین کند زیرا، دوستی مردم چین با ایران بیشتر است تا اعراب. لذا  ورود افرا چینی به گرو ههای داعشی با امتناع وسیع مردم انجا روبرو است. چون نه مانند اعراب حمیت  و عصبیت نابجا دارند، و نه مانند امریکاییها برای پول ادم کشی می کنند. وسالها مراودات ایران و چین این را ثابت می کند

از سوی دیگر آل سعود نیز قادر به تامین مالی، یا کمک مالی به چین به میزان مورد انتظار نمی باشد. زیرا تنها راه ال سعود فروش رایگان نفت به چین است، تا بتواند با قیمت های پیشنهادی ایران رقابت کند. و این یعنی خزانه خالی برای عربستان که دیگر: پشتوانه ای برای خرید از چین یا پرداخت هزینه های تاسیس نیروگاه  ندارد.  لذا ما از مسئولین درخواست می کنیم: فقط به رقابت با عربستان فکر نکنند، بلکه مصالح ایران و مسلمانان شرق دور را در: مالزی و سنگاپور و اندونزی و.. در نظر بگیرند، تا انها بیش از این مستعمره چین نشوند، و در مقابل هجوم اقتصادی و فرهنگی چین، خود را بی پشتوانه احساس نکنند.

ایا داعش چینی در راه است؟